جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۸۴ -
Fri, Aug 19, 2005
سياست
۳۲۲۶
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
يادداشت
تحليل هفته
يادداشت
موج هسته اى در دنيا
224445.jpg
منبع : بى. بى. سى
با روى كار آمدن دولت جديد در ايران، شرايط پيچيده تر شده است و هنوز هم به نظر مى رسد كه ايران در مسير تقابل با آمريكا و كشورهاى اروپايى باشد. جارو جنجال پيرامون برنامه هسته اى ايران بر پيچيدگيهاى رابطه با جمهورى اسلامى ايران افزوده است و آن را برجسته ساخته است، اينك ايران با قطعنامه آژانس بين المللى انرژى اتمى در مورد توقف فعاليتهاى فرآورى اورانيوم موافقت نكرده چه اتفاقى خواهد افتاد؟ بحث اينجاست كه اساساً چرا ايران بايد فناورى هسته اى داشته باشد؟ ايران كه داراى ذخاير عظيم نفت و گاز است، چرا بايد به داشتن چرخه سوخت كامل اصرار داشته باشد؟ مخصوصاً كه توانايى در غنى سازى ممكن است منجر به توليد مواد بمب اتمى شود. كشورهاى اروپايى و آمريكايى معتقدند كه چنين توانايى اى ( داشتن چرخه سوخت هسته اى) بايد از ايران گرفته شود و به جاى آن ايران، سوخت راكتور هسته اى مورد نياز خود را از خارج وارد نمايد و ضمناً سوخت مصرف شده را براى پردازش دوباره به همان كشورى كه سوخت را تأمين كرده بازگرداند.
ايران مى گويد كه مى خواهد در چارچوب NPT اين فناورى را داشته است و در واقع ايران به عنوان عضوى از NPT حق داردچرخه سوخت هسته اى را دارا باشد. اما در اينجا نوعى اختلاف ميان رژيم عدم تكثير و NPT وجود دارد.
رژيم عدم تكثير قطعاً با فعاليت كشورها در جهت ساخت بمب موافق نيست. آيا رژيم عدم تكثير ناقص و ناموفق است؟
البرادعى گفت: « قوياً معتقدم كه گسترش فعاليتهاى چرخه سوخت چيز بدى است. اما اينكه چگونه اين مسأله مى تواند مورد توافق بين المللى قرار بگيرد، كارى بسيار مشكل است.»
كشورهاى اروپايى در چارچوب توافقنامه هاى طولانى مدت كمكهاى تكنولوژيك و اقتصادى و نيز تشويقها و امتيازات امنيتى و سياسى به ايران پيشنهاد كردند كه با مخالفت تهران روبرو شد و چه بسا دليل مخالفت تهران اين است كه انتظار دارد شرايط بهترى پيشنهاد شود.
اين در حالى است كه اگر چه شوراى امنيت سازمان ملل از تحريم ايران سخن گفته است، اما روسيه و چين با مقابله با ايران مخالف هستند. در اين ميان روسيه توافقنامه اى به ارزش صدها ميليون دلار براى در اختيار گذاشتن سوخت هسته اى به نيروگاه «بوشهر» با تهران امضا كرده است، در حالى كه چين نيز با افزايش نياز خود به نفت، همكارى خود با ايران در زمينه هاى اقتصادى و ساير زمينه ها را افزايش داده است.
اكنون پرونده ايران به ماه سپتامبر موكول شده است. در اين ميان ديپلماتهاى دو طرف كارهاى زيادى براى انجام دادن دارند، زيرا ايران سعى خواهد كرد كشورهاى غير متعهد را با خود متحد كند و اروپاييها و آمريكا نيز با تمام قدرت لابى خواهند كرد و اگر هيچ راه ديگرى متصور نباشد، موضوع پرونده هسته اى ايران را به شوراى امنيت ارجاع خواهند داد.
اما در آلمان شرودر مى خواهد با كارت ايران در انتخابات پيروز شود. اساساً شرودر مايل به ادامه روند مذاكرات با ايران است و از دوستان و متحدانش در اروپا و آمريكا خواسته است كه به مذاكرات گسترده با ايران ادامه دهند و از راه حل نظامى در برخورد با ايران صرفه نظر كنند. شرودر ممكن است باعث ناراحتى واشينگتن از آلمان شود چرا كه بوش قبلاً گفته بود استفاده از نيروى نظامى عليه ايران را منتفى نمى داند.
زمانيكه شرودر با حمله به عراق به مخالفت برخاست، همين موضعگيرى او در قبال قضيه عراق باعث پيروزى شرودر( از حزب سوسيال دموكراتيك) در انتخابات شد. الان هم وضع همينطور است؛ به اين معنى كه قضيه ايران نيز مى تواند به پيروزى شرودر در ماه هاى آينده كمك كند. اين موضعگيرى نشان دهنده آن است كه مردم آلمان مايل نيستند در هيچ عمليات نظامى شركت كنند و ضمناً خيلى دوست ندارند دنباله رو آمريكا باشند.
هفته اى كه گذشت
كابينه جديد معرفى شد اما اين بار نه تنها از جناح چپى ها بلكه از جناح راست واكنشهايى را برانگيخت. عماد افروغ نماينده تهران و رئيس كميسيون فرهنگى مجلس با انتقاد از وزراى پيشنهادى رئيس جمهور به مجلس تصريح كرد: رأى اعتماد مجلس به كابينه معرفى شده  ميزان اصولگرايى خلاق نمايندگان را نشان خواهد داد.
عماد افروغ هماهنگى بين اعضاى كابينه را يكى از محور هاى اساسى كارآمدى و موفقيت كابينه خواند و تأكيد كرد براى تشخيص انطباق عملكرد كابينه با گفتمان تحول خواهى و عدالت طلبى دكتر احمدى نژاد بايد ويژگى هاى فردى و سوابق وزراى پيشنهادى را در كنار هم ارزيابى كرد.
وى افزود : با نگاهى اجمالى به ويژگى هاى فردى و شناختى كه از سابقه وزراى پيشنهادى آقاى احمدى نژاد وجود دارد به نظر مى رسد صرف نظر از امضاى ميثاق نامه، وجه تركيبى قابل دفاعى در كابينه وجود ندارد و برخى افراد معرفى شده كسانى هستند كه گذشته و حالشان هيچ سنخيتى با گفتمان عدالت خواهى ندارد.
نماينده مردم تهران با بيان اينكه از نگاه كلى به كابينه نمى توان به روشنى تعيين كرد كه اين تركيب چه پيامى را تداعى مى كند، گفت : توجه نمايندگان مجلس در رأى اعتماد به وزرا به ويژگى هاى فردى و سوابق آنان مشخص خواهد ساخت كه آيا جنبش اصولگرايى خلاق و انتقادى سالهاى اخير را درك كرده اند يا بعضاً در اردوگاه مقابل بوده اند.
رئيس كميسيون فرهنگى مجلس در خصوص ويژگى هاى فردى وزراى پيشنهادى با بيان اينكه در عرصه فعاليت هر كدام از وزارتخانه ها افراد شاخص تر و مرجع ترى نيز براى وزير شدن وجود داشته اند افزود : به نظر مى رسد افراد معرفى شده مهره هاى كليدى عرصه هاى مختلف نيستند و اين حكايت از آن دارد كه براى گزينش افراد با صاحبان تفكر و انديشه در عرصه هاى گوناگون مشورت نشده است.
افروغ افزود: به نظر مى رسد دستهايى در كار بوده است تا دكتر احمدى نژاد را از مشورت افراد نخبه محروم كند .وى با ابراز تأسف از گزينه هاى پيشنهادى دكتر احمدى نژاد براى برخى وزارتخانه ها گفت: افراد قوى، كارآمد، متدين، سرشناس پاك و سالم ، استراتژيست و صاحب مرجعيت در عرصه هاى مختلف وجود دارند كه از وجودشان نه به عنوان وزير و نه به عنوان مشاور براى انتخاب استفاده نشده است.
اين نماينده مجلس با بيان اين عقيده كه بدنه وزارتخانه ها از برخى افراد پيشنهادى به عنوان وزير حرف شنوى نخواهند داشت، اظهار داشت: نمى گويم بايد از كسانى كه يك عمر مسؤوليت داشته اند به عنوان وزير استفاده شود اما هستند كسانى كه مرجع و خوشنام اند و يك عمر كنار زده شده اند و حرفشان نيز بيشتر خريدار دارد.
وى تأكيد كرد: كابينه دولت جمهورى اسلامى ايران بايد تحقق بخش رنسانس عظيمى چون انقلاب اسلامى باشد درحالى كه دارد فرصت سوزى مى شود. وزرا بايد درحوزه مسؤوليتشان استراتژيست باشند، درحالى كه، عده اى از وزراى پيشنهادى استراتژيست نيستند.
رئيس كميسيون فرهنگى مجلس با بيان اينكه مردم در انتظاريك كابينه فكور و انديشمند بودند، گفت : وزرا بايد چالشهاى عرصه فعاليت خود را در سطح جهان اسلام و ايران خوب فهميده باشند و قدرت برنامه ريزى درست و سياستگذارى و تصميم سازى و تصميم گيرى داشته باشند و بنا به حوزه هاى تخصصى خود درك بالايى از عدالت اجتماعى، عدالت فرهنگى، عدالت سياسى و عدالت اقتصادى داشته باشند .
هرچند افروغ تركيب كابينه را نقد كرده اما امير محبيان، گفته كه ناشناخته بودن افراد پيشنهادى براى كابينه جديد فى نفسه عيبى براى اعضاى كابينه محسوب نمى شود، بويژه كه اين افراد هم صلاحيت علمى لازم را دارند و هم توانسته اند اعتماد رئيس جمهورى را به دست آورند.
وى تأكيد كرد كه افراد پيشنهادى با به كارگيرى نيروهاى متخصص و مديريت مؤثر آنها قادر خواهند بود كه تجربه لازم براى مديريت را نيز به دست آورند.
محبيان گفت: به هرحال تمام افرادى كه مشهور شده اند، زمانى ناشناخته بودند و گمان مى كنم تا دو ماه ديگر اعضاى كابينه به چهره هايى شناخته شده در عرصه خبررسانى تبديل شوند.
عضو شوراى سردبيرى روزنامه رسالت ناشناخته بودن افراد را ايراد درستى ندانست و گفت: اين ايراد اساساً نمى تواند مانع معرفى اعضاى يك كابينه باشد.
در هر حال بايد ديد مجلس چه رويكردى را اتخاذ مى كند اما بعيد است در تركيب اصلى تغيير چندانى حاصل شود.
روزهاى دشواربراى
ايران و اروپـا
كامبيز توانا
«به استناد اصل يكصد و هفتاد و ششم قانون اساسى و با توجه به مراتب تعهد، تدين، سوابق علمى و تجربيات ارزشمند اجرايى و سالهاى طولانى عضويت در شوراى عالى امنيت ملى، به موجب اين حكم جنابعالى را به عنوان دبير شورايعالى امنيت ملى منصوب مى كنم».
اين جمله آغازين حكم انتصاب على لاريجانى به عنوان دبير شوراى عالى امنيت ملى است.مردى كه از رياست ده ساله تلويزيون پايين آمد و وارد رقابت انتخاباتى شد تا عاقبت به جاى حسن روحانى نشسته و در سخت ترين روزها هدايت پرونده هسته اى را عهده دار شود.
در آخرين روزهاى كارى نيز اعضاى شورا به ديداررهبرى رفتند تا خداحافظى آنها تكميل شود.
224436.jpg
رهبر معظم انقلاب اسلامى تأكيد كردند: در جهان امروز بايد با منطق قوى، روشن و قانع كننده و با هوشيارى كامل و رعايت ظرايف ديپلماسى در عرصه جهانى حضور داشت. رهبرمعظم انقلاب اسلامى در ديدار جمعى از اعضاى شورايعالى امنيت ملى، كارشناسان و همكاران دبيرخانه اين شورا و فعالان پرونده هسته اى، مسأله امنيت را يكى از مقولات بسيار اساسى و زمينه  ساز پيشرفت و توسعه همه جانبه و گسترش عدالت در كشور دانستند و تأكيد كردند: در جهان امروز بايد با منطق قوى، روشن و قانع كننده و با هوشيارى كامل و رعايت ظرايف ديپلماسى در عرصه جهانى حضور داشت.
ايشان شورايعالى امنيت ملى را يك مركز مهم براى بررسى مسائل داخلى و خارجى دانستند و خاطرنشان كردند: اهميت شورايعالى امنيت ملى به دليل حضور رئيس جمهور در رأس آن و همچنين حضور وزرا، كارشناسان و افراد مجرب و با تجربه و آگاه به مسائل داخلى و جريانهاى بين المللى در آن است و دبيرخانه اين شورا، به عنوان موتور محرك و مركزى فعال در طول سالهاى گذشته به ويژه در پرونده  هسته اى عملكرد خوبى داشته است.
رهبرمعظم انقلاب اسلامى همچنين با تشكر از زحمات و تلاشهاى دبيرخانه شورايعالى امنيت ملى به ويژه آقاى حسن روحانى دبير اين شورا تأكيد كردند: آقاى روحانى از مديران كارآمد، فعال و دلسوز نظام است و ايشان در شانزده سال گذشته يك مديريت عاقلانه، متين و مستمر را ارائه داد.
در ابتداى اين ديدار حسن روحانى دبيرشورايعالى امنيت ملى ضمن ارائه گزارشى از عملكرد دبيرخانه اين شورا گفت: در شانزده سال گذشته شورايعالى امنيت ملى با مسائل مهمى همچون، قطعنامه ،۵۹۸ اسراى ايرانى در عراق، حل مسائل باقيمانده با رژيم صدام، حمله عراق به كويت و در پى آن حمله متحدين به عراق، فروپاشى شوروى، حمله آمريكا به افغانستان و عراق و تبعات آن و در نهايت پرونده هسته اى مواجه بود كه در همه اين مسائل با رهنمودهاى مقام معظم رهبرى، عملكرد قابل قبولى ارائه شده است.
در حقيقت روحانى در حالى شوراى امنيت را عهده دار شد كه هيچ كس حاضر نمى شد مسؤوليت به اين سنگينى را عهده دار شود.
آمريكا وپرونده هسته اى
در واقع لاريجانى براساس مواضع قبلى اش مذاكره كننده سرسختى براى اروپايى ها است و پيش از اين هم روند مذاكرات را بسيار نقد كرده است. اين در حالى است كه اروپايى ها نيز روزهاى سختى را مى گذرانند وآمريكا كه نظاره گر قضاياست عجله اى ندارد و مى خواهد ببيند طرفين مذاكره چه مى كنند. هرچه باشد تا آمريكا همراه اروپا نباشند توافقى نهايى نمى شود.
«پاتريك بوكانن» يكى از سياستمداران سابق آمريكا و همچنين يكى از تحليلگران سياسى خاورميانه و روزنامه نگار گفت كه آمريكا نمى تواند خطر حمله به ايران را بپذيرد.
او در مقاله اى مى نويسد: «آيا ايرانى ها نزديك بدست آوردن بمب اتم هستند؟ آيا ايران با تبديل كيك زرد به اورانيوم هگزوفلورايد پيمان NPT را نقض كرده است؟»
وى مى گويد: پاسخ هر دو سؤال منفى است و بررسى اطلاعاتى آمريكا نشان مى دهد كه ايران ممكن است ۱۰ سال با بمب فاصله داشته باشد و بر اساس پيمان NPT، ايران اجازه دارد تا از اورانيوم براى استفاده در نيروگاههاى هسته اى خود بهره بردارى كند. پس با اين وجود چرا پيرامون حمله پيشگيرانه عليه ايران صحبتهايى وجود دارد؟
اگر ايران اسلحه اتمى داشته باشد و آن را به تروريست ها بدهد و از آن براى حمله به اهداف آمريكا استفاده شود اين اقدامى انتحارى و ديوانگى براى كشورى خواهد بود كه نشان داده است تمايلى با جنگ با آمريكا ندارد، پس نگرانى اين است كه حتى اگر ايران به سوى تسليحات هسته اى پيش رود اين كشور درصدد بازدارندگى از تهديد است و آزادى عمل آمريكا درخليج فارس به پايان مى رسد و ما بايد همانگونه كه با پيونگ يانگ محتاطانه رفتار مى كنيم بايد با ايران نيز محتاطانه رفتار كنيم چيزى كه براى بوش و نئومحافظه كاران قابل تحمل نيست.»
بوكانن ادامه مى دهد: «براى اسرائيلى ها يك بمب ايرانى همان اثرى را خواهد داشت كه انفجار بمب استالين در سال ۱۹۴۹ براى آمريكا داشت و ضربه ناپذيرى اسرائيل به پايان خواهد رسيد و اسرائيل قطعاً مانند وضعيتى كه ما در طول دوره جنگ داشتيم وارد دنياى تخريب متقابل خواهد شد بنابراين منهدم كردن هر چه زودتر تأسيسات نوپاى هسته اى ايران بهتر خواهد بود اما در اينجا دروغ ها براى جرج بوش رئيس جمهور آمريكا مسأله شده است.
انگليس، فرانسه و آلمان نمى خواهند گام اول را در ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت بردارند و از اين شورا بخواهند تا ايران را تحريم نمايد و حتى اگر اروپايى ها هم موافقت كنند تا پرونده به شوراى امنيت ارجاع شود از سوى روسيه و چين وتو خواهد شد اما اگر شورا تحريم را رد كند آمريكا و متحدينش در ناتو بر آنها تحميل خواهند كرد و جهان به دو جناح روسيه، چين و ايران از يك طرف و آمريكا و حاميانش از طرف ديگر تقسيم خواهد شد و در اينجا جالب خواهد بود تا ببينيم كداميك يك از متحدين آمريكا تمايل خواهند داشت تا از تحريم عليه سومين كشور بزرگ توليد كننده نفت و آن هم در حاليكه قيمت اين محصول بشكه اى ۶۵ دلار است حمايت كنند.
بعلاوه اگر گفت وگوهاى كنونى با ايران پايان يابد اين كشور نيز مانند كره شمالى در زمانى كه گفت وگوها با شكست روبرو شد به فعاليت هاى هسته اى خود سرعت داد، به كارهاى خود سرعت خواهد بخشيد و اين مسأله گزينه نهايى را براى آمريكا باقى خواهد گذاشت و آن حمله هوايى و زمينى براى از بين بردن تأسيسات شناخته شده غنى سازى اورانيوم ايران است اما در حاليكه ايران به بازرسان آژانس اجازه بازرسى كامل از تأسيسات خود را مى دهد چگونه جنگ قابل توجيه است ؟
با وجوديكه چين با موشكهاى هسته اى شهرهاى آمريكا را نشانه رفته است، ۱۶۰ ميليارد دلار مازاد تجارى به چين داديم و بوش سعى دارد به توسعه نيروگاههاى هسته اى در هند كمك كند در حاليكه اين كشور بمب آزمايش كرده است، به پاكستان و اسرائيل كمك خارجى مى دهيم كه بطور پنهانى برنامه هاى هسته اى خود را دنبال كنند و بمب اتمى بسازند، علاوه بر آن اگر كره شمالى هم تأسيسات هسته اى خود را جمع آورى كند و هر نوع بمبى كه دارد تحويل دهد پيشنهادات خوبى براى كمك به آن كشور ارائه مى دهيم. پس در اينجا چه همخوانى و هماهنگى بين امتيازات فوق و رفتار با ايران وجود دارد؟
ملاحظه اى ديگرى در اين باره وجود دارد و آن اين است كه بعيد مى نمايد پاسخ ايران به هرگونه حمله آمريكا توأم با آرامش باشد. بهترين استراتژى ممكن است بشدت تلافى جويانه باشد و ايران اقدامات فراوانى در اين زمينه مى تواند انجام دهد.
اين كشور مى تواند نيروهاى سپاه پاسداران را به عراق بفرستد و جهنمى براى ۱۳۵ هزار نيروى آمريكايى درست كند، حزب الله را براى پرتاب موشك به سوى اسرائيل تحريك كند و بدين ترتيب جنگ گسترش مى يابد، ايران همچنين مى تواند به متحدين آمريكا در خليج فارس حمله كند، شيعه ها را در عراق و عربستان تحريك كند تا به آمريكايى ها حمله كنند، فعاليت در تنگه هرمز را مختل كند و امنيت داخلى آمريكا را به خطر اندازد .
بطور خلاصه حمله به ايران مى تواند منجر به جنگ در سراسر منطقه شود و صدور روزانه ۱۵ ميليون بشكه نفت از خليج (فارس) را با مشكل روبرو سازد، اين مسأله اقتصاد جهانى را با شوك روبرو خواهد ساخت و تا زمانى كه آمريكا فاقد نيرويى زمينى براى حمله به ايران و سرنگونى حكومت آن است حمله آمريكا محدود به حملات موشكهاى كروز و هوايى خواهد بود و اين اقدام مانند ۱۱ سپتامبر خواهد بود و همانطور كه اين واقعه مردم آمريكا را پشت سر بوش متحد كرد در ايران نيز باعث حمايت مردم از حاكميت خواهد شد و وجهه حكومت را در ميان مردم ايران براى حفاظت از حق استفاده از تكنولوژى هسته اى كه همه با آن موافقند افزايش خواهد داد و بوش قبل از اينكه حزب جنگ براى بار دوم مجدداً دست به كار شود بايد بسيار زياد فكر كند، ايران كشورى است كه سه برابر عراق وسعت دارد و سه برابراين كشور نيز جمعيت دارد و اين هدف سهل الوصول نخواهد بود.»
حالا فقط ديپلماسى
«رابرت جوزف»، معاون وزير خارجه آمريكا در امور امنيت بين المللى و كنترل تسليحات اعلام كرد كه ديپلماسى به عنوان مهمترين ابزار براى منصرف كردن ايران و كره شمالى از برنامه هاى هسته ايشان باقى خواهد ماند.
جوزف گفت : عليرغم تلاشهاى ديگر مانند طرح امنيت تكثير براى متوقف كردن دولت هايى كه در پى دست يافتن به تسليحات كشتار جمعى هستند، هيچ راهى جز ديپلماسى وجود ندارد.تصورم اين است كه به كارگيرى ديپلماسى در مورد هر دو كشور ايران يا كره شمالى مهم خواهد بود.
اين مقام وزارت خارجه آمريكا گفت : اعمال ديپلماسى در مورد معاملات مربوط به تسليحات كشتار جمعى است حال اعم از اينكه آيا معاملات مربوط به اين نوع سلاحهاست و يا مربوط به طرح امنيت تكثير براى امور دفاعى است. در هر دو حالت جايگزين مناسبى براى ديپلماسى نخواهند بود بنابراين ما ديپلماسى و ساير فعاليت هايى كه توصيف كردم به كار خواهيم گرفت.
تحليل هفته
ستاره هاى كاغذى، شمايل هاى ماندگار
اين آغاز روزگار تازه اى ست...
عليرضا باذل
از سفر كه بازمى گردد ميهمانى ناخوانده دارد. دختركى كه خود را از يك شهرستان دور به پايتخت رسانده چون گمان مى كند مادرش همان كسى است كه هفته قبل او را روى پرده نقره اى ديده. در جايى دورتر او را تقديس مى كنند. در سرزمين اسطوره و خرافه، برايش تقدس قائلند و نشستن در همه سانس هاى نمايش فيلم تازه اش بدل به يك نذر مى شود. دنياى تبهكاران زيرزمينى اين قداست را با پول تاخت مى زند و او هم در مقام يك انسان حق دارد كه وسوسه شود. آن سوى آب هاى اقيانوس آرام هم اوضاع چندان متفاوت نيست. خانه اش در مركز توجه است و نقشه اى را كه روى آن جاى خانه اش مشخص شده، به بهايى اندك در دست توريست ها قرار مى دهند. او يك ستاره سينماست. با همه دغدغه ها و ويژگى هايى كه شايد هيچ كس ديگرى نتواند آنها را تصور كند.
***
... و بازهم داستان جذاب و شيرين ستاره ها. به نازكى شيشه اى كه ميان دو نوع زندگى وجود دارد و خيلى زود مى تواند بشكند. زندگى يك ستاره پر از فراز و نشيب است و پر از دخالت هاى ديگرانى كه شايد نبايد هيچ نقشى در زندگى او داشته باشند اما ستاره شدن چنين تبعاتى هم دارد. شايد اولينش اين باشد كه ديگر زندگى شخصى براى خودت ندارى. چيزهاى ديگرى هم هست كه فقط خود او مى تواند تصورش كند و بس.
سينما درست از همان روزى كه وجه صنعتى اش را آشكار كرد، ستاره هايش را هم شناخت. ستاره ها در تعريف رايج بازيگرانى هستند كه ميان مردم محبوب مى شوند و اين محبوبيت تا آنجا پيش مى رود كه مخاطب عام فقط براى ديدن دوباره آنها بر پرده هاى عريض سينما حاضر است بليت هر فيلمى را از گيشه سينما بخرد. وقتى سينما صنعت شد، ستاره ها هم متولد شدند تا به اين بخش صنعتى كمك كرده و تنور سينما را داغ نگه دارند. آن روزها كه هنوز آداب ستاره شدن نبود- چه بسيار بازيگرانى بودند كه در گرداب ستاره بودن غرق شدند و نتوانستند تاب زندگى تازه را بياورند. سال هاى طلايى هاليوود دهه هاى سى تا پنجاه آينه تمام نماى چنين اوضاعى ست. زندگى هاى تلخ آنهايى كه در گذر سينما از سكوت به صدا، تاب شرايط را نياوردند و به يكباره از دور خارج شدند تا آنها كه در زرق و برق اين دنياى ناشناخته از بين رفتند. الكل، مواد مخدر و زندگى هاى شبانه، بسيارى از آنها را در همان جوانى به كام مرگ كشيد؛ هرچند اين مرگ هاى دلخراش هم از شهرت آنها نكاست و بر وجه اسطوره اى شان افزود. همين حالا به تصوير مريلين مونرو يا جيمز دين در اذهان عمومى اهل سينما توجه كنيد و يادتان باشد دو نماد سال هاى طلايى دهه پنجاه چگونه درگذشتند.
در مشرق زمين داستان شكل و شمايل ديگرى دارد. اگر در هاليوود مرزى ميان زندگى ستارگان و آدم هاى عادى وجود دارد كه هرگز مخدوش نمى شود، در شرق سينماروها ستاره هايشان را به عادات شرقى نگاه مى كنند. اگر در آسياى دور مرگ بروس لى هنوز هم با هزاران شايعه همراه است و كسى بر هيچ روايتى هم باور ندارد، در هندوستان كه دومين صنعت بزرگ سينماى جهان را دارد، ستاره ها در همه عرصه ها حضور دارند و اين به خواست مردمى است كه فكر مى كنند آنچه را كه آنها روى پرده به آن جان مى بخشند، در واقعيت هم قادر به انجامش هستند. ستاره هاى هند براى رياست جمهورى تلاش مى كنند، در مجلس حضورى مستمر دارند و جز اين اسطوره هايى امروزى براى مردمى فقير هستند كه بازتاب همه آرزوهايشان را در اين مردان و زنان مى بينند. چنين است كه چندهفته قبل وقتى پليس از حضور قطعى يكى از ستارگان مطرح صنعت سينماى هند در باندهاى مافيايى خبر مى دهد دوستدارانش به خيابان مى ريزند و عكس او را آتش مى زنند. اين تصوير در ذهن مان مى رود كنار تصويرى از مردمانى كه روزها و شب ها را پشت ديوار مجلس سانجى دات گذراندند با اين گمان كه او - نماد معصوميت قهرمان هندى با چشمانى آرام و خمار- نمى تواند يك قاچاقچى اسلحه باشد. اين ستاره ها خيلى زود از مردمى جدا مى شوند كه در ذهن، آنها را چون گذشته در كنار خودشان دارند و آرزوهايشان را در آنها جست و جو مى كنند.
***
در ايران سال هاست كه اوضاع اينگونه نيست. پس از پيروزى انقلاب ستاره ها از سينما رفتند و تك چهره ها هم نتوانستند به آرزوهايشان برسند. نگاه حسرت بار امروز ما به تصوير سوسن تسليمى در اندك حضورهايش بر پرده، حاصل همان نگاهى است كه مى خواست سينماى ايران بى ستاره بماند؛ اما اين مخالفت با ذات سينما بود. ستاره ها به آرامى آمدند و جاى خود را باز كردند. از نيمه دهه هفتاد آنها علناً حضور رسمى خود را به رخ كشيدند و خيلى زودتر از آنچه كه تصور مى رفت به روياهاى دختران و پسرانى راه يافتند كه مى خواستند شبيه ستاره هايشان باشند. تلاشهاى كوچك براى قاعده مند شدن زندگى اين ستارگان، با تمسخر بازماندگان دوران بى ستارگى روبرو شد كه نمى خواستند باور كنند سينما پوست انداخته و ديگر جايى براى آنها وجود ندارد؛ و حالا، اين جدال شايد نابرابر ادامه دارد. با نخستين شكست فيلم يك ستاره در گيشه همه پتانسيلهاى نهفته در كار او زير سؤال مى رود و سينماى بى ستاره را هم مخاطبان عام دوست ندارند. اما فارغ از اين جدال، سينماى ايران حالا در مسيرى قرار گرفته كه تا يك دهه قبل كسى باورش را نداشت. ستاره ها در اين سينما حضور دارند؛ برخى ستاره هاى كاغذى اند و برخى شمايل هايى ماندگار ولى به هرحال در تعيين مسير آينده سينما براى خود سهم قائلند. اين آغاز روزگار تازه اى است...


|   شناسنامه   |   آرشيو   |