جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۸۴ -
Fri, Aug 19, 2005
ورزش
۳۲۲۶
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
گفت وگو با قويترين مرد جهان
درباره اردوى تيم ملى وزنه بردارى در رامسر
نگاهى به طرح احداث مجموعه ورزشى باشگاه پرسپوليس
چهره ها
گفت وگو با قويترين مرد جهان
درباره اردوى تيم ملى وزنه بردارى در رامسر
رضازاده:
ركورد را ول كن، طلا را بچسب!
درست پيش بينى كرده بود كه وقتى المپيك تمام شود و چند ماه بگذرد، ديگر كسى تحويلش نمى گيرد. حسين رضازاده بعد از هياهوى المپيك و مدال طلا و ركوردزنى، دوباره تنها شده. صبح تا شب در اردوى تيم ملى تمرين مى كند. ديگر خيلى تحويلش نمى گيرند. هميشه از اين موضوع ناراحت مى شود. روزهايى كه حتى يك نفر هم سرتمرين هايش نمى رود. در عوض طلا كه مى گيرد، همه از سر و كولش بالا مى روند و مى خواهند عكس يادگارى بگيرند. با محروميتى كه فدراسيون وزنه بردارى به خاطر دوپينگ بعضى از ورزشكاران پيشكسوت و كارگران كشيد رضازاده و بقيه تيم ملى هم در هيچ مسابقه اى شركت نكرده اند. اما آنها يك مسابقه مهم در پيش دارند. قهرمانى ۲۰۰۵ جهان كه آبان ماه در قطر برگزار مى شود. رضازاده در نوشهر بى سر و صدا خودش را براى يك طلاى ديگر و يك ركوردزنى ديگر آماده مى كند.
نوشهر حسابى خوش مى گذرد؟
224403.jpg
- چه خوشى؟ هواى گرم و شرجى خوش گذرانى هم دارد! هر روز هم بايد سه جلسه تمرين كنى ۷‎/۳۰ ، ۱۰‎/۴۵ و ۵ بعدازظهر. هر كس اينقدر تمرين كند حتماً بهش خوش مى گذرد.
كنار دريا هستى و از فضاى سبز شمال هم استفاده مى كنى.
- كنار دريا! فقط براى ماسه درمانى مى رويم. اينقدر خسته مى شويم كه نمى شود كارى كرد. روزهاى جمعه استراحت است، بقيه اش تمرين است.
حوصله ات سر رفته؟
- بد جورى. اينجا خسته كننده است. هوا هم شرجى است خيلى اذيت مى كند.
اگر اينطورى است چرا اردو را نمى اندازند تهران؟
- دو هفته ديگر برمى گرديم تهران. اما اينجا هم سطح درياست در سال بايد چند روزى در اين شرايط تمرين مى كنيم.
وضعيت چطور است؟ ركوردگيرى كرده اند؟
- بدنم خوب است. تمرين مى كنيم تا ببينيم خدا چى مى خواهد. ركوردگيرى هم هنوز زود است. سه ماه به مسابقه هاى جهانى مانده. تا آن موقع وقت زياد است بايد فقط تمرين كرد.
از المپيك تا امروز مسابقه نبوده. خسته نمى شوى فقط تمرين مى كنى؟
- شرايط همين است. نمى شود كارى كرد. شايد بتوانيم در مسابقه هاى قهرمانى آسيا كه شهريور ماه برگزار مى شود شركت كنيم.
محروميتتان تمام مى شود؟
- محروميتمان نگوييد. محروميت فدراسيون است كه مقصر پيشكسوت ها و كارگرها بودند. يك جورى مى گوييد انگارى ما دوپينگ كرده ايم.
حالا چقدر احتمال دارد كه در آسيايى مسابقه بدهيد؟
- هنوز هيچ چيز معلوم نيست. پنجاه پنجاه است.
برنامه ات براى جهانى، ركوردزنى است؟
- طلا را بچسب، ركورد مى خواهيد چه كار؟ چقدر ركورد بزنم؟ ديگر سخت شده. قبلاً نيم كيلو به نيم كيلو وزنه ها را اضافه مى كردند، حالا يك كيلويى شده ديگر سخت است.
پس ديگر منتظر ركورد دنيا نباشيم؟
- اين حرف ها را جدى نگيريد. من اول سعى مى كنم مدال طلا را بگيرم. خيلى خوب تمرين مى كنم كه آماده باشم. اما اگر شد و شرايطش بود براى ركوردزنى هم مى روم.
نگاهى به طرح احداث مجموعه ورزشى باشگاه پرسپوليس
در آرزوى يك كلنگ واقعى
224400.jpg
محسن مهرعليزاده هفته گذشته در آخرين روزها يا ماههاى احتمالى رياستش بر سازمان تربيت بدنى، كلنگ احداث مجموعه اى را به زمين زد كه اگر آن گونه كه پيش بينى شده، ساخته شود، بزرگترين پروژه ورزشى پس از پيروزى انقلاب اسلامى خواهد بود. مجموعه اى فوق العاده در شهر جديد پرند، با امكاناتى چون استاديوم ۳۵ تا ۵۵ هزار نفرى، انستيتوى علمى - پزشكى، موزه، درياچه، پيست اتومبيلرانى، پيست موتورسوارى، پيست دوچرخه سوارى، پيست دو و ميدانى، ۹ زمين استاندارد فوتبال، سالن هاى سرپوشيده ويژه ورزشهايى چون بسكتبال، واليبال، فوتسال، زمين هاكى روى چمن، خوابگاه ورزشكاران، كمپ تمرينى و يك هتل ۱۲ طبقه كه در اختيار باشگاه پرسپوليس قرار خواهد گرفت.
آن گونه كه در خبرها آمده، حسين كلانى پيشكسوت پرسپوليس كه سالها در آمريكا زندگى مى كرده و مهندس راه و ساختمان است، بر ساخت اين مجموعه بزرگ نظارت خواهد كرد. او در گفت و گو با خبرگزاريها تأكيد كرده كه طبق توافق اعضاى هيأت مديره باشگاه پرسپوليس براى ساخت اين مجموعه ورزشى از جديدترين تكنولوژى هاى موجود استفاده خواهد شد. كلانى پيش بينى كرده كه تكميل و راه اندازى اين پروژه ۵۴ ماه طول كشيده و ۸۰ ميليارد تومان هزينه خواهد داشت.
طراحى چنين پروژه هايى و اقدام عملى براى انجام آن در شرايط معمولى قابل تقدير است. امروز ورزش دنيا آن گونه كه كلانى اشاره كرده و محسن مهرعليزاده رئيس سازمان تربيت بدنى هم به آن آگاه است، فقط در چنين بسترهاى اقتصادى، امكان حرفه اى شدن و پيشرفت همه جانبه پيدا مى كند. باشگاه رئال مادريد كه رئيس سازمان ورزش آن را مثال زده، اگر داراى چنان قدرت اقتصادى است كه مجموعه اى از ستارگان بزرگ فوتبال دنيا را به خدمت مى گيرد، تأسيسات و امكانات سخت افزارى دارد كه وجود اين ستاره ها در دل آن نامتجانس به نظر نمى رسد.
رئال مادريد يا ديگر باشگاههاى حرفه اى دنيا، هر كدام بنگاهى اقتصادى هستند كه هر فعاليتى در آنها ممكن است صرفاً بر اساس سود و زيان احتمالى، ارزيابى شود. آنها ستاره هاى دنياى ورزش را با ارقام نجومى به خدمت مى گيرند و در عوض با برنامه هايى مشخص، از اين سرمايه گذارى ها سود مى برند و همه اينها حاصل مديريتى علمى است كه در آن مزيت هاى نسبى باشگاه به عنوان يك بنگاه اقتصادى تعريف و كوچك ترين فعاليتى تنها زمانى انجام مى شود كه در چارچوب برنامه هاى تعيين شده براى رسيدن به اهداف كوتاه مدت يا بلندمدت باشگاه قرار بگيرد.
اما در ايران و در شرايطى كه باشگاه پرسپوليس، على رغم طرفداران فراوان - كه بخشى از سرمايه يك باشگاه ورزشى هستند - هيچ شباهتى به يك بنگاه اقتصادى ندارد، طرح چنين پروژه هايى كمى بلندپروازى و غير واقع گرايانه به نظر مى رسد. چگونه مى توان باور كرد، باشگاهى كه حتى براى پرداخت حقوق بازيكنان و مربيانش مشكل دارد و گاهى مجبور مى شود از رياست جمهورى - بالاترين مقام اجرايى در كشور - كمك بخواهد، پروژه اى با اين وسعت و عظمت را اجرايى كند. تيمى كه بازيكنانش در آستانه فصل تازه ليگ كشور، به دليل پرداخت نشدن بموقع اجاره، پشت در ورزشگاه محل تمرين مى مانند، آيا ممكن است در كوتاه مدت - ۵۶ ماه - مالك ۹ زمين استاندارد فوتبال شود؟
مهرعليزاده، هفته گذشته، پس از آنكه كلنگ احداث ورزشگاه اختصاصى پرسپوليس را به زمين زد، گفت با اين كار يكى از بزرگترين آرزوهاى قلبى اش محقق شده است! و كسى از ياد نخواهد برد كه كلنگ ورزشگاه اختصاصى پرسپوليس و استقلال، هر كدام، پيش از اين بارها به زمين خورده است، بى آنكه آرزويى محقق شده باشد.
چهره ها
پايان تلخ يك قمار
224415.jpg
بايد جاى آنها باشى تا بفهمى اينكه مى گويند يك قهرمان دوبار مى ميرد، خيلى هم كليشه نيست. رفتارشان را خوب نگاه كنى، مى توانى جان دادنشان را وقتى مرگ براى اولين بار سراغشان مى آيد ببينى. به ندرت پيدا مى شود كسى كه مرگ اول را در آغوش بكشد و در اوج خداحافظى كند، مگر ورزش ايران چند تا فرشاد پيوس دارد؟ هميشه يك جورى مقاومت مى كنند، دنبال توجيه مى گردند، سفسطه مى كنند، بالا و پايين مى پرند تا شايد باور كنى كه «سن فقط يك عدد است.» كار به كه اينجا مى رسد هزار و يك مثال برايت مى زنند از بزرگانى كه با موهاى سپيد روى سكوى قهرمانى لبخند زده اند.
يكى دو هفته اخير، عليرضا حيدرى، قهرمان كشتى ايران روزهاى بدى را پشت سر گذاشت. به قول خودش آمده بود با سرمايه اش كه سالها اعتبار بود، قمار كند. كسى نبود به او حالى كند كه قمار هم شرايط دارد. قمارباز باخت و كنار رفت، مثل عليرضا دبير كه پارسال باخته بود و مثل همه آنهايى كه دارند مى بازند. مثل على دايى.
شكار بزرگ
224388.jpg
پيش بينى ها درست بود. بازگشت خداداد عزيزى از اتريش، ماجراهاى زيادى به دنبال داشت. اول اسم پرسپوليس و استقلال مطرح شد، چند تيم ديگر هم بودند كه گفته مى شد او را مى خواهند. خنده دارش صباباترى بود كه قلمرو على دايى، دوست قديمى خداداد است. كار حتى به ملاقات هاى خصوصى و عكس هاى يادگارى هم كشيد. كنار پروين ايستاد، لبخند زد و فردا رفت روى جلد روزنامه هاى ورزشى اما قسمتش چيزى ديگرى بود؛ عقاب در دسته اول ليگ ايران.كسى چه مى داند، شايد اين آغاز بزرگترين خدمتى است كه خداداد عزيزى به فوتبال باشگاهى ايران مى كند. سن و سالش بالا رفته، انگيزه اش كم شده اما هنوز آن قدر محبوبيت دارد و آن قدر نامش بزرگ هست كه به خاطرش اسم يك باشگاه بيفتد سر زبان ها. كسى چه مى داند شايد امسال به خاطر او و هاشمى نسب و چند ستاره ديگر هم كه شده، ليگ يك، تماشاگر پيدا كند و مهم تر از همه اينكه آنقدر زير ذره بين باشد كه نشود به راحتى «نفت آبادان» را قربانى كرد و «راه آهن» تهران را آورد بالا.
بوسه هايى كه به مقصد نرسيد
224427.jpg
با جرأت مى توان شرط بست تعداد ايرانيانى كه در آن شب بارانى هلسينكى دويدن نماينده كشورشان را در خط هشتم مرحله نيمه نهايى ۸۰۰ متر جهان ديدند، كمتر از هزار نفر بوده. سجاد مرادى تك و تنها بود. لابد خودش هم فهميده بود كه آن قدر راحت دستانش را جلوى صورتش گرفت و براى بينندگان تلويزيونى بوسه فرستاد. لابد خودش هم فهميده بود آن شب تلويزيون ايران برنامه هاى مهم ترى از نشان دادن مسابقه هاى دو و ميدانى قهرمانى جهان دارد. سجاد مرادى شجاعانه دويد و ركورد ايران را در جمع بزرگان دو و ميدانى جهان جابجا كرد؛ از يك دقيقه و ۴۶ ثانيه و ۷ صدم ثانيه به يك دقيقه و ۴۵ ثانيه و ۸۸ صدم ثانيه. كار بزرگى بود، اگر چه با اين ركورد به فينال نرسيد. با جرأت مى توان شرط بست، تعداد ايرانيانى كه آن شب تلاش نماينده كشورشان را در يك ميدان بزرگ جهانى با تماشاگران ميليونى اش ديدند، كمتر از هزار نفر بود و اين ثمره خوش سليقگى هاى صدا و سيماى دولتى ايران است.
على آقا دوزار هم ماليات نمى دهد
224346.jpg
دوباره دارند سربه سر «على آقا» مى گذارند. يك آقايى كه معلوم نيست توى عمرش يك بار به آن جاى گربه هم لگد زده يا نه، آمده و مصاحبه كرده كه على پروين ممنوع الخروج است، اگر ماليات ندهد اموالش هم توقيف مى شود. يكى نيست بگويد آقاى رئيس امور مالياتى ورزشكاران! شما كجا بوديد موقعى كه على آقا همه باشگاه پرسپوليس را كرده بود توى صندوق عقب ماشين اش و شب مى برد خانه و صبح مى آورد سر زمين تمرين. كجا بوديد وقتى ملت على آقا را گذاشته بودند روى دستشان چهارطرف امجديه مى چرخاندند. حالا گيريم سالى چهارصد پانصد ميليون هم درآمد داشته باشد، شما هم اگر مى توانيد، داشته باشيد. چه معنى دارد بند كنيد به سلطان؟ ده سال است على آقا مى گويد: «دوزار هم ماليات نمى دهم» و باز مصاحبه مى كنند كه اموالش را ضبط مى كنيم. انگار با بچه طرفند. خب ممنوع الخروج كنيد. كه چى؟ فوق اش سفر پرسپوليس به كانادا كنسل مى شود، رامسر و كيش را خدا از على آقا نگرفته. اتفاقاً هم فال است، هم تماشا! خلاصه  اينكه اين برخوردها در شأن مسؤولان مملكت نيست. يكى بايد آنها را توجيه كند كه على آقا جايش توى قلب مردم است. اين جورى پيش برود، سنگ روى سنگ بند نمى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |