ساير محمدى
محمدرضا وصفى متولد ۱۳۴۳تهران، دروس حوزوى را تا پايان سطح خواند، در رشته زبان و ادبيات فارسى ليسانس گرفت و در رشته فرهنگ و تمدن اسلام و مسيحيت به درجه دكترا نائل آمد. او كتاب هاى «الفكرالاسلامى المعاصر فى ايران - جدليات التقليد والتجديد» و «صور المقاومه فى الاعلام العالمى» را به زبان عربى و كتاب «خفته در آغوش زمان» را به زبان فارسى تأليف و منتشر كرده است. «انديشه اسلامى معاصر در غرب جهان اسلام» و «تقابل بين اسلام و مسيحيت در ايران» از ديگر آثار اوست كه در دست چاپ دارد. با دكتر محمدرضا وصفى گفت و شنودى درباره جايزه جهانى كتاب سال داشتيم كه مى خوانيد.
گروه فرهنگ و هنر
* آقاى وصفى، چند دوره است كه مسؤوليت دبيرى جايزه جهانى كتاب سال را به عهده داريد؟
- اين مسؤوليت را از دوره دهم به بعد به عهده گرفتم. پيش از اين هم در ايران نبودم و در خارج از كشور ادامه تحصيل مى دادم.
* جايزه جهانى كتاب سال از سال ۷۲ بنيان گذاشته شد. اين جايزه با چه اهدافى شكل گرفت و ارزيابى شما از برگزارى يازده دوره قبل چيست؟
- مهم ترين هدف برگزارى جايزه جهانى كتاب سال، همان گونه كه در آيين نامه آن نيز قيد شده، ايجاد زمينه ارتباط بين انديشمندان و محققان داخل و خارج از كشور است. ضمن اينكه حمايت از قلم و تقدير از اهل قلم نيز از جمله وظايف نظام اسلامى جهت اشاعه و بالندگى فرهنگ و تعالى انسان است. به همين منظور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى از سال ۷۲ طرح بزرگ جايزه جهانى كتاب سال را با هدف شناسايى، گزينش و معرفى آثار برگزيده جهانى و بزرگداشت پديدآورندگان اين آثار بنيان نهاد. در كنار اين حركت فرهنگى، معرفى هر چه بهتر تاريخ، تمدن و فرهنگ ايران و ارائه ارزش هاى انسانى و متعالى فرهنگ اسلامى به جهانيان مى تواند از ديگر اهداف اين جايزه باشد. آمار دوره هاى گذشته نشان مى دهد هر دوره نسبت به دوره قبل جامع تر و مؤثرتر بوده است. بعد از دوره دهم كه مسؤوليت جايزه را به عهده گرفتم، اين احساس در من به وجود آمد كه آيين نامه جايزه جهانى كتاب سال با توجه به گستردگى مطالعات ايرانى و اسلامى احتياج به بازنگرى دارد. به همين خاطر با حضور كارشناسان و صاحبنظران نشست هاى متعددى برگزار كرديم و آيين نامه اى جديدتر و با تقسيم بندى وسيع ترى تدوين شد. در اين آيين نامه دو رويكرد مد نظر قرار گرفت اول خاستگاهى كه در آن ايران شناسى و يا اسلام شناسى به موضوع نگاه مى كند. دوم موضوع، يعنى به عبارتى تقسيم بندى هايى را كه راجع به دو موضوع اسلام و ايران است، تعريف كرديم و يك سرى تقسيم بندى هم راجع به خاستگاهى كه ايران پژوه يا اسلام پژوه در نقطه آغازين حركت و سير مطالعاتش با آن رو در رو مى شود معرفى كرديم. به زبان ساده تر ما نيازمند اين بوديم كه تقسيم بندى جغرافيايى زبانى ارائه دهيم. به اين صورت كه پژوهشگرى كه مثلاً در آسياى ميانه يا در روسيه به موضوع ايران مى پردازد، با آن پژوهشگرى كه در چين يا ژاپن به حوزه ايران شناسى مى پردازد، متفاوت است. همچنان كه پژوهشگران اروپايى با پژوهشگران آمريكايى متفاوتند. زيرا مكتب هاى اسلام شناسى و ايران شناسى در هر يك از اين مناطق با منطقه ديگر متفاوت است. هر پژوهشگرى از هر كشورى انگيزه هاى علمى يا غيرعلمى خاص خود را داشته و دارد. به همين منظور در تقسيم بندى خود هر يك از دو موضوع اصلى يعنى مطالعات اسلامى و مطالعات ايرانى را به چند شاخه فرعى تقسيم كرديم.
* آيا مى توانيد اشاره مختصرى به سوابق مطالعاتى ايران داشته باشيد؟
- نام ايران در قديمى ترين نوشته هاى يونان ديده مى شود، كه اين به پيش از حمله اسكندر بر مى گردد و آثار هرودت اوج آن بود در مرحله دوم اين سير نام ايران را در نوشته هاى يونانيان بعد از زمان اسكندر مى بينيم. شايد اگر بخواهيم مرحله سومى هم نام ببريم، شرح هاى موجود از ايران در دوران امپراتورى روم و بيزانس باشد.
از نظر سياحان اروپايى مرحله ديگرى هم داريم كه از طلوع اسلام شروع و به مرگ هولاكو ختم مى شود. بعد روابط ايران واروپا در دوره ايلخانيان است كه در همين دوره ورود مبلغان مسيحى و روابط تجارى با غرب را داريم.
عصر بعد دورانى است كه سياحان تيمورى وارد ايران مى شوند. دوره بعد از روابط ايران و ايتاليا در زمان اوزون حسن آقا قويونلو شروع مى شود و تا دوران شاه طهماسب ادامه پيدا مى كند و سپس با آغاز دوره صفويه عصر جديدى آغاز مى شود و نگاه جديد و حجم جديدى از اطلاعات از ايران به دنياى خارج مى رود. دوران نادرى و پس از آن به شدت مورد توجه بوده و آخرين و مهم ترين ايستگاه كه هزاران اثر را با موضوع ايران پديد آورده، انقلاب اسلامى ايران است كه در سال ۱۹۷۹ ميلادى تأثير بسزايى در معرفى ايران و فرهنگ ايرانى - اسلامى داشت.
* در ارتباط با اسلام پژوهى چطور؟
- اسلام پژوهى به طور خاص زير گروه مطالعات هر منوتيكى و سموتيكى و مطالعات قرآنى در غرب به ويژه در آلمان و هلند تعريف ويژه اى داشته اند. آنتر و پولوژى اسلام همواره مورد توجه بوده و آندلس شناسى نيز پس از دوره اى كه مورد تنفر بوده، بتازگى مورد اقبال خاصى قرار گرفته است. انديشه اسلام معاصر كاملاً مورد توجه رشته هاى مختلف به ويژه رشته هاى علوم سياسى، جامعه شناسى و حقوق قرار گرفته و به طور عمده در جهان غرب رايج شده است. لازم است يادآورى كنيم بيشتر مطالعات شيعى كه سر فصل بسيار مهمى در جهان پيدا كرده است، تنها محدود به دپارتمان هاى اسلامى و ايرانى نيست. مطالعات شيعى ۲۵ سال گذشته سه ايستگاه بسيار مهم را پشت سر گذاشته كه موجب تأليف صدها كتاب و هزاران رساله و مقاله شده است. يكى از اين ايستگاه ها انقلاب اسلامى ايران است كه بطور خاص مورد توجه قرار گرفته است. اين انقلاب نه تنها باعث شده غرب رويكردى تازه به انديشه اسلامى شيعى داشته باشد، بلكه توجه اين خطه را به شاخه هايى چون مقوله امامت، ولايت و مرجعيت و مهدويت هم جلب كرده است و حتى باعث شده به ميراث و متون كهن شيعى هم روى بياورند. پژوهشگران ايرانى هم آثار ارزشمندى در اين زمينه تأليف كرده اند كه در يازدهمين دوره جايزه جهانى كتاب سال از آن ها تقدير شد كه از آن جمله مى توان به آثارى از سيد جواد طباطبايى و نيز آثار دكتر سيد حسين نصر اشاره كرد. دومين ايستگاه مربوط به حوادثى است كه در لبنان رخ داد و پديده امام موسى صدر و به طور خاص حزب الله در لبنان كه موجب شدند رويكرد ديگرى به تفكر شيعى پديد آيد. البته همه اين رويكردها مثبت نبود. آخرين ايستگاه مطالعات شيعى پس از سقوط صدام در عراق به وجود آمد و به همين علت ژئوپوليتيك شيعه، در پنج سال اخير توجه ويژه پژوهشگران خارج از جهان اسلام را به خود جلب كرده است.
* مى توانيد بفرماييد شاخه هاى فرعى در حوزه مطالعات اسلامى و ايرانى كدامند؟
- در بخش مطالعات اسلامى، حوزه هايى چون فلسفه و عرفان، فقه و اصول، كلام و فرق، علوم قرآنى و حديث، تاريخ و تمدن اسلامى و كليات جداگانه داورى مى شوند. در بخش مطالعات ايران هم حوزه هايى مثل ادبيات فارسى، هنرهاى ايرانى، تاريخ علم در ايران، اديان باستانى ايران، جغرافياى ايران، زبان هاى ايرانى، تاريخ ايران، كليات مورد بررسى قرار مى گيرند.
در اين تقسيم بندى از جمله مباحثى كه در شكل كلاسيك وجود نداشت، «انديشه معاصر اسلامى» بود كه در اين دوره مد نظر قرار گرفت.
همچنان در بخش مطالعات اسلامى نيز رشته اى به اسم «مطالعات شيعى» به وجود آمد و آثارى هم در اين زمينه منتشر مى شود كه در داورى شركت داده مى شوند.
* تبلور اين تغيير آيين نامه را بايد در جوايزى كه به آثار تعلق مى گيرد، ديد.
- نخستين بار در يازدهمين دوره جايزه جهانى كتاب سال شاهد تبلور اين تغيير آيين نامه بوديم. در دوازدهمين دوره هم چهارده پژوهشگر را در چهارده رشته مختلف از اقصى نقاط جهان انتخاب كرده ايم كه مورد تقدير قرار خواهند گرفت.
* چرا با وجود تقسيم بندى هايى كه در بخش مطالعات ايرانى صورت گرفته رشته ادبيات همچنان مورد غفلت قرار گرفته است؟
- اين ايراد متوجه جايزه كتاب سال در داخل كشور است وگرنه در اين دوره كتابى از خانم ژولى اسكات ميثمى استاد بازنشسته دانشگاه آكسفورد داريم كه به مرحله نهايى راه يافته است. سال گذشته هم در گروه ادبيات، انتخاب آثار برتر را داشتيم. به هيچ وجه اين گونه كه تصور مى كنيد، نيست. حوزه زبان و ادبيات يكى از زيرشاخه هاى مهم مطالعات ايرانى و مورد توجه هيأت داوران است، به ويژه مطالعاتى كه در زمينه لهجه هاى ايرانى شده است. ادبيات هميشه مدنظر بوده و هست و خواهد بود.
* منظورم از ادبيات، رمان، داستان و شعر است.
- داستان و شعر را هم مدنظر قرار داده ايم. البته از اين باب كه آثارى از زبان فارسى به زبان هاى ديگر ترجمه مى شوند. مثلاً سال گذشته رمان «كليدر» دولت آبادى را درنظر گرفتيم، اما ترجمه اين رمان در مقايسه با ترجمه هاى ديگر آثار، نتوانست امتياز لازم را كسب كند و ناگزير از دور رقابت كنار گذاشته شد. حتى درباره ترجمه هايى كه از ادبيات معاصر فارسى به زبان هاى ديگر صورت گرفته بود، جست وجو كرديم. الآن هم ليست كاملى از آثارى كه از زبان فارسى به آلمانى و اسپانيايى برگردان شده است، تهيه كرده ايم. لازم به توضيح است، در زمينه ادبيات معاصر فارسى، رويكردى تحت عنوان جايزه پروين اعتصامى داريم كه سال گذشته در نخستين دوره اين جايزه شخصيت هايى را برگزيديم كه آثارى از ادبيات معاصر فارسى را به ديگر زبان هاى جهان ترجمه كرده بودند. از اين افراد قدردانى و تجليل كرديم و جايزه پروين را به آنها داديم. در دومين دوره جايزه پروين اعتصامى هم كه الآن در جريان است، همين راه را ادامه خواهيم داد.
* ملاك انتخاب آثار، در جايزه جهانى كتاب سال بر اين مبناست كه از زبان فارسى به زبان هاى ديگر ترجمه شده باشند يا ...
- نه، به اين صورت نيست. معيار ما در بررسى و انتخاب آثار، حوزه پژوهش است. جايزه جهانى كتاب سال به طور خاص، آثار پژوهشى و تحقيقى را مدنظر دارد. علاوه بر اين اگر هم اثرى به زبان غيرفارسى نوشته شود، مورد توجه قرار مى گيرد. اما به هرحال در جايزه جهانى كتاب سال آثارى مورد ارزيابى و داورى قرار مى گيرند كه ترجمه صرف و ساده نباشند و نوعى خلاقيت در آنها ديده شود به گونه اى كه ماندگارى اين كتاب تضمين شده باشد.
* من جواب سؤالم را نگرفتم. منظورم از سؤال قبلى اين بود كه كدام دسته از آثار در جايزه جهانى كتاب سال شركت داده مى شوند؟
- همان طور كه گفتم، آن دسته از كتاب هاى تحقيقى و پژوهشى را مدنظر داريم كه يك محقق خارجى در حوزه اسلام يا ايران منتشر كرده باشد. ما در عصر امروز با نسل دومى از ايرانيان يا مسلمانان مهاجر در غرب روبه رو هستيم كه در حوزه مطالعات ايرانى، يا اسلامى كار مى كنند و آثار بسيار ارزشمندى به زبان هاى غيرفارسى نوشته و كرسى هاى مهمى در زمينه مطالعات اسلامى و ايرانى به دست آورده اند. حضور اين پديده تازه را هم در اين جايزه گرامى مى داريم. در همين دوره دوازدهم تعدادى از اين افراد كه آثارى برتر تأليف كرده بودند، جزو برندگان جايزه جهانى كتاب سال هستند.
* آيا آثار نويسندگان ايرانى مقيم كشورهاى خارج كه به فارسى يا زبان كشور ميزبان مى نويسند، در جايزه جهانى كتاب سال شركت داده مى شوند؟
- سعى مى كنيم آثارى را كه نويسندگان ايرانى در اقصى نقاط جهان به زبان فارسى مى نويسند در جايزه كتاب سال كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى متولى برگزارى آن است، شركت بدهيم تا بررسى شوند. در حوزه جهانى كتاب سال تأكيد داريم، آثار به زبانى غير از فارسى نگاشته شده باشد.
زيرا يكى ازاهداف اصلى ما دراين بخش ، شناسايى ومعرفى آيينه داران ميراث وتمدن فرهنگ ايرانى - اسلامى كه درخارج از كشور به خدمات فرهنگى مشغولند است. با اهداى اين جوايز به اين آيينه داران تأكيد مى كنيم شما بايد سيماى واقعى فرهنگ ايران واسلام را منعكس كنيد. اين آيينه شفاف بايد آنچه را بنماياند كه هست.
*با توجه به گستردگى جغرافيايى وتعدد آثار به زبان هاى گوناگون ، اين آثار چگونه جمع آورى و داورى مى شود؟
- بله، كار بسيار سختى است. به همين دليل مجبوريم درسال ۲۰۰۵ ميلادى آثار سال ۲۰۰۳ را بررسى كنيم و به اين دسته از آثار جايزه دهيم. چون شناسايى وجمع آورى آثار و داورى درمورد آنها مشكل است و طول مى كشد. امسال حتى آثارى داشتيم كه به زبان هايى مثل اندونزيايى يا مالزيايى بودند اما چون گستره مخاطبان اين زبان ها دردنيا بسيار كم است ، ناگزير به خاطر نبودن داورانى كه به اين زبان ها تسلط داشته باشند، متأسفانه آنها را از دايره انتخاب حذف كرديم. براى قضاوت درمورد آثارى كه به زبان فيليپينى و تايلندى نوشته شده اند نيز داورى نداشتيم . چون داوران علاوه بر دانستن زبان هاى مورد نظر ، بايد متخصص موضوع هم باشند. مسأله ديگرى هم كه كار را بسيار سخت مى كند - به تعبير بنده - اين است كه كتاب بين مقوله ها وپديده هاى فرهنگى وهنرى ، پديده اى صامت است كه زبان آن از دل قرائت خواننده زائيده مى شود. بنابراين تاكتابى خوانده نشود ومورد نقد وبررسى قرار نگيرد، ارزش آن معلوم ومشخص نمى شود.
بنابراين فقط درمرحله شناسايى وجمع آورى كتاب ها ، كار بسيار طاقت فرسايى داشتيم. در دوازدهمين دوره جايزه جهانى كتاب سال آثار فراوانى را ليست كرديم تا سرانجام ۸۰۰ عنوان كتاب وارد مرحله داورى شدند. پس از بحث و بررسى هاى فراوان ازميان اين آثار چهارده اثر به عنوان كتاب هاى برتر انتخاب شدند كه اسامى آنها طى مراسمى درروز ۲۰ بهمن ماه اعلام مى شود.
ادامه دارد