دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۲ - ۲۵ ذيحجه ۱۴۲۴
Mon, Feb 16, 2004
گزارش روز
شماره ۲۷۲۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
اروپا، ديگر مسيحي نيست
مترجم: حميده احمديان راد
154548.jpg
«جيامپائولوسرواديو» مثل خيلي از ايتاليايي هاي زمانهاي گذشته و بچه هاي قديم عادت داشت هر هفته به كليساي كاتوليك رم برود. او حتي به عنوان خادم خردسال محراب كليسا خدمت مي كرد.
اما صبح يك روز يكشنبه هنگامي كه زنگهاي كليسا در اين شهر كليساهاي جامع كهن نواخته شد او به جاي شركت در مراسم مذهبي به كار ديگري پرداخت و براي دويدن از خانه بيرون رفت. به عبارت ديگر به ذهنش رسيد كه از زمان بهتر استفاده كند.
سرواديو كه اكنون ۳۹ساله است مي گويد: «به نظر مي رسد كليسا واقعاً از مرحله پرت است.» او به موضوعاتي مثل كنترل مواليد و فوائد دعا اشاره مي كند و مي گويد: «نمي فهمم كارهايي مثل اعتراف و تكرار سلام بر مريم چگونه مي تواند مشكلات را حل كند.»
او در مورد اين كه خودش را كاتوليك بداند مردد است. «واقعيت اين است كه وقتي ۲۰سال است كه حتي به كليسا نرفته ايد چه جور كاتوليكي هستيد؟»
منصفانه اين است بگوييم در ايتاليا و بيشتر اروپا ـ جايي كه مدت زيادي از زماني نگذشته كه دلبستگي به مسيحيت لازم شمرده مي شد ـ اغلب به نظر مي رسد كه ديگر وابستگي به اين دين وجود ندارد.
سال گذشته پاپ ژان پل دوم بيست و پنجمين سالگرد برگزيده شدن به عنوان رئيس كليساي كاتوليك رم را جشن گرفت كه بالاترين ارزش را در جهان مسيحيت و اروپا دارد.
او از زماني كه در پيشاپيش جهان مسيحيت قرار گرفته تغييرات زياد و كم و بيش درخشاني در كليسايش و خط فكري فرقه پروتستان در نيم كره جنوبي به وجود آورده است.
مسيحيت صداي پرطنيني در جهان غرب دارد و به طور موفقيت آميزي با اسلام كه تأثيرش عميق مي شود و ممكن است آينده اي در غرب پيدا كند رقابت مي كند. اما اروپا هنوز مثل جهانگرداني كه از بناي ياد بود ديدن مي كنند به گذشته مسيحيت نگاه مي كند. مدتي پيش پاپ با افسوس از اروپايي ها استدعا كرد دوباره دين را كشف كنند.
اين در حالي است كه جدايي و كدورت ناشي از وجود فضاي توطئه در كليساهاي درون قاره و اصطكاك و اختلال در داخل قاره و بين كشورها لانه كرده وعميق شده است.
سكولاريسم اروپا آنطور كه بعضي تحليلگران سياسي مي گويند عاملي است كه اروپا را از آمريكا جدا مي كند. در آمريكا مذهب نقش قدرتمندي در سياست و اجتماع دارد و بسياري از ديدگاه هاي آمريكايي ها به جهان را شكل مي دهد.
آمريكايي ها به طور گسترده و راحت با ملت ها به عنوان خوب يا شرير و درست و غلط معامله مي كنند و اروپايي ها اغلب چنين ديدگاههايي را بي ملاحظه مي دانند.
در فرانسه كاتوليك برتري دارد اما سكولار قاطع تر است وحدود يك نفر از ۲۰نفر مردم تمايل دارد هر هفته از خدمات مذهبي بهره مند شود. در حالي كه اين رقم در آمريكا به يك نفر از هر سه نفر مي رسد. نكته قابل توجه اين نيست كه عده كمتري به كليسا مي روند بلكه نكته اينجاست كه در شمال فرانسه هيچ كس به كليسا نمي رود.
اگرچه فرانسه نمونه اي افراطي است اما رانده شدن مردم ازنهادهاي مسيحي و تفاوت داشتن با ايالات متحده اين حقيقت را نشان مي دهد كه بيشتر اروپا همين وضعيت را دارد. جايي كه خدمات مسيحيت چه كاتوليك باشند يا پروتستان يا ارتدكس جاي خيلي كوچكي بين مردم دارند.
برخي وانمود مي كنند كه در زندگي خودشان و آنهايي كه دوست دارند، براي انجيل مقدس اهميت زيادي قائلند. اما آنهايي كه به كليسا مي روند توجه كمي به اندرزها و تكاليف كليسا نشان مي دهند.
حتي تنش بين نظريات عصر جديد و آموزه هاي سنتي كليسا باعث شد جلسه اضطراري رؤساي فرقه انگليكان تشكيل شود. در اين جلسه رؤساي فرقه در باره پذيرش اسقف هاي همجنس باز در كليساهايشان بحث كردند. چرا كه اگر كه اقدامات مثبت و سهل گيرانه اي صورت نگيرد نمايندگان گردهمايي هاي مذهبي در جهان توسعه يافته كليسا را به دو پارگي تهديد مي كنند.
درمقدمه جديد و خود قانون اساسي تكميل نشده اتحاديه اروپا هر اشاره اي به مسيحيت و حتي خدا در ميان مؤلفه هاي فرهنگي كه به اروپا شكل داده انداز قلم افتاد. اگر چه پاپ و ساير رهبران مسيحي با حرارت به اين موضوع اعتراض كردند.
«جان بريوتن» نخست وزير سابق ايرلند كه درگير تهيه پيش نويس سند بوده و براي جلب آرا در مورد شمول خداوند تلاش مي كرده، مي گويد:« به عقيده من شكلي از تعصب سكولار در اروپا وجود دارد كه به طور قوي به هر تعصب مذهبي كه در گذشته بود لگام مي زند.»
عرصه فعاليت بريوتن در اروپاي غربي بوده. اما خيلي از كشورهاي اروپاي شرقي جز استثنائاتي مثل لهستان، سرزمين مادري پاپ، نشان داده اند كه بيشتر از اروپاي غربي، مذهبي نيستند. طغيان هاي مذهبي كه بعد از كمونيسم ظاهر شده بود از ميان رفته است. آنها هم به نظر مي رسد حول محور سكولاريسم ساكن شده اند.
بزرگترين اميدواري مسيحيت در اروپا اين است كه درحقيقت مهاجراني از جهان در حال توسعه كه در خيلي از موارد مذهب را از هيأت هاي اروپايي آموخته اند، ممكن است دين را با احتياجات و سليقه هايشان در هم آميزند و سپس آن را به قاره حمل كنند.
در شهرهايي مثل پاريس، آمستردام و به خصوص لندن به ميزان زيادي كليساهاي سياه پوستان رشد كرده اند كه با تازه وارداني از كشورهاي نيجريه، سيرالئون و ديگر كشورهاي آفريقايي پر شده اند. گزارشي كه توسط گروه انگليسي «تحقيقات مسيحيت» انجام شده تخمين مي زند كه سياهان و با گستردگي كمتري آسيايي ها بيش از نيمي از كليسا بروهاي لندن مركزي هستند، اگرچه كمتر از يك چهارم جمعيت منطقه را تشكيل مي دهند.
براساس برخي تخمين ها بيش از ۲۵ ميليون نفر از مردم انگلستان كليساي انگليس را به عنوان فرقه مذهبيشان مي شناسند. اما فقط ۱‎/۲ ميليون نفر واقعاً هر هفته به يكي از كليساها مي روند. ديگر فرقه هاي پروتستان هم همين وضع را دارند. اسقف «ديويد كرنيك» رئيس «كليساي متحد اصلاح شده» مي نويسد: «در اروپاي غربي ما در حال سقوطيم و از ناخن هايمان آويزانيم.» يك نشريه مذهبي نيز مي نويسد:«واقعيت اين است كه اروپا ديگر مسيحي نيست.»
اعتقاد به عدم حضور
جدا از جريان اخير مهاجرت مسلمانان به اروپا و بالا رفتن تعداد مساجد دركشورهايي مثل بريتانيا، فرانسه و آلمان اكثريت فراگير اروپايي هايي كه عقيده مذهبي شان رااعلام مي كنند، خودشان را مسيحي مي شناسند، اما براي اكثريت، مسيحيت به يك ميل روحاني خفيف تغيير يافته تا مرامي محكم و پابرجا.
«استفاني وركمر» گل فروش ۳۱ ساله اهل ليل كه صليبي طلايي به گردنش آويخته مي گويد كه اين صليب چند سال پيش او را از جراحتي كه در يك تصادف پيدا كرده بود، نجات داده است. او مي گويد:« خدايي وجود دارد. من اينجا نبودم اگر او آنجا نبود.» اما او در ضمن مي گويد كه تقريباً هيچ وقت به كليسا پا نگذاشته مگر موقعي كه مي خواست دخترش در كليساي رم غسل تعميد داده شود. ولي چون دخترش خارج از چارچوب ازدواج متولد شده، هنوز موفق به انجام اين كار نشده. دختر كوچولو الآن سه ساله است.
در كليساي «سنت سكرمنت» در ليل، تعداد حاضران در مراسم عشاي رباني كمتر از رقم ۵۰ نفر است. اما عاليجناب «اميل رينز» كشيش كليسا با خشنودي گزارش مي دهد كه اخيراً به شش زوج پيش از ازدواج اندرز داده است. او گفت كه اين موضوع ثابت مي كند كه زوج هاي جوان هنوز ازدواج كاتوليك را مي خواهند. اما با ناراحتي اذعان مي كند كه همه زوجها تنها براي مدتي با هم زندگي كرده اند.پدر «رينز»۶۶ساله مي گويد: «آنها اين را بدون شرم مي گويند. » او اضافه كرد كه انتظار ندارد زوجهايي را ببيندكه بيش از يك بار به ماه عسل رفته اند. در «سنت سكرمن » مثل خيلي از گردهمايي هاي مذهبي ديگر اعضا به پير شدن زيادميل كرده اند.
عاليجناب «اندروام گريلي»، مؤلف «مذهب در اروپا در پايان هزاره دوم » كه سال گذشته منتشر شده، مي گويد: «در دوره هاي مختلف مذهبي، اروپا خيلي پيچيده شده است.»
مطابق با نتيجه نظرسنجي گسترده اي به نام «مطالعه ارزشهاي اروپايي » كه در سال۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ انجام شد و تابستان سال گذشته منتشر شد، اكثريت بزرگي از مردم در بيشتر كشورهاي اروپايي به خدا اعتقاد دارند و اكثريت زيادي نيز عقيده دارند كه خدمات مذهبي موقعي كه كسي مي ميرد، مهم است. اما آنها كمتر با خدمات مذهبي آشنا هستند، يا مهارشان را به مراسم كليسايي مخصوص و اصول عبادي مسيحيت داده اند. «گريس ديوي »استاد جامعه شناسي دانشگاه «اكستر » و مؤلف چند كتاب درباره تمايلات مذهبي در بريتانيا و اروپا مي گويد: «اگر از متوسط اروپايي ها راجع به پايه مرامي يا بيانات كليساي مسيحي بپرسيد، بيشتر آنها نمي دانند.» برنامه اين ارزيابي از سوي خود متوليان كليسا حمايت مي شد.
ادامه دارد
عبور از پل فيروزه
ناني و خلقاني
و ويراني و جاناني
[در طول تاريخ ايران] روابط شاه با جامعه دانشي و اهل فضل و فضيلت از دشواري ويژه اي برخوردار نبود. آن دسته از آنان كه حريم قناعت را وسعت داده بودند، كنج عافيت را بر گنج هاي غنيمت ترجيح مي دادند و به تعبير صاحب قابوسنامه به همان چهار چيز كه شيخ ابوسعيد ابوالخير رحمة الله گفته است كه آدمي را از آنها گزير نبود: «اول ناني، دوم خلقاني، و سوم ويراني، چهارم جاناني، هر كس بر حد و اندازه او از روي حلال» و يا ادني از آن رضايت مي دادند و در ميرو وزير و سلطان را پير امن نمي گشتند. خلق را نيز بدانان ارادتي تمام مي افتاد و بي طمعيشان را فوزي عظيم مي شمردند. سكان اخلاقي جامعه و منزلتهاي والاي مذهبي و ديني را در دست و ديده آنها مي ديدند و به شوق و رغبت تمام حمايتشان مي كردند. جالب است كه اينان حتي در پيشگاه نفوذ كساني كه جز سلاح چيزي را واسطه كار نمي شمردند نيز هميشه احترام خاص خود را داشتند و بر صدر مرتبه و مقام جاي مي گرفتند. باري، ارباب قدرت از آنان ياري مي طلبيدند و انفاس خيرشان را واسطه بقاي مملكت خويش مي شمردند. كم پيش نيامده است كه بدون مبالغه، هر قدر كه دست مي داد و زمينه ميسر مي شد، در آزار و بي پايي و چپاول زير دستان بي پروايي مي نمودند.
تجربه ها نيز ثابت كرده بود كه اعتبار و حيثيت آنها تا وقتي برجاست كه سايه سلطان را بر سر داشته باشند و همان كه سايه، به هر دليل، محو و كم رنگ مي شد، از آنان خود چيزي برجاي نمي ماند. علي هذا، حكومت مركزي را با آنان دشواري خاصي نبود جز اينكه از طريق منهيان خويش مواظبت تام از ايشان كنند و هر گاه كه قصد خيانتي كردند يا مال بيش از استطاعتي به دست آوردند، فوري به بهانه اي خلع مرتبتشان نمايند و آن مال بستانند و به تصرف درآورند.
دكتر رضا شعباني، مورخ ـ ۱۳۶۹

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سلامتي   |   نظرگاه   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   | 
|   قيمت سكه و طلا   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |