شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۲ - ۱۴ محرم ۱۴۲۵
Sat, Mar 6, 2004
موسيقي
شماره ۲۷۴۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نغمه نو
پيش خواني ها، نوحه ها، گوشه ها و مرثيه ها در تعزيه ايران
تحقيق و تأليف : جهانگير نصر اشرفي
صداي فاخته
به ياد حسين قوامي
حسين قوامي؛ در سال۱۲۸۸ در تهران متولد شد. او ابتدا از طريق صفحات گرامافون با موسيقي و آواز ايراني آشنا و از سال،۱۳۰۴ مدت هفت سال نزديكي از خواندگان آن زمان به نام عبدالله حجازي به فراگيري فنون آواز پرداخت. قوامي از سال۱۳۲۵ همكاري خود را با راديو آغاز كرده و از سال۱۳۳۷ پس از يك وقفه اي كوتاه كار خود را باراديو با خوانندگي در برنامه گلها، بطور مستمر ادامه داد و برنامه هاي مختلفي اجرا كرد. حضور در نظام سبب شده بود قوامي نتواند با اسم خود آواز بخواند. روح الله خالقي، نام «فاخته اي» را براي او برگزيد و سالها، مردم او را به همين نام مي شناختند. او را مي توان از پركارترين خوانندگان راديو به شمار آورد. اجراي حدود ۲۲۰برنامه درمجموعه برنامه هاي گلها (گلهاي جاويدان، رنگارنگ، برگ سبز، شاخه گل، گلهاي تازه) او را به هنرمندي محبوب بدل كرد. صداي مرحوم قوامي، گرم و پخته و در محدوده صوتي قرار داشت كه كمي به بم بودن متمايل است. او در اداي كلمات و تلفيق شعر و موسيقي، دقت و ظرافت كامل به كار مي برد. تحريرهاي كوتاه، عدم تحرير بر روي كلمات شعر، درست ادا كردن كلمات، پرهيز از اوج خواني هاي پردامنه و بسيار بلند، وضوح در بيان و عدم تحرير در ميان جملات آوازي، از ويژگي ها وخصوصيات آواز ايشان است. سبك و شيوه او با همه ارزشها و ويژگي هاي پيدا و پنهان آن، توسط خوانندگان بعدي چندان مورد توجه واقع نشد. با اين حال، تأثيرات هنر او، در آواز برخي خوانندگان، قابل رؤيت است. در اجراي آواز، چندان متكي به سنت رديف نبوده و بيان احساسي جملات آواز را مدنظر داشت. آواز زيبايي درافشاري با مطلع «كفر و دين در بر عشاق نكو كار يكي است» سبك او را به خوبي مي نماياند. قوامي با خواندن تصانيف مشهوري چون سرگشته و جواني، به خاطره اي فراموش نشدني براي دوستداران موسيقي گلها بدل شد. شايد بدون اغراق، كسي پيدا نشود كه نغمه «تو اي پري كجايي» را نشنيده باشد. حسين قوامي، معروف به فاخته اي در شامگاه هفدهم اسفند در سن ۸۰سالگي بدرود حيات گفت و در امامزاده طاهر كرج در جوار آرامگاه خواننده بزرگ ديگري يعني غلامحسين بنان به خاك سپرده شد. يادش گرامي باد.
نغمه نو
ققنوس
پيش خواني ها، نوحه ها، گوشه ها و مرثيه ها در تعزيه ايران
تحقيق و تأليف : جهانگير نصر اشرفي
تعزيه، به دلايل متعدد، مي تواند براي همگان جالب توجه باشد. جنبه هاي مختلف نمايشي ، موسيقي در اين مراسم، حاوي، ويژگيهاي مختلفي از فرهنگ ايران در ادوار ماضي است. تكامل تدريجي و تلفيق بسياري از رسوم، آيين ها و سنت ها، به شكل گيري تعزيه انجاميده است. موسيقي تعزيه نيز، بسيار غني و قابل تأمل است. بويژه آنكه از دوره صفويه و با منع مذهبي، تعزيه ، يگانه جلوه گاه، بروز آواز در موسيقي ايراني بوده است. حضور خوانندگان برجسته در ادوار مختلف كه تاپايان دوره قاجار ادامه داشت، آوازها، مراثي و نوحه هاي مربوط به تعزيه را عمق و غنايي مي بخشدتا امروزه نيز بتوان به جلوه هاي آن استنادكرد. ققنوس اثري با درون مايه پژوهشي، با اين رويكرد مي تواند براي هر علاقه مند به فرهنگ وهر موسيقيدان، موسيقي شناس و يا علاقه مند به فرهنگ موسيقايي ، جالب توجه باشد اين اثر در قالب يك آلبوم نه كاسته به همراه يك كتاب پيوست، توسط جهانگير نصراشرفي، گردآوري و منتشر شده است. اشرفي از پژوهشگران دوره تاريخ و فرهنگ است واثر برجسته او با نام فرهنگ واژگان تبري در ۵ جلد و به كوشش گروه نويسندگان، در زمينه مذكور، يك مرجع كامل و ارزشمند محسوب مي شود. ازايشان همچنين آثار صوتي شامل موسيقي مازندران و موسيقي آييني دو سوي البرز به همراه كتابچه يادداشت، منتشر شده است. توجه و تمركز اين محقق بر تاريخ نمايش در ايران و ضبط و گردآوري نمونه هاي گسترده اي از تعزيه در سراسر ايران، به عنوان بخش مهمي از اين پروژه ، سبب گردآوري گنجينه اي گرانبها در زمينه موسيقي تعزيه شده است. ققنوس، شامل نوحه ها ، گوشه ها و پيش خواني ها، بخشي از اين گردآوري را تشكيل مي دهد. در اين مجموعه، آثاري منحصر به فرد از راويان آوازهاي مذكور در مناطق مختلف ايران مشاهده مي شود. كتاب پيوست مجموعه تحت همين عنوان، با وجود مختصر بودن، حاوي نكات مهمي است كه آن را به اثري پژوهشي در زمينه موسيقي تعزيه بدل كرده است. مرور بخش اندكي از كتاب خالي از لطف نخواهد بود: «همه كساني كه با حوزه نفوذ و كاربرد تعزيه آشنايي نسبي دارند. در برابر اين پرسش منطقي قرار گرفته اند كه نغمات بومي چگونه و در چه فرايندي، به عنوان سازه اي شفاهي در تعزيه سراسر نواحي ايران گسترش يافته و اقوام و طوايف مختلف، پديده اي بدواً نامأنوس و غيربومي را از فرهنگ نواحي مختلف، در فرهنگ و فولكلور خود جاي داده اند. ... نقشي كه تعزيه در دگرگوني، جابه جايي و گسترش موسيقي بومي ايفا كرد، اگرچه در همه نواحي يكسان نيست اما در كليه مناطقي كه از تعزيه استقبال شد، ديده مي شود. اين نقش و تأثير از جنبه هاي متفاوتي قابل بررسي است كه با اهميت ترين آن، انتقال نغمات ازنقطه اي به نقطه ديگر و تأثيري است كه تعزيه از طريق موسيقي سنتي بر اينگونه نغمات نهاده است». ( از كتاب ص ۵۲ و ۵۳)
سوگواره موسيقي نواحي
156417.jpg
محمد جواد بشارتي
موسيقي نواحي ايران از مهمترين بخش هاي مربوط به فرهنگهاي شفاهي ـ و گاه مكتوب ـ است. كميت و كيفيت انواع مختلف اين موسيقي، آن را به موضوعي مهم در عرصه هاي فرهنگ تبديل
مي كند. موسيقي مذهبي مرتبط با آن نيز، ويژگيها و خصوصيات ارزشمند و جالب توجهي دارد. نوشته زير به صورت گذرا به طرح مسأله پرداخته و نگاهي كوتاه به جلوه هاي موسيقي مذهبي در چهار منطقه دارد.

تنوع و گستردگي موسيقي نواحي مختلف ايران، سبب گسترش فرهنگ موسيقايي شده است. اگرچه موسيقي رسمي و رايج در شهرهاي بزرگ موسيقي رديف دستگاهي و اين نوع موسيقي بيشتر معرف موسيقي ايراني است. با اين حال، اهميت و اعتبار موسيقي نواحي، بر كسي پوشيده نيست. تنوع فرهنگي، گوناگوني آوازها و نغمه ها، تكثر سازها، و مواردي از اين دست، سبب اهميت موسيقي نواحي، چه به لحاظ كميت و چه از جهت كيفيت مي شود. اين مسأله در موسيقي مذهبي موجود در نواحي ايران نيز رخ مي نمايد. موسيقي مذهبي شيعه در ايران دو رويكرد اصلي دارد. موسيقي تعزيه و موسيقي عبادي، مهمترين جنبه هاي موسيقي مذهبي اند. هرچند نمونه هاي ديگري نيز مشاهده مي شود كه ممكن است گاه كاربرد غير مذهبي نيز داشته باشند و خارج از دو عنوان ياد شده قرار گيرند. دو مفهوم ياد شده درمحيط هاي شهري و مراكزي نظير شيراز، اصفهان، تهران، قزوين و (پايتخت در ادوار مختلف) رشد و گسترش چشم گيري يافتند. جلوه اي از حضور موسيقي نواحي در موسيقي مذهبي، با حضور، خوانندگان و راويان بزرگ شهرها و روستاها درنواحي پايتخت نشين، معنا مي يابد. راويان آواز و موسيقي مذهبي هر ناحيه ، با حضور در يك مركز فرهنگي ـ سياسي، بخشي از ويژگيهاي موسيقي منطقه خود را به موسيقي رسمي و رايج، وارد مي كردند. از زمان صفويه با گسترش موسيقي مذهبي، اين نقل و انتقال در اينگونه موسيقي، نمود بارزتري داشت. بخش ديگري از اهميت موسيقي مذهبي در نواحي ايران، به اعتبار خصوصيات و ويژگيهاي موسيقي بومي هر منطقه است. تأثيرات متقابل موسيقي مذهبي و موسيقي بومي در نواحي مختلف، جلوه اي خاص از يك فرهنگ غني موسيقايي را به نمايش مي گذارد. در برخي مناطق، حضور موسيقي رسمي پررنگ تر و در برخي، جلوه هاي فرهنگي بومي، مشخص تر است. تنوع و گستردگي اقوام از سويي و تنوع فرهنگ موسيقايي آنها از سوي ديگر كاركردهاي ويژه اي در موسيقي مذهبي هر منطقه، شكل داده است. اين رويكرد، اگرچه نياز به تحقيق گسترده اي دارد و در هر منطقه، زمينه ساز پژوهشي مستقل است، اما جهت آشنايي نگاهي كوتاه و گذرا به جلوه هايي از موسيقي مذهبي موجود در نواحي ايران، ويژه محرم و صفر، خالي از لطف نخواهد بود.
بوشهر:
شايد اغراق نباشد اگر گفته شود، اهميت و اعتبار موسيقي مذهبي بوشهر، بيش از ساير انواع موسيقي منطقه است. چگونگي روند اجرا ي مراسم مذهبي، به ويژه تلفيق بامراسم سنج و دمام، اجراي مراسم عزاداري را در بوشهر، منحصر به فرد كرده است. مراسم عزاداري با گروه سنج و دمام آغاز مي شود. اين گروه متشكل از چند دمام، چند سنج و يك بوق است. دمام ها در سه شكل مختلف (از لحاظ اجرا و اندازه) به نامهاي دمام معمولي، غمبر و اشكون شناخته مي شوند كه هر يك وظيفه اجراي ريتمي را بر عهده دارد. اشكون به معناي شكننده ريتم، هماهنگي ساير دمام ها را بر عهده دارد. تعداد دمام ها فرد است (۵ ۷، يا ۹) واين به اعتقاد نوازندگان قديمي بازمي گردد. دمام از ساز كوبه اي پوستي است. جنس بدنه از چوب است و بر دو طرف آن با تسمه و طناب پوست مي كشند. اجراي ويژه و فرم خاص اين مراسم، با تلفيق صداي بوق، سنج و دمامها، جذابيتهاي فراواني را در خود رقم زده و آن را به يك آيين بدل كرده است. با وجود منع اجراي مراسم در دو دوره تاريخي (دوره رضاشاه و اوايل انقلاب)، اين مراسم همچنان در محله هاي مختلف بوشهر ادامه دارد. مراسم سنج و دمام، به نوعي، اعلام كننده آغاز مراسم نيز هست. پس از آن خواندن ذكر آغاز شده و نوحه خوان اول فضا را براي مراسم سينه زني مهيا مي كند. فرم خاص سينه زني و حلقه هاي دايره وار و متحرك سينه زنان، تنوع نوحه ها از لحاظ ريتم و ملودي و اجراي قسمتي به نام «واحد» در اين مراسم، آن را به سنتي عميق و غني با جلوه هاي خاص تبديل كرده است. لازم به ذكر است مرحوم جهان بخش گردي زاده معروف به بخشو از بزرگترين نوحه خوانان منطقه بود كه جايگاهي ويژه نزد مردم داشت. او همچنين در خواندن شروه و ذكر، مهارت بسزايي داشت. تأثير او امروزه در ميان بسياري از نوحه خوانان جنوب ايران به خوبي قابل رؤيت است.
هرمزگان:
با وجود فرهنگ مسلط سواحلي در اين منطقه و تأثيرپذيري از موسيقي سواحلي وعربي در انواع موسيقي، اجراي تعزيه در بندرعباس و ميناب، جالب توجه است. در هرمزگان و بخصوص ميناب، رايج ترين شكل موسيقي مذهبي، مولودي خواني است. اما وجود تعزيه و اسنادي از نسخ تعزيه هاي قديمي در منطقه، با شكل اجرايي خود، ارتباط ميان موسيقي رسمي و اين بخش از موسيقي هرمزگان را سبب شده است. آوازهاي تعذيه در اين منطقه، همانند آوازهاي تعزيه در شهرهاي اصلي اجراي تعزيه است. به عبارتي آوازها، برگرفته از موسيقي رديف دستگاهي و موسيقي آوازي ايراني است. در واقع شايد تنها بستر حضور موسيقي رسمي در منطقه، آوازهاي تعزيه و نوحه ها باشد. نوحه ها نيز اغلب به زبان فارسي است و از لحاظ ريتم وملودي، شباهت هاي بسياري به نوحه هاي مناطق شهري دارد. نكته مهم اينكه، با وجود اهميت تعزيه درمنطقه ميناب وبندرعباس و و وجود نسخ تعزيه وتعزيه خوانهاي مشهور، توجه چنداني به اين مورد نشده است. استقلال موسيقي تعزيه، نسبت به ساير انواع موسيقي وارتباط وپيوستگي آن با موسيقي رديف دستگاهي، مي تواند نمايشگر جلوه هايي از موسيقي عميق و غني تعزيه دراين منطقه باشد.
مازندران :
در مازندران ، موسيقي مذهبي، به شكل هاي مختلف حضور دارد . تعزيه، نوروزخواني وچاوشي از مهمترين انواع اين نوع موسيقي به شمار مي رود. تعزيه دراين منطقه از جهت تأثيرات متقابل با موسيقي آوازي منطقه، قابل توجه است. اميري به عنوان رايج ترين مقام آوازي، در موسيقي سازي وآوازي تعزيه، نفوذ گسترده اي داشته است. ضمن آنكه ، اين آواز ، از طريق تعزيه خوانها به نواحي هم جوار نظير كومش، طالقان وگيلان نيز وارد شده وبه شكل هاي مختلف، گاه با تغيير حالت ، اجرا مي شود. ضمن آنكه موسيقي تعزيه سبب شد انواع مختلفي از موسيقي مناطق يادشده به موسيقي مازندران راه يابد. فرم تحريرها وگردش ملودي در نغمه هاي منطقه، در اجراي مراسم تعزيه ، ويژگي خاصي به آن بخشيده است . اين ويژگي سبب شده است جلوه اي متفاوت از آوازهاي مربوط به تعزيه، نسبت به تعزيه هاي رايج، شكل پذيرد. تعزيه، محل تلاقي آوازهاي مختلف منطقه و تأثير متقابل آوازهاي مذهبي وغيرمذهبي، مناطق مختلف البرز، بوده است . اين مسأله برعمق وغناي موسيقي آوازي وسازي، منطقه افزوده است .
گيلان:
تعزيه در گيلان نيز، باتداخل موسيقي آوازي منطقه و نغمه هاي تعزيه همراه بوده است. اگرچه برخي آوازهاي بومي منطقه ديلمان به تعزيه راه يافته اما ميزان اين تأثيرات از ساير مناطق البرز كمتر بوده است. ضمن آنكه موسيقي تعزيه در منطقه تالش، شكل نگرفته است . نمونه جالب توجه ديگري از موسيقي مذهبي گيلان مراسم كرنانوازي است. كرناي گيلي، به صورت گروهي، ذكرهاي مذهبي به خصوص، ذكرهايي درمورد امام حسين (ع) مي نوازند. كرنا، لوله صوتي بلند (بيش از سه متر ) و فاقد سوراخ براي اجراي ملودي است كه در انتها خميدگي مي يابد. اين ساز به وسيله خروج هوا از محفظه دهان با دميدن در سر آن، نواخته مي شود. سرگروه ، ذكري را به وسيله حنجره و با خروج هوا از گلو در لوله صوتي ساز مي دمد وساير كرناها، پاسخ مي گويند. اين سنت در كليه مراسم مذهبي اجرا مي شود اما اجراي آن در محرم وصفر، يك سنت رايج ومعمول است.
پيوست:
بخش هايي از مطالب موسيقي مذهبي در نواحي از گفت وگوي نگارنده با راويان و مجريان موسيقي مذهبي در مناطق وبخش هايي از يادداشتها وگفت وگو با پژوهشگران گرامي محمدرضا درويشي وجهانگير نصر اشرفي اقتباس آزاد شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |