... وقتى دستتان جايى بند نيست
ر.م
تور استثنايى به...، قيمت هاى باورنكردنى، ارزانترين قيمت براى سفر به... و هزاران هزار آگهى مشابه.
روزهاى گرم تابستان از نيمه گذشته. تعطيلى مدارس، هواى گرم شهر و فرصتى مناسب براى يك استراحت، شرايطى ايجاد كرده تا اين روزها هر كسى از كوچكترين فرصت براى رفتن به مسافرت استفاده كند. بعضى ها سفر به شهرهاى داخلى - اغلب شمال كشور - را انتخاب مى كنند، بعضى ها برنامه هاى خود را به شكلى هماهنگ مى كنند سرى به مشهد مقدس بزنند و زيارتى هم كرده باشند. آن هايى كه توان مالى بيشترى دارند اين روزها سرگرم گشت وگذار در آگهى هاى خوش رنگ صفحات روزنامه ها هستند تا جايى مناسب در خارج از كشور بيابند به دنبال استراحت و آرامش.
فراهم ساختن مقدمات سفر خرجى ندارد. يك تلفن و تماس با يك آژانس براى سنجيدن شرايط كفايت مى كند.
هر كدام قيمتى مى دهند و هر كدام روزى را براى سفر شما تعيين مى كنند ولى پيشنهاد مى دهند كه بهتر است شخصاً به دفتر آژانس برويد و آنجا براى سفر فوق العاده تان صحبت كنيد. تلفن را قطع مى كنيد. قيمت مناسب امكانات عالى و البته فكر سفر به يك كشور خارجى آن هم نه چندان دور و بدون نياز به ويزا شما را وسوسه مى كند تا سفر خارجى را هم تجربه كنيد. پشت تلفن قطعاً به شما توضيح داده شده كه وقت تنگ است و اگر جداً قصد سفر داريد بايد هر چه سريعتر اقدام كنيد چون ممكن است آن چند جاى خالى هم به سرعت پر شود.
فرصتى براى فكر كردن نيست. خودتان را به سرعت به دفتر آژانس مى رسانيد. براى شما كاتالوگ و بروشورهاى خوش آب و رنگ ويژه معرفى هتل هاى مختلف را مى آورند و روى ميز مى چينند. تلفن هاى آژانس مدام زنگ مى خورد و مكالمه شما را با كارمند خوش سر و زبان آژانس قطع مى كند. پس از ده- بيست دقيقه گفت وگو، شما بالاخره هتلى خوب و البته نسبتاً ارزان را انتخاب مى كنيد. احتمالاً پولتان به ساير هتل هاى پيشنهادى نمى رسد و اگر هم برسد ترجيح مى دهيد با همين قيمت به نسبت ارزان به اين سفر برويد. مسؤول آژانس تعداد نفرات شما را مى پرسد و با دفتر اصلى و يا هر جايى كه ما نمى دانيم كجاست تماس مى گيرد. فرقى نمى كند چه يك نفر باشيد و چه ده نفر در آن تاريخ هتل مورد نظر شما پرشده است.
با تعجب مى پرسيد: «تا يك ساعت پيش پاى تلفن جا داشت؟!» و در جواب هم احتمالاً مى شنويد به خاطر قيمت مناسب، اين هتل به سرعت پر مى شود. اگر براى تاريخ هاى بعدى بخواهيد اين هتل براى شما جا خواهد داشت. شما محل را براى هماهنگى با همسفرانتان براى يك تاريخ ديگر ترك مى كنيد. بعد از چند ساعت چانه زدن با فاميل و احتمالاً دوستان همسفر مى توانيد رضايت آن ها را جلب كنيد. اما جالب تر اينكه در عرض اين چند ساعت آن تاريخ ديگر هم پرشده.
حالا شما مى مانيد و يك فاميل هيجان زده از سفر به خارج و البته وسوسه رفتن به سفر. راه چاره را مسؤول آژانس پيش پاى شما مى گذارد. هتلى باشرايطى مشابه با نرخى ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان بالاتر از نرخ قبلى. براى اينكه اين فرصت را از دست ندهيد سريع همانجا قرار داد را امضا مى كنيد و مبلغى هم به عنوان وديعه به آژانس پرداخت مى كنيد. در قرارداد هم ذكر شده كه در صورت انصراف، به علت چارتر بودن پرواز پول شما پس داده نمى شود.
به نظر همه چيز عادى مى رسد. شما هم راضى هستيد كه با پرداخت مقدارى بيشتر به هر حال مقدمات سفر را فراهم كرده ايد.
روز سفر همه چيز خوب است. آن طرف مرز همه چيز عالى است تا اينكه سوار اتوبوس مخصوص تور مى شويد و جناب «تور ليدر» يا همان رهبر تور با سلامى گرم پشت ميكروفون به دوستان اعلام مى كند كه ... «متأسفانه براى دوستانى كه اين هتل جديد را انتخاب كرده اند جا وجود ندارد و ما ناچاريم آنها را تقسيم كرده و به هتل هاى مختلفى ببريم. اين مشكل هم احتمالاً تا چند ساعت آينده حل خواهد شد.»
اسامى خوانده مى شود. هر چند نفر به يك هتل آن هم با درجه اى پايين تر از هتل رزرو شده توسط افراد برده مى شوند. «تفاوت هتل شما با هتل رزرو شده توسط شما تنها يك ستاره است» اين جمله را وقتى از زبان آقاى تور ليدر مى شنويد احساس مى كنيد خرخره او بهترين جا براى آرام گرفتن دندان هاى شماست. اما خارج از كشور است و دست شما به هيچ جا بند نيست. اين قبيل كارها هم ممكن است در كشور بيگانه سرنوشتى مانند خرد شدن دندانها در دهان داشته باشد. تنها فكرى ك در آن شرايط به ذهن خطور مى كند تماس با ايران و آژانس مربوطه است. اما انگار فراموش كرده ايد. روز پنجشنبه شركت ها به صورت نيمه وقت فعاليت مى كنند و جمعه هم كه ... (اكثر پروازهاى داخلى روزهاى پنجشنبه و جمعه است.)
دو راه پيش روى شماست. پذيرفتن هتل جديد با يك ستاره كمتر يا ادامه اعتراض و پياده نشدن از اتوبوس كه سرانجام دومى هم با كمى تأخير مانند اولى است.
با خودتان مى گوييد: «به هر حال چاره اى نيست اين هتل بهتر از كنار خيابان ماندن است.»
در اين شرايط حس ساز شكارانه شما با توضيحات بعدى تكميل مى شود. نفر بعدى كه به نظر مى رسد مسؤول خارجى برگزارى تور است مى آيد و در توضيح مى گويد: «اين هتل كه از ايران به شما فروخته اند طرف قرارداد ما نيست. الآن هم فصل شلوغى است و احتمال پيدا كردن هتل ديگرى براى شما غيرممكن. ما به طرف ايرانى اعلام تكميل ظرفيت كرده ايم اما آنها به فروش ادامه مى دهند.»
اين صحبت ها شما را ياد تماس هاى تلفنى آژانس و البته راه كار آنها مى اندازد. اما هيچ راه حلى مقابل پاى شما نيست مگر اينكه تا شنبه و روز كارى در ايران صبر كنيد وقتى شنبه مى شود و شما از يك كشور ديگر با ايران تماس مى گيريد و وضعيت هتل را با آنچه آنها در ذهن شما ساخته بودند براى مسؤول تور توضيح مى دهيد به شما خواهند گفت: «يعنى هتل شماآب و برق هم ندارد؟!» و اين يعنى اوج عصبانيت شما.
توضيحات زياد شد و البته شايد كمى كسل كننده. اگر در تهران اهرمى قومى و مؤثر براى تهديد داشته باشيد شايد بتوانيد هتل خود را عوض كنيد و در غيراينصورت مجبوريد يك هفته در همان وضع بمانيد به اميد اينكه در تهران پولتان را پس بگيريد. در تهران پس از يك هفته كلنجار با خودتان وقتى به آژانس مراجعه مى كنيد آنقدر برخورد با شما بد است كه شك مى كنيد اصلاً حق با شماست يا خير؟! به هر حال اين هم راهى براى كسب درآمد است، ديگر!