جمعه ۱۱ آذر ۱۳۸۴ -
Fri, Dec 2, 2005
هنر (سينما)
۳۳۲۶
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
ماجرا
آرشيو
RSS
سينماى جوان
نكاتى در حاشيه و متن جشنواره فيلم كوتاه تهران
عروس فرارى بر خلاف انتظارها نمى فروشد
چهره
امين حيايى
سينماى جوان
نكاتى در حاشيه و متن جشنواره فيلم كوتاه تهران
تفكيك يا ادغام؟
مرجان رياحى
بيست و دومين جشنواره فيلم كوتاه تهران امسال درحالى برگزار شد كه برخلاف سال هاى گذشته فيلمسازان به جاى اين كه دغدغه كيفيت آثار ارائه شده و نحوه عملكرد اعضاى هيأت انتخاب و داورى را داشته باشند، اكثراً در تشويش سرنوشت مديريت مركز گسترش سينماى مستند و تجربى و انجمن سينماى جوانان ايران بودند. اكثر برگزيدگان در اختتاميه با تشكر از زحمات ناصر باكيده مديرتوليد انجمن سعى كردند حمايت خود را از او براى كسب مديريت انجمن به گوش مسؤولان برسانند. اتفاقى كه شايد در فضاى اختتاميه جشنواره جدى گرفته نشد، اما حكايت از احساس نگرانى جوانانى بود كه ازآينده مركز بيمناك بودند. در اينجا بحث ما در موافقت يا مخالفت با اين جوانان نيست بلكه روايت واقعيت موجود و فضاى پيرامون فيلمسازان جوانى است كه در يك سال گذشته با معلق ماندن تمام كارهاى جارى در انجمن و مركز بلاتكليفى بدى را پشت سر گذاشته اند. جوان هايى كه براى ورود به مراسم اختتاميه مهم ترين جشنواره فيلم كوتاه كشور با وجود داشتن كارت دعوت بايد در ازدحام صف طولانى سينما فلسطين ساعت ها انتظار بكشند و بعد از گرفتن شماره صندلى در هياهوى جمعيت زير دست و پا لگد شوند و تازه وقتى وارد سالن سينما مى شوند بينند اغلب صندلى ها توسط افرادى اشغال شده كه هيچ ربطى به سينماى مستند و فيلم كوتاه ندارند. بعد هم با سخنرانى هايى مواجه شوند كه محتوايشان از فضائل فيلم كوتاه، زلالى سازندگانش و اهميت احترام به خلاقيت جوانان مى گويد.
فيلم هاى ازمد افتاده
همه خوب مى دانيم كه به غير از نبودن فضاى مناسب نمايش براى فيلم هاى كوتاه يكى از معضلات بزرگ اين فيلم ها نبودن افراد متخصص و مؤسسه هاى بازاريابى خصوصى است. امسال فيلمسازان جوان اميدوار بودند در نشست بازاريابى فيلم كوتاه كه در آن تعدادى از بازاريابان انگشت شمار موجود حضور داشتند، بتوانند راه حل هايى منطقى براى حضور آثارشان در رويدادها و بازارهاى بين المللى بيابند. اما مهمانان جلسه در ابتداى صحبت هاى شان اعلام كردند كه در زمينه بازاريابى فيلم كوتاه ديگر فعاليت نمى كنند، چون هزينه بازاريابى يك فيلم كوتاه با يك فيلم بلند تفاوتى ندارد، اما مبلغى كه مورد فيلم كوتاه به بازارياب مى رسد، بسيار كمتر از فيلم بلند است. با اين حساب مشخص نشد كه آنها چرا در اين جلسه شركت كرده اند! بازارياب ها در ضمن به فيلمسازان جوان گوشزد كردند بازاريابى شخصى خود فيلمسازان كار درستى نيست. يكى از بازارياب ها پا را از اين هم فراتر گذاشت و گفت فيلم كوتاه در دنيا از مد افتاده و بازاريابى آن مقرون به صرفه نيست. او گفت كه حاضر به بازاريابى فيلم كوتاه نيست، مگر با يك شاهكار مواجه شود. اين حرف ها در برابر فيلمسازان جوانى بيان شد كه با ذوق و شوق براى يافتن راهكار در اين نشست شركت كرده بودند!
تماشاگران كم طاقت
امسال هم مانند دوره هاى گذشته استقبال از جشنواره در خور توجه بود. اين بزرگترين گردهمايى سالانه فيلمسازان و مخاطبان فيلم كوتاه در ايران است و همه على رغم انتقادهاى بجا و نابجا مى آيند و در آن شركت مى كنند. اما امسال پديده جديدى كه مشاهده شد، مخاطبانى بودند كه ظاهراً آشنايى چندانى با ماهيت فيلم كوتاه نداشتند و خيلى زود حوصله شان سر مى رفت. طورى كه در ميانه سانس ها با شروع يك فيلم بى تاب تمام شدن فيلم بودند و حتى تحمل نمى كردند تيتراژ ابتدايى تمام شود. واكنش اين مخاطبان كم طاقت البته گاهى توهين آميز هم بود و به نظر مى رسيد چون به دليل ازدحام امكان خارج شدن ندارند، اين كار را مى كنند. ميانگين سنى اين دسته از تماشاگران پايين بود و احتمالاً بايد به نحوى توجيه شوند كه چنين جشنواره هايى محل نمايش فيلم كوتاه و مستند است، نه فيلم هاى تجارى جوان پسند.
نه تفكيك، نه ادغام
در آستانه جشنواره، زمزمه هاى تفكيك انجمن سينماى جوان و مركز گسترش به گوش مى رسيد و اين زمزمه ها با صحبت هاى جعفرى جلوه معاون امور سينمايى به يقين تبديل شد. طرح ادغام كه در دو سال گذشته صورت گرفته بود، حالا منتفى شده است. هرچند بايد اميدوار بود با تفكيك اين دو مركز و اختصاص دو بودجه جداگانه به آنها اين مراكز از ركود و رخوت اخير نجات پيدا كنند، اما به راستى براى جوانان مشتاقى كه مدتها در انتظار گرفتن بودجه براى ساخت فيلمنامه تصويب شده شان به سر مى برند واقعاً چقدر كلمات تفكيك يا ادغام مى تواند مهم باشد؟ آيا زمان آن نرسيده كه مسؤولان به ماهيت و بقاى فيلم كوتاه توجه كنند؟
الماس هاى گرانبها!
امسال تعدادى از مديران جشنواره هاى معتبر فيلم كوتاه مانند اوبرهاوزن آلمان و كرك ايرلند هم آمده بودند كه فى نفسه اتفاق در خور تحسينى است، اما طبق معمول مديران امور بين الملل جشنواره مانند الماسى كه هر آن امكان سرقتش مى رود، از دسترسى فيلمسازان و خبرنگاران به آنها جلوگيرى مى كردند. اين اتفاق البته سابقه ديرينه دارد و ظاهراً كارى هم از دست كسى برنمى آيد.
عروس فرارى بر خلاف انتظارها نمى فروشد
نقطه، سرخط
238203.jpg
كيان محمدى
يك فيلم از پويا فيلم؛ دفترى كه در اين سال ها نشان داده رگ خواب مخاطبش را خوب مى شناسد. اين جمله درباره عروس فرارى گفته شده اما اين بار مثل اينكه همه چيز روبراه نيست و محاسبات قدرى اشتباه از كار در آمده.
فيلمفارسى در اين سال ها آن قبح قديمى اش را از دست داده است. تهيه كنندگان زيادى هستند كه خيلى راحت به سراغ سوژه ها و ويژگى هاى آن نوع سينما مى روند و بدون داشتن هيچگونه حس شرمسارى از همان سينما گرته بردارى مى كنند. فيلم پيشين همين دفتر يعنى شارلاتان نهايت چنين ديدگاهى بود. بازسازى يك فيلمفارسى كمتر ديده شده كه در آن منطق اصولاً جايى براى خودنمايى نداشت. حالا فيلم تازه در يك موج ديگر ساخته شده. تب به روز سازى فيلم هاى قديمى و محبوب با بازيگران جديد و داستان هايى كه اندكى _ فقط اندكى- به مسائل روز نزديك تر شده اند.
در اين مورد خاص فيلمنامه عروس فرارى بر اساس يكى از فيلم هاى پرفروش پيش از انقلاب يعنى همسفر ساخته مسعود اسداللهى نوشته شده و بهرام كاظمى هم كه در كارنامه اش تركيب ناهمگون فيلم هايى چون پادزهر و از صميم قلب ديده مى شود، براى كارگردانى فيلم برگزيده شده است. عروس فرارى، شباهت هاى فراوانى حتى در اجرا به منبع اصلى اقتباس دارد اما اين دليل نمى شود كه فيلم به راحتى گليمش را از آب بيرون بكشد. پيش از اكران مى شد انتظار فروش بالايى را براى فيلم داشت اما با اين پيش فرض كه مخاطبان، فيلم را با اثر اصلى مقايسه نكنند چرا كه همسفر بيش از كارگردانى و داستان، به زوج بازيگرى اش متكى بود. فيلم اسداللهى فيلمنامه محكمى نداشت و همين حالا هم اگر به نسخه اصلى نگاهى بيندازيد تا حد زيادى مى توان اجراى سردستى فيلم را با همين اثر فعلى مقايسه كرد اما وقتى پاى قياس به ميان مى آيد، مى شود فهميد كه همان نسخه هاى مستعمل هم تا چه حد از فيلم هايى كه حالا روى پرده مى روند بهتر و درست تر ساخته شده اند. براى عروس فرارى، مى شد فروشى خوب را پيش بينى كرد چون هرچه باشد فيلم عاشقانه اش را در دل لوكيشن هاى جذاب شمال پيش مى برد و ديدن همسفر رنگى هم كنجكاوى برانگيز بود اما چنين نشد. مخاطب نشان داد كه نمى شود به همين راحتى سرش را كلاه گذاشت و اين «به همين راحتى» هم حاصل اتفاقات مبتذلى است كه در اين چندسال سينماى ايران را درگير خودش كرده است. فيلم هايى كه يكى پس از ديگرى روى پرده مى آيند و اصلا كارى ندارند كه اين حد از تكرار مخاطب سينماى ايران را از هرچه سينما و ديدن فيلم در سالن هاى تاريك است دلزده مى كند.
اما بدنيست كمى هم درباره زوجى كه جايگزين آن زوج اصلى فيلم اسداللهى شده اند حرف بزنيم. بازيگر مرد فيلم به روال فيلم هاى اين سال هاى پويافيلم، امين حيايى  است كه اين البته حاصل آخرين كار حيايى با اين دفتر است و شنيده مى شود او ديگر با شرايط پيشين حاضر نيست در كارهاى حسين فرح بخش بازى كند. او از ابتداى سال سرگرم بازى در «ستاره ها» ساخته فريدون جيرانى بود كه در اين پركارى حيايى، خودش تبديل به سه فيلم مجزا شده. بعد هم بازى در شام عروسى را با يك گريم عجيب پذيرفت تا پس از مدت ها از نقش جوان اول دور شود و بعد از اين فيلم ها هم در چه كسى امير را كشت به كارگردانى مهدى كرم پور بازى كرد. حيايى اين روزها در موقعيتى است كه هر فيلمش كه از روى پرده پايين مى آيد، يكى ديگر، جايش را مى گيرد و اگر او دو فيلم روى پرده نداشته باشد، حداقل يكى را براى همه سال دارد. به اين ترتيب خودش يك دليل كاملاً محكم براى موفقيت يك فيلم روى پرده است. بازيگر زن فيلم هم الناز شاكردوست است كه سال قبل در نخستين سال بازيگرى اش چند فيلم پياپى بازى كرد و حالا هم اين فيلم ها پشت سرهم اكران مى شوند. در واقع بعد از گل يخ و مجردها اين سومين فيلم شاكردوست است و اتفاقاً مثل دو فيلم قبلى نشان مى دهد كه تا دو سه سال آينده يكى از ستاره هاى مطرح اين سينما خواهد شد. شاكردوست در عروس فرارى فرصت زيادى براى نشان دادن توانايى هايش ندارد ولى با اين همه خيلى راحت و بى دغدغه در كنار امين حيايى بازى مى كند و حتى در خيلى از جاها از او سرتر هم نشان مى دهد.
اين اما دليل نمى شود كه تماشاگر اين زوج را زوجى جذاب بداند. گفتيم كه موفقيت فيلم اصلى حاصل محبوبيت بازيگرانش در آن برهه زمانى بود اما حالا حيايى و شاكردوست در داستانى كه سر و ته اش هم زده شده و هيچ افت و خيزى ندارد نمى توانند يك زوج ايده آل باشند.
فروش نه چندان خيره كننده عروس فرارى يك زنگ خطر براى جريان فيلمفارسى است، جريانى كه به نظر مى رسد ديگر كفگيرش به ته ديگ خورده و چيز زيادى در بساطش براى عرضه نمانده است. شايد يكى بايد پيدا شود و خيلى صريح به دوستان بگويد: نقطه، سرخط. اين مسير به پايان رسيده است.
چهره
امين حيايى
محبوب
تهيه كننده ها و تماشاگران
238185.jpg
متولد ۱۳۴۹ در تهران است. تحصيلاتش ديپلم است اما كار در سينما را هم از همان زمان آغاز كرده. آغاز فعاليت سينمايى اش از سال ۱۳۷۱ با دو فيلم «دو همسفر» ساخته اصغر هاشمى و «دو روى سكه» ساخته محمد متوسلانى است. فعاليتش در تلويزيون هم از سال ۱۳۷۳ با مجموعه «آپارتمان» بوده است. از ديگر مجموعه هاى تلويزيونى او مى توان به «مهر خوبان»، «دو پنجره»، «روزگار جوانى» و «همسايه ها» اشاره كرد و از عمده فيلم هاى مهمش مى توان به زن زيادى (۱۳۸۳)، تب (۱۳۸۲)، كما (۱۳۸۲)، مهمان مامان (۱۳۸۲)، دختر ايرونى (۱۳۸۱)، اثيرى (۱۳۸۰)، مزاحم (۱۳۸۰)، تكيه بر باد (۱۳۷۹)،دستهاى آلوده (۱۳۷۸)، هتل كارتن (۱۳۷۵) و پرتگاه (۱۳۷۲)اشاره كرد.
كسى نمى تواند منكر اين مسأله شود كه حيايى براى رسيدن به جايگاهى كه در حال حاضر دارد زحمت زيادى كشيد؛ بازيگرى كه از زمان بازى در فيلم دو روى سكه، خيلى كارها كرد تا بتواند جاى خود را در بدنه سينماى حرفه اى باز كند. او از نقش جوانان خلافكار شروع كرد و تا نيمه هاى دهه هم، همان مسير را ادامه داد.
حيايى از نيمه هاى دهه هفتاد تغيير مسير داد و توانست نقش اول هاى خوب هم بازى كند. وقتى حيايى در اين جايگاه قرار گرفت، چند مسير پيش رو داشت كه او، پركارى مفرط و بازى در هر فيلمى كه پيشنهاد مى شد را برگزيد.
تا همين يكى دو سال پيش حيايى بازيگر ثابت فيلم هايى بود كه قرار بود يك ستاره داشته باشند و اين قضيه او را به موقعيتى رساند كه پاى ثابت بسيارى از محصولات سينماى ايران باشد. در آن مقطع مى گفتند حيايى فيلمنامه نمى خواند و چندان هم برايش مهم نيست كه جلوى دوربين چه كارگردانى مى رود.
با اين همه با مهمان مامان و كما حيايى دوباره كشف شد. او نامزد بازى در فيلم هايى مهم شد اما داستان كار با يك تهيه كننده ثابت باز هم ادامه پيدا كرد. با اين همه او پركار است و برنامه اش براى چند ماه آينده هم مشخص است.
فعلاً حيايى هم روى سردر سينماها جا خوش كرده و هم در فهرست بازيگران هر تهيه كننده اى كه مى خواهد فيلمش را كليد بزند. در سال هاى اخير كمتر بازيگرى بوده كه در اين حد، پيشنهادهاى متفاوت و عجيب را در كارنامه كارى اش ثبت كرده باشد. حالا هم او با يكى، دو تهيه كننده ثابت كار مى كند و گهگاه گريزى هم به سينماى متفاوت تر مى زند.
خبرسازان
238284.jpg
عليرضا داودنژاد
لجبازى
حسابى شاكى است. فكر مى كند توطئه اى در كار است كه فيلم تازه اش هم باز در كنار چند فيلم مهم و احتمالاً پرفروش به نمايش در خواهد آمد. داودنژاد بعد از اينكه دو سال قبل ملاقات با طوطى را ساخت و در اكران نوروزى فيلمش در مصاف با مارمولك و كما يك شكست مطلق تجارى را تجربه كرد، هشت پا را آماده كرد اما كش و قوس هاى فراوان بر سر اكران اثرى كه مى گويند شباهت هاى فراوانى با ملاقات با طوطى دارد سبب شد اكران فيلم تا اين زمان عقب بيفتد. درست همان وقتى كه قرار است حكم، مكس و يك بوس كوچولو اكران شوند و داودنژاد فكر مى كند كسانى هستند كه با او سر لج افتاده اند. راستى شما از كارگردان نياز و مصائب شيرين خبرى نداريد؟


كامران شيردل
جدايى دبير دائمى
مستندساز معروف ايرانى كه خودش از سال ۷۸ جشنواره مستند كيش را راه انداخت، ديگر ربطى به اين جشنواره و مديريت اجرايى اش نخواهد داشت. بعد از اينكه شيردل به جشنواره رشد در مشهد رفت، در راه برگشت، زمزمه هايى شنيده مى شد مبنى بر اينكه از سمتش كنار گذاشته شده و حجت الله سيفى جايگزين او شده. حالا بماند كه تا پيش از اين عنوان شيردل در جشنواره مستند كيش دبير دائمى بود ظاهراً براى كسى كه جشنواره را سر و سامان داده ، خيلى سخت است كه جشنواره را به فرد ديگرى بسپارند. حالا هم حرف هاى متناقض شروع شده؛ شيردل مى گويد ۱۶ فيلمساز خارجى انصراف داده اند و سيفى مى گويد همه چيز روبراه است. گذشت زمان نشان خواهد داد كه اين تغيير چقدر اهميت دارد...


ليلا حاتمى
ضدكليشه
مى گويند كم كار است، يعنى به اين لقب معروف شده است اما واقعاً هم اينگونه نيست. حداقل در يك سال اخير او تلاش فراوانى كرده تا جايگاهش را از مقام يك بازيگر گزيده كار به ستاره اى كه به دنبال بازى در فيلم هاى خوب است تغيير دهد. حاتمى ابتداى امسال فيلم سيماى زنى در دوردست را روى پرده داشت، بعد در سالاد فصل ديده شد و حالا نوبت حكم است كه از چهارشنبه اكران شده است و ليلا حاتمى در آن با عزت الله انتظامى، خسرو شكيبايى و بهرام رادان همبازى است هرچند بازيگرى كه بيشترين حضور را در كنارش دارد، پولاد كيميايى ست كه زوج محسن-فروزنده را به يكى از ديدنى ترين زوج هاى اين سال ها تبديل كرده اند. نكته ديگر درباره نقش فروزنده اين است كه ليلا حاتمى نه تنها از پس ديالوگ ها و مونولوگ هاى خاص كيميايى برآمده، كه در حكم حتى اسلحه به دست مى گيرد و شليك مى كند.



رامبد جوان
به جاى نيكلاس كيج!
فروش متوسط اسپاگتى در هشت دقيقه خيلى ها را از رامبد جوان كارگردان نااميد كرد اما اين دليل نمى شود كه يادمان برود اين بازيگر كمدى هاى موفق تلويزيونى اين سال ها استعداد غريبى در خنداندن تماشاگران سينماى ايران دارد. حالا هم او يك فيلم ديگر روى پرده خواهد داشت. مكس به كارگردانى سامان مقدم كه رامبد در آن نقش يك فرد مذهبى را با ويژگى هايى خاص ايفا مى كند. نقشى كه قرار بود در ابتدا يك طنزنويس موفق آن را بازى كند اما سرانجام قرعه فال به نام جوان افتاد تا در مكس بازى كند. جوان اين روزها فيلم مى بيند و مى نويسد. هم فيلمنامه دومين فيلم سينمايى اش را و هم متن هايى براى ديگران. جز اين او امسال در فيلم زن بدلى هم بازى كرده كه مى گويند بازسازى فيلم مرد خانواده است كه اگر اينگونه باشد جوان نقش نيكلاس كيج را بازى كرده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |