|
|
|
|
|
يادداشت
|
|
|
|
خاطرات قضايي
• بهروز هنرمند
|
|
|
|
صندلي خالي
|
|
|
|
چرا مجرم شدم!
|
|
|
|
حقوق هم ميهن
|
|
|
|
|
خاطرات
هرانساني در طول زندگي اش با رويدادها وحوادث مختلف روبرو مي شود. اين رويارويي در ذهن و روح اوبه صورت لايه هايي از خاطرات ته نشين مي شود، بطوري كه آن فرد همواره آن رويداد را نه تنها به ياد دارد بلكه هر زمان كه مي خواهد از پيشامدي متفاوت و جالب ياد كند، آن را براي ديگران نقل مي كند. خاطرات تلخ و شيرين اين ويژگي رادارند كه نه تنها براي شخص بازگو كننده جالب هستند بلكه براي شنونده آن نيز جذابيت خواهند داشت. ستون «خاطرات شما» را به همين بهانه، پايه گذاري كرديم تا خاطرات شما تنها در آرشيو ذهن تان نماند و بقيه نيز بتوانند از خاطرات شيرين بهره برده و لبخندي بر لب داشته باشند و خاطرات تلخ درس عبرتي برايشان باشد. كساني كه تمايل دارند خاطرات خود را براي ما ارسال كنند به آدرس روزنامه ايران ـ گروه حوادث مطالب خود را ارسال نمايند.
|
|
|
|
|
حلقه هاي شكسته زندگي تلخ زن نابينا
|
|
|
زن دست هاي تنهايش را به هر سو آرام مي چرخاند. چند قدمي در دادگاه مي گذارد و كنار مردي مي نشيند كه از ماه ها قبل دست هاي تنهايش را رها كرده است. چهره اي آرام و صبور دارد. انگار او از شرايطي كه چرخ روزگار برايش رقم زده است، مي رود كه فاصله بگيرد. شمرده شمرده در شعبه ۲۳۵ دادگاه خانواده سخن مي گويد: ـ سال ها پيش بود كه ازدواج كردم. دختري شاداب بودم و زندگي خوبي داشتم. تا اينكه صاحب فرزندي شدم. بچه ام هنوز كوچك بود كه با شوهرم دچار اختلاف شديم و از دادگاه تقاضاي طلاق كردم و حكم طلاق گرفتم. ولي با اصرار اطرافيان و خواست شوهرم به زندگي اش بازگشتم. زندگي اي كه حالا... چند لحظه اي سكوت مي كند و بعد ادامه مي دهد: ـ دوباره باردار شدم. اما اين بار هنوز چند ماه از بارداري ام نگذشته بود كه به علت نامعلومي بچه ام سقط شد و بينايي ام را از دست دادم. درد و غم از دست دادن جنين ام از يكسو و غم و غصه اينكه ديگر نمي توانم ببينم آزارم مي داد، اما احساس مي كردم اگر بتوانم تلاش كنم و با همين شرايطي كه دارم خو بگيرم، زندگي ام حفظ مي شود، اما من خيلي زود فهميدم كه اشتباه مي كردم. مدت كوتاهي گذشت كه فهميدم شوهرم با همسر برادر مرحوم اش ازدواج كرده است. از اينكه او اينگونه مرا تنها گذاشته است غصه ام گرفت. من در زندگي او تنها شده بودم، من پس از ازدواج با او بود كه به علت آوردن بچه اي براي او بينايي ام را از دست داده بودم، من به خاطر او بود كه در تاريكي افتاده بودم، من به خاطر او و زندگي اش بود كه تلاش كرده بودم تا دوباره روي پاي خودم بايستم و با شرايط پيش آمده مبارزه كنم، اما افسوس... نگاهم روي چهره مرد مي ميرد. ـ اولش نمي خواستم باور كنم و بعد كه باور كردم به خودم گفتم به خاطر بچه ام ادامه مي دهم اما شوهرم شرايط را برايم به گونه اي كرد كه ناچار به خانه پدرم بازگشتم. آقاي قاضي! شش ماه است كه نگذاشته اند بچه ام را ببينم. بغض گلويش را مي فشرد. زن تمام سعي اش را مي كند كه غرورش را ديگر به پاي زندگي از دست رفته اش نريزد. موجي از اشك در چشمان بي فروغش مي دود. ـ ديگر نمي توانم اينگونه صبر كنم. ديگر نمي توانم با اين شرايط ادامه دهم. مي خواهم قانوناً بچه ام را ببينم. مي خواهم تمام حقوق قانوني ام و مهريه ام را ببخشم تا نام كسي را كه روزي مرد زندگي ام بود، از شناسنامه و صفحه خاطراتم پاك كنم. زن آرام مي شود. مرد كاغذي به دست دادگاه مي سپارد. ـ خودش اجازه داده بود كه زن بگيرم. قاضي: اين برگ وجاهت قانوني ندارد. زن: من اجازه اي نداده بودم. مرد: اينها برگه هايي است كه نشان مي دهد نفقه اش را داده ام. قاضي: اين برگه ها براي چند ماه است. پس از آن نفقه اش را نداده ايد. مرد: برايش خانه اي گرفتم. خودش به سر زندگي نيامد. زن: اينگونه نيست. قاضي: تحقيق مي كنيم. زن و مرد از روي صندلي بلند مي شوند. مرد دست دراز مي كند تا دست زن را بگيرد و زن از دست هاي مرد مي گريزد. دست هايي كه در ميان تاريكي و تنهايي او را به عقب پس زده بود. زن خسته و تنها دست هاي صبورانه اش را آرام به اطراف مي چرخاند و آهسته از در دادگاه خارج مي شود. بيرون دادگاه مادري درهم شكسته انتظار دست هاي خسته دخترش را مي كشد، مبادا كه تنها بماند.
|
|
|
|
|
يادداشت
ضرورت وجود داور در قراردادها
* اشاره: «داوري» يكي از مهمترين و بهترين نهاد قانوني براي حل مشكلات واختلافات اشخاص حقيقي وحقوقي است كه متأسفانه به رغم مزاياي بسياري كه دارد كمتر مورداستفاده در روابط قراردادي قرار مي گيرد. داوري عبارت است از رفع اختلاف بين متداعيين در خارج از دادگاه به وسيله شخص يااشخاص حقيقي يا حقوقي مرضي الطرفين و يا انتصابي. به منظور حل اختلافات، متعاملين معمولاً مي توان دو راه را طي كنند: يكي رجوع به مراجع رسمي قضايي كه البته بسيار پرهزينه وزمان بر است وراه ديگر كه از قديم مرسوم بوده رجوع به حكم است كه دراين روش معمولاً اختلافات با كدخدامنشي وبه سرعت وكم هزينه حل وفصل مي شود وحكميت وداوري در شرع وفقه نيز به عنوان يك اصل پذيرفته شده است وترويج آن ظاهراً خالي از صواب نيست. رواج حل اختلافات از طريق داور را مي توان به صرفه وصلاح دانست. داوري شيوه رسيدگي وفيصله دعاوي در خارج از دادگاهها و به وسيله اشخاصي غيراز دادرسان رسمي قوه قضاييه است وبه وسيله اشخاص مورد اعتماد واحترام كه داراي مهارت در حل وفصل اختلافات باشند صورت مي گيرد. داور به وسيله طرفين قرارداد انتخاب مي شود ودر واقع داور انتخابي است وبه اين جهت طرفين موردمعامله رأي او را با رغبت بيشتري پذيرا مي شوند ودر جريان رسيدگي نيز با آمادگي بيشتر با داور همكاري مي كنند. داور مقام رسمي قضايي به شمار نمي رود و وابسته به دولت وحكومت نيست لذا شائبه تأثيرپذيري رأي او از كسي پيش نمي آيد به همين دليل هرداوري ضمن اينكه مواظب حق وحقوق طرفين واحراز حقيقت ورعايت جانب اعتدال وانصاف است، مواظب آبرو وحيثيت اجتماعي خود نيز هست وانتخابي بودن داور در قرار دادها اين فايده را دارد كه با رضايت طرفيت قرارداد داور برفيصله مرافعه برگزيده شده است. همه اين عوامل سبب مي شود داور در رسيدگي وتشريفات آن وتشكيل جلسات با حضور طرفين در مواقع وساعات مختلف باز شد و محدوديت هاي دادگاههاي رسمي دراين شيوه وجود ندارد. درجه رضايت مندي از رأي داور بيشتر است ضمن آنكه داور به مسائل آشناتر وهزينه هاي داوري با هزينه هاي رسمي قضايي به هيچ عنوان قابل مقايسه نيست . در واقع كسي براي حل اختلاف در نظر گرفته مي شود كه به موضوع اختلاف احاطه كامل داشته باشد و حسن ديگر نصب داور اين است كه صحبت هايي كه در هنگام عقد قرارداد مي شود داور ناظر بوده وبه منظور كاهش مراجعات مردم به محاكم قضايي وكاستن از بار سنگين محاكم دادگستري وتسليم بودن اصحاب دعوي به تصميم داور باتوجه به اينكه مبعوث خود آنها هستند بهتراست و اصلح است كه هرقرارداد يك داور داشته باشد واين موضوع به عنوان يك اصل لازم در تمام قراردادهاي حقوقي لحاظ گردد. همه مي دانيم كه يك قرارداد خوب وجامع وعادلانه تأثير زيادي در اجرا و يا پيشگيري اختلاف يا سهولت حل اختلاف دارد، از اين رو درمقام تهيه وتنظيم قرارداد روشن ومشخص نمودن داور از اهميت بسيار برخوردار است وناديده گرفتن آن اشتباه است . پس شايسته است قراردادي كه تنظيم مي كنيم هميشه داور را مبنا قرار دهيم چرا كه در حقيقت راه حل اختلاف هرقرارداد را داور تعيين مي كند. ضمن اينكه ماده ۴۵۵ قانون آيين دادرسي مدني مقرر نموده كه متعاملين مي توانند ضمن معامله ملزم شوند ويا به موجب قرارداد جداگانه تراضي نمايند كه در صورت بروز اختلاف بين آنان به داوري مراجعه كنند ونيز مي توانند داور يا داوران خود را قبل يا بعداز بروز اختلاف تعيين نمايند. درخاتمه شايسته است در هرقراردادي يك ماده بدين شرح گنجانده شود كه : در صورتي كه اختلافاتي بين طرفين پيش آيد اعم ازاينكه مربوط به اجراي قرارداد باشد ويا مربوط به تفسير ويا تعبير هريك از مفاد ويا ساير اسناد ومدارك باشد طرفين مكلفند موضوع اختلاف را به داوري آقاي /خانم… فرزند… به شماره شناسنامه … متولد… شغل … به نشاني … ارجاع نمايند كه نامبرده ضمن قبول داوري اين قرارداد را نيز امضا نموده است ودرخصوص مورد اختلاف به عنوان داور داراي حق صلح وسازش و اظهارنظر خواهد بودورأي داور براي طرفين متبع وقطعي ولازم الاجرا وغيرقابل اعتراض ولازم الرعايه خواهد بود. مصطفي كيوان ـ كارشناس ارشد حقوق
|
|
|
|
|
خاطرات قضايي
لكه هاي خون
• بهروز هنرمند
|
|
|
اواسط پاييز سال جاري از كلانتري ۱۵۷مسعوديه اطلاع داده شد كه نيم تنه انساني بدون سرو دست در محدوده حوزه كلانتري و داخل چمن ها كشف شده است. بلافاصله به همراه مأموران آگاهي و تشخيص هويت در محل حاضر شديم و مأموران بعد از بررسي اعلام كردند با توجه به مجهول الهويه بودن نيم تنه و همچنين نداشتن سر نمي توان هيچ اقدامي كرد و شناسايي هويت جسد و پيدا كردن قاتل بسيار مشكل است. ساعت نزديك به ۱۰صبح بود وهمه ما به دنبال سرنخي بوديم كه بتوانيم از آن استفاده كنيم. همانطور كه با رئيس كلانتري اطراف محل كشف نيم تنه جسد را بررسي مي كرديم متوجه قطرات خوني شدم كه به فاصله چندقدمي از يكديگر بر زمين ريخته شده بود. بلافاصله رد خون را دنبال كرديم تا اينكه بعد از گذشتن از چندكوچه مقابل يك خانه كه پلاك آن ۱۴۷بود رد خون متوقف شد. در خانه را زديم و پيرزني در را باز كرد. از او درباره ساكنان خانه سؤال كرديم كه وي گفت ۶نفر افغاني در زيرزمين خانه او مستأجر هستند و از سه ماه قبل در اينجا زندگي مي كنند. از آنجايي كه احتمال مي داديم سرنخ جنايت در زيرزمين همان خانه باشد به همراه رئيس كلانتري وارد آنجا شديم و دوجوان افغاني را ديديم كه يكي از آنها با چاقوي بزرگي مشغول خرد كردن گوجه بود. بلافاصله آنجا را مورد بازرسي قرار داديم و داخل آشپزخانه شلوار آغشته به خون و داخل يكي از كمدها لحاف و تشك خوني كشف كرديم. با كشف لكه هاي خون بر روي لباسها متوجه شديم آلت قتل همان چاقويي است كه با آن مشغول خرد كردن گوجه براي درست كردن املت بودند. بلافاصله دستور بازداشت دوجوان افغاني را صادركردم و آنها به اداره آگاهي منتقل شدند. يكي از دوجوان كه برادر مقتول بود گفت شب گذشته همگي به خانه دايي من رفتيم ولي در ميان راه (با اشاره به دوستش) نصير بازگشت. با اظهارات برادر مقتول بازجويي از نصير را آغاز كرديم و او در بازجويي ضمن اعتراف به قتل گفت: به خاطر اختلافي كه با مقتول داشتم تصميم گرفتم تا او را از سر راه بردارم به همين خاطر به خانه بازگشتم و در يك لحظه هنگام خواب با چاقو او را به قتل رساندم و جسدش را مثله كردم. پس از آن نيم تنه او را داخل نايلون مشكي گذاشتم و بعد از گذشتن از چند كوچه او را در ميان سبزه ها انداختم و بقيه اعضاي جسد را نيز در جاي ديگري مخفي كردم. پس از اعترافات متهم متوجه شديم زماني كه او نيم تنه مقتول را به بيرون از خانه منتقل مي كرد به خاطر تاريكي هوا متوجه لكه هاي خوني كه از داخل نايلون روي زمين مي چكيده نشد و همين موضوع باعث شده بود تا سريعاً به دام بيفتد. با اعترافات متهم او را با قرار بازداشت موقت راهي زندان كردم و قرار است بزودي محاكمه شود. * بازپرس شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران
|
|
|
|
|
صندلي خالي
اموال زن
|
|
|
بررسي مشكلات حقوقي و خانوادگي يكي از مسائل مهمي است كه اين روزها عده زيادي از هموطنان به آن مبتلا شده و يا به نوعي با آن درگير هستند. شناخت قانون و مباحث حقوقي مي تواند راهگشاي بسياري از اين معضلات خانوادگي باشد و به افراد كمك كند در سايه رسيدن به آرامش ، بهداشت رواني بيشتري را در محيط خانوادگي، كاري و شخصي خود فراهم آورند. دكتر حسن حميديان ـ رئيس مجتمع قضايي خانواده تهران ـ و زينب رنجبر ـ معاون دادگاههاي خانواده ـ پاسخگوي مشكلات حقوقي شما در اين بخش هستند. مشكلات خود را به صورت نامه به نام خود و يا نام مستعار به صندوق پستي ۵۳۸۸ ـ ۱۵۸۷۵ ارسال نماييد.
مليحه شناسنامه اش را بازكرد. مهرطلاق و جدايي بر صفحه دوم شناسنامه اش حكايت از آن داشت كه طعم تلخ شكست و جدايي را يكبار چشيده است. مادر مليحه وارداتاق شد. ـ چي شده نشستي و دوباره شناسنامه ات را گذاشتي جلوي دستت و داري غصه خوري مي كني؟ مليحه خودش را جمع كرد و لبخند تلخي زد و شناسنامه را بست. ـ بلند شو دختر! بلندشو يك تك پا برو خانه عمه رقيه ات. ـ مگر آنجا چه خبر است؟ ـ پاشو! حتماً بايد خبري باشد؟ مليحه حوصله نداشت. عمه رقيه پيرزني مهربان و خوشرو بود. شايد ازحرف زدن با او روحيه اش تغييرمي كرد. عمه رقيه دستهاي پرچين و چروكش را روي دستان مليحه گذاشت. ـ چرا اينقدر درخودت هستي؟ مليحه سرش را زيرانداخت. همه مي دانند كه سعيد لياقت تو را نداشت. در اين دوره، زمانه بايك آدم معتاد و بي كار كه نمي شود زندگي كرد. تو هم جوان هستي مادر، ولي تا آخر عمرت كه اين طور نمي ماني بالاخره تو هم بايد فكري به حال خودت بكني. نصيحت هاي عمه رقيه باعث شده بود كه نگاه ديگري به دنيا بكند. نگاهي كه عاقبتش يك ازدواج ديگر بود. محمد پسر سربه زير و سربه راهي بود. همه مي گفتند اهل زندگي و كار است. در زندگي سختي زيادي كشيده است. قدر زن و زندگي را مي داند. محمدظاهرآرامي داشت. از همان نگاه اول معلوم بود كه محمد با سعيد تفاوت زيادي دارد. مليحه مانده بود چه كند. چه جوابي به محمد بدهد. مادرش اصرارداشت كه با محمد ازدواج كند ولي او از ازدواج مي ترسيد. بالاخره يكبار ديگر پاي سفره عقد نشست. بعد از سه ماه از زمان عقد به اصرارمحمد بعد از يك مراسم ساده عروسي پاي به خانه شوهر گذاشت. مليحه يك روز تعدادي از دوستانش را دعوت كرد. محمد وقتي غروب به خانه برگشت و متوجه اين ميهماني شد، ناراحت شد. شب، بعد از رفتن ميهمانان به مليحه گفت: ـ مليحه اينها كي بودند؟ مليحه با خوشحالي براي او تعريف كرد كه اينها دوستان دوران مدرسه و دبيرستان او بوده اند و براي تبريك ازدواج شان به آنجا آمده اند. محمد اخم كرده و گفت: ـ تبريك رامي شود تلفني هم گفت. پول درآوردن سخت است و من دوست ندارم تو سرمايه زندگي مان را اينطور هدر بدهي. از روز بعد كم كم رفتار محمد تغييركرده بود. مليحه احساس مي كرد، محمد مي خواهد با گوشه و كنايه هايي كه به او مي زند، چيزي را به او بگويد، ولي هرچه فكرمي كرد نمي فهميد منظور شوهرش چيست. محمد بعد از چندهفته بالاخره بعد از يك جاروجنجال به مليحه گفت: ـ تو مهريه ات را كه از آن شوهرت گرفتي چه كردي؟ مليحه از اين سؤال تعجب كرد. ـ منظورت چيه؟ ـ فكركنم سؤالم به اندازه كافي واضح بود. مليحه سكوت كرد. چرا محمد اين سؤال را مي كرد. قضيه آنقدر براي محمد مهم بود كه بالاخره مليحه حقيقت را به او گفته بود. ـ مهريه ام را كه ۲۰۰سكه مي شد از سعيد گرفتم و به پدرم دادم. پدرم هم آن پول را دركارانداخته و هرماه به من سود آن را مي دهد تا اگر خواستم چيزي براي خودم بخرم ياپس اندازي داشته باشم، بتوانم آن كار را بكنم. محمد با حيله و شوخي فهميده بود كه زنش علاوه بر آن پول تا الآن دو ميليون تومان هم نقد در بانك دارد. ـ مليحه من دو ميليون پول احتياج دارم. چك دارم. ـ خب از يك نفر بگير. ـ من هم مي خواهم همين كار را بكنم. مليحه مخالفت كرد. ـ نه! من نمي توانم اين كار را بكنم. ـ يعني چه شوهرت و زندگي ات برايت مهم نيست. به توصيه عمه رقيه بدون اينكه كسي بفهمد پول را از بانك درآورده و به شوهرش داده بود. دوماه بعد محمد به او گفته بود. ـ سرمايه ات را چرا به پدرت داده اي. از پدرت بگير و در زندگي مان بينداز. اين طوري زندگي مان رونق بيشتري مي گيرد. مليحه اين بار قبول نكرد. ـ اصلاً! اصلاً حرفش را نزن! محمد چندروزي به قهر به خانه نيامده بود و بعد هم كه پيدايش شده بود. تنها حرفش يك چيز بود. ـ خانم! اگر پول را دادي كه دادي وگرنه بلايي به سرت مي آورم كه مرغهاي آسمان به حال تو گريه كنند. طلاقت مي دهم. پدرت را درمي آورم. كاري مي كنم كه... مليحه گوشه اتاق نشسته بود. شناسنامه اش را بازكرده بود و فكرمي كرد. اگر يكبارديگر مهرطلاق گوشه اين شناسنامه مي خورد، چه سرنوشتي داشت. نمي دانست محمد حق دارد از او تقاضايي اينگونه داشته باشد يا نه؟ دكتر حسن حميديان ـ رئيس مجتمع قضايي خانواده (۱): حق زن درتصرف دارايي خود: طبق ماده ۱۱۱۸ قانون مدني زن مستقلاً مي تواند در دارايي خود هرگونه دخل و تصرفي را كه مي خواهد بنمايد و ازنظر مسائل مالي و اقتصادي استقلال و آزادي كامل دارد و نيازي به توافق شوهر ندارد اعم از اينكه اين اموال قبل از ازدواج به دست آمده باشد يا بعد از ازدواج. حق زن در استفاده و اعمال شروط ضمن عقد: طبق ماده ۱۱۱۹ قانون مدني زن مي تواند هرگونه شرطي را كه مبطل عقد نباشد و مخالف ذات عقد نيز نباشد اعمال نمايد مثلاً شرط نمايد كه حق مسكن با او باشد يا مسأله حق اشتغال، حق ادامه تحصيل، حق طلاق با او باشد. ضمناً طبق نظرات حضرت امام زن مي تواند حين عقد شرط نمايد كه هروقت بخواهد به صورت مطلق بتواند به محكمه مراجعه و خود را مطلقه نمايد. حق فسخ نكاح براي زن درصورت جنون مرد: طبق ماده ۱۱۲۱ قانون مدني زن حق دارد در صورت جنون همسرش اعم از اينكه اين جنون مستمرباشد يا ادواري از فسخ نكاح استفاده نمايد. ضمناً درصورتي كه مرد داراي عيوبي باشد كه مانع از ايفاي وظيفه زناشويي باشد زن مي تواند طبق ماده ۱۱۲۲ قانون مدني از فسخ نكاح استفاده نمايد. حقوق زن در طلاق رجعي: زن در ايام عده طلاق رجعي حقوق زير را دارا است: * حق سكونت در منزل شوهر در ايام عده (سه ماه تمام) * زن درايام عده استحقاق نفقه دارد. * درصورت فوت شوهر در ايام عده زن از شوهر ارث خواهدبرد. * در ايام عده طلاق رجعي نمي تواند بدون اجازه همسر خود يا دادگاه همسر ديگري اختيارنمايد. * مرد درايام عده طلاق رجعي نمي تواند با خواهر همسر خود ازدواج نمايد. ضمناً عده زن حامله در طلاق و فسخ نكاح و بذل مدت و انقضاء آن تا زمان وضع حمل است و مردبايد نفقه زن را بپردازد.
|
|
|
|
|
چرا مجرم شدم!
چون پرده كنار نبود
جعفر رشادتي وقتي دخترك كنار آيينه مي ايستاد تا سرش را شانه بزند پرده اتاق را كنار مي زد تا نور آفتاب به اتاق بتابد وچون ديوار ساختمان كوتاه بود. هر وقت كه پرده كنار مي رفت از كوچه به راحتي داخل اتاق ديده مي شد... *** عصر آن روز پسر جوان به بهانه سيگار كشيدن كنار ديوار مي ايستد و دخترك كه متوجه موضوع شده پدرش را خبر مي كند و پدر به همراه همسايه به دنبال پسرجوان رفته او را مورد مؤاخذه قرار داده و پليس را خبر مي كنند. تا حضور پليس كه چنددقيقه اي بيشتر طول نكشيد پدر به داخل اتاق مي رود اما وقتي سراغ او را مي گيرند متوجه مي شوند كه براي هميشه آرام گرفته است. علت مرگ سكته قلبي ناشي از هيجان درگيري تعيين مي شود.پسر جوان در مقابل ميز عدالت قرار مي گيرد تا پاسخگوي اتهامات وارده باشد. او در حالي كه اشك مي ريزد به سؤالات قاضي جواب مي دهد.به خدا من فقط دوبار كنار ديوار ايستادم كه سيگار بكشم همان موقع پرده كنار رفته بود و متوجه حضور دختري در داخل اتاق شدم بعد هم چندبار اقدام به نگاه كردن به داخل نمودم... *** او بازداشت مي شود اما چند سؤال بي پاسخ ديگر وجود دارد. اگر ديوار كوتاه نبود و يا پسر جوان آنجا سيگار نمي كشيد و يا اصلاً سيگار نمي كشيد و يا اگر به داخل اتاق نگاه نمي كرد اين حادثه اتفاق مي افتاد؟ و اگر پرده كنار نبود چطور!!؟
|
|
|
|
|
حقوق هم ميهن
آگاهي درباره ازدواج در خارج از كشور
آنها بدون آنكه آگاهي درباره تبعات غفلت از قوانين و مقررات مطرح در اين باره داشته باشند،.در سراب خودساخته اي فرومي روند. خارج شدن از اين پيله خود بافته گاه آنقدر مشكل آفرين مي شود كه سالها فكر و ذهن اين افراد را به خود مشغول مي كند. صحبت از شرايط و مقررات ازدواج يك تبعه ايراني با خارجيان است. بسياري از افرادي كه پس از سفر به خارج از كشور تصميم به ازدواج مي گيرند نمي دانند در صورت بروز مشكلي در آينده چه موانعي در سر راهشان به وجود مي آيد. اين درحالي است كه با دانستن قواعد و مقررات مربوط به اين ماجرا حتي در صورت بروز مشكل در آينده به راحتي مي توانند از اين گرداب رهايي يابند. چراكه بخش تأييد اسناد اداره مجلات و احوال شخصيه تنها مرجع معتبر كشور براي اعطاي اعتبار بين المللي به اسناد داخلي و معتبر نمودن مدارك خارجي جهت داخل كشور است. كارشناسان امور كنسولي وزارت امورخارجه به سؤالات مطرح شده از سوي خوانندگان در اين باره پاسخ داده اند كه در ذيل نمونه هايي از آن را مي خوانيد. \ آيا ثبت ازدواج در خارج از كشور طبق قوانين جمهوري اسلامي ايران امكانپذير مي باشد؟ ـ براساس ماده ۳۱ قانون ثبت احوال، حوزه هاي كنسولي نمايندگي هاي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور به منزله دفاتر رسمي ثبت ازدواج بوده كه با اخذ مدارك لازم نسبت به ثبت ازدواج متقاضيان اقدام نموده و در شناسنامه درج مي نمايند. \ آيا براي ثبت ازدواج از خارج از كشور هم، اجازه پدر دختر موردنياز است. چنانچه ايرانيان مقيم خارج به پدر خود دسترسي نداشته و يا پدر با ازدواج آنها مخالف باشد چه اقدامي بايد انجام دهند؟ ـ طبق ماده ۱۰۴۳قانون مدني، ازدواج اول زنان ايراني چه در داخل و چه در خارج از كشور بدون رضايت نامه پدر و يا جد پدري آنها ثبت نمي گردد. البته در صورت فوت پدر، ارائه گواهي فوت ايشان كافي است. باتوجه به مشكلات ناشي از عدم دسترسي زنان ايراني به پدر خود و يا مخالفت با ازدواج آنها، بخش كنسولي وزارت امورخارجه، موضوع را به قوه قضاييه منعكس نموده كه با همكاري مقامات عالي قضايي منجر به اختصاص يكي از شعبات دادگاهها جهت رسيدگي به درخواست زنان مذكور در خارج از كشور گرديده است. بنابراين اينگونه متقاضيان بايستي به نمايندگيهاي جمهوري اسلامي ايران مراجعه نموده و درخواست خود به همراه مدارك مربوطه را ارائه نمايند. موضوع از طريق وزارت امورخارجه به شعبه دادگاه موصوف ارسال و نهايتاً نظريه صادره از دادگاه به آن نمايندگي ارسال مي گردد. \ دختر من قصد ازدواج در خارج از كشور را دارد. نحوه تهيه و ارسال رضايتنامه (جهت ثبت ازدواج وي) به چه صورتي مي باشد؟ ـ شما بايستي در يكي از دفاتر اسناد رسمي در ايران رضايتنامه قانوني جهت ثبت ازدواج دختر خود را تنظيم كرده، مستقيماً براي فرزند خود ارسال و يا به بخش كنسولي اداره سجلات و احوال شخصيه وزارت امورخارجه ارائه نماييد رضايتنامه مذكور براي نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در كشور موردنظر ارسال گردد.
|
|
|
|