جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۸۴ -
Fri, Mar 17, 2006
هنر (سينما)
۳۴۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
گفت و گو با بهمن گودرزى
چه فيلم هايى در تعطيلات روى پرده هستند
ارتباط برقرار كردن كارگردان سياه پوست با مخاطبان گسترده
گفت و گو با بهمن گودرزى
جزيره جدا از جامعه
251550.jpg
مرجان رياحى
«شكلات» كشمكش ميان پدر و مادرى بر سر نگهدارى يا رها كردن كودك شان است كه دچار عقب مانده ذهنى در دل كلان شهر بى سامان پايتخت است.در اين ميان مادر كه در انتظار كودك تازه اى نيز هست مى خواهد كودكش را با هر شرايطى نگه دارد.در حقيقت فيلم را مى توان روايتگر غم مادرى دانست.
ساخت اين فيلم كه با آدم هاى واقعى به عنوان كاراكتر و بازيگر فيلم انجام شده، مى تواند يك ويژگى تلقى شود.بخصوص كه كارگردان جنبه اجتماعى ماجرا را پررنگ كرده و مى خواهد به نوعى ديدگاه جامعه نسبت به خانواده اى درگير يك نارسايى را به نمايش بگذارد: «به هر حال موضوع اين فيلم نيز همچون ديگر معضلات اجتماعى از بستر دور و اطراف ما نشأت گرفته است و به همين دليل توجه من را به خود جلب كرد.زمان درگير شدن با اين سوژه تا پايان نگارش تقريباً ۲۰ روز زمان گرفت.»
كار كردن با كودكان استثنايى مشكلات خاص خودش را دارد و به جرأت مى توان گفت يكى از مهم ترين چالش هاى كارگردان هنگام ساخت فيلم دانست: «متأسفانه سود جستن از اين دست عوامل به عنوان بازيگر، به واسطه عدم توانايى روحى، روانى و ثبات رفتارى بطور قطع و كامل در اختيار گروه سازنده نيست و متأسفانه به خاطر اين مشكل بزرگ به اجبار از بسيارى ايده آل ها مى بايست چشم پوشيد.ولى در مجموع به دليل تجربه اى نو و خاص خالى از لطف نبود.»
«شكلات» لوكيشن هاى متنوعى دارد و اكثراً در محله هاى پر ازدحام مانند ايستگاه قطار، مترو و...مى گذرد: «كليت داستان چنين محل ها و مراكز پر جمعيت و شلوغ را طلب مى كرد.چرا كه تعمدى كه در انتخاب اين لوكيشن ها بود؛ اين كه اين خانواده مى بايست در دل ازدحام بى تفاوت مردم قصه خود را روايت مى كردند و به قول پدر كودك، او از زخم زبان ها و نگاه هاى سنگين هم ولايتى هايش مجبور به اين عمل مى شد.بالعكس در شهر شلوغ و عظيمى مثل تهران،آنها مثل قطره اى در دريا بودند و اصلاً توجه و نگاهى به آنها نمى شد.»
عنوان «شكلات» نقش خاصى در داستان فيلم ايفا نمى كند: «شكلات در واقع يك اسم استعارى براى اين فيلم است.چرا كه در مرتبه آخر كه پدر على رغم ميل مادر تصميم مى گيرد بعد از چند بار ناكامى، كودك را در مسافرخانه جا بگذارد، پدر كودك را تنها به يك شكلات سرگرم مى كند و به او وعده مى دهد كه تا شمردن ۵ قطار كه از مقابل پنجره مسافرخانه مى گذرند آنها بر خواهند گشت و كودك كودكانه قبول مى كند.در واقع به نوعى دنيا و باورهاى كودك در يك بسته شكلات خلاصه مى شود».اين پايان بندى وجه تراژيك فيلم را تشديد مى كند.
مرور فيلم
251451.jpg
با اينكه كمتر از يك هفته به آغاز تعطيلات مانده، هنوز بحث اكران نوروزى ادامه دارد و كسى دقيقاً نمى داند كه چه اتفاقى خواهد افتاد.از يك طرف نمايش دو فيلم چهارشنبه سورى و زير درخت هلو آغاز شده است.فيلم هايى كه اولى پس از حدود چهار هفته نمايش، فروش اش از مرز ۳۰۰ ميليون تومان گذشته است و دومى هم در نخستين آخرهفته اش حدود ۲۰ ميليون تومان فروخته است كه هرچند مطابق انتظارهاى اوليه از فيلم تازه مثلث ايرج طهماسب- حميد جبلى و فاطمه معتمدآريا نيست ولى به هرحال معقول و منطقى است و از طرف ديگر تا لحظه اى كه اين مطلب چاپ مى شود بايد نمايش فيلم شام عروسى ساخته ابراهيم وحيدزاده هم آغاز شده باشد. مسأله از همين جا آغاز مى شود. دقيقاً از اينجا كه نمايش دو فيلم مرباى شيرين و يك تكه نان، اولى در گروه كودك و دومى در گروه آسمان باز هم قطعى است.فيلم اول يازدهم فروردين پس از پايان سوگوارى هاى ميان تعطيلات روى پرده مى رود و فيلم دوم از روز نخست نوروز اكران مى شود و احتمال دارد در تعطيلات سوگوارى هم روى پرده بماند.شروع داستان دقيقاً اينجاست.يك فيلم چهارم به عنوان فيلم گروه چهارم سينماهاى تهران بايد اكران شود كه تا همين حالا هم قرار است اين فيلم ازدواج به سبك ايرانى ساخته حسن فتحى باشد.فيلمى كه بيش از يك سال است آماده نمايش شده و از پروانه نمايش اش خبرى نبوده.حالا هم مشكل از همين جاست.مى گويند ممكن است براى فيلمى كه على معلم تهيه اش كرده مشكل پيش بيايد و عليرضا داودنژاد كه درست از پس از جشنواره پايش را در يك كفش كرده كه هوو بايد نوروز اكران شود، شروع كرده به مصاحبه پشت مصاحبه؛ كه بايد فيلمش نوروز اكران شود و اصلاً چرا بايد فيلمى كه در جشنواره اكران نشده اكران نوروزى را بدست آورد.حالا بايد تا ۱۱ فروردين صبر كرد و ديد طبق برنامه ازدواج به سبك ايرانى اكران خواهد شد يا داودنژاد با اين روند موفق مى شود فيلمش را روى پرده بفرستد.درباره چهارشنبه سورى و شام عروسى در همين صفحه نوشته ايم و در مورد مرباى شيرين هم زمان نمايشش خواهيم نوشت اما باقى فيلم ها را مرور مى كنيم، هرچند بعد از تعطيلات به طور مفصل تر هم به اين آثار خواهيم پرداخت.
چه فيلم هايى در تعطيلات روى پرده هستند
اكران نوروزى
زير درخت هلو
ايرج طهماسب و حميد جبلى در اين سال ها دقيقاً مى دانند چه كارى انجام مى دهند.آنها در دفتر صحرافيلم ماندگار شده اند چون برادران مدرسى دقيقاً مى دانند عمل كردن به خواسته هاى اين زوج برايشان ضرر ندارد و از همين رو در دفتر صحرافيلم از كلاه قرمزى و عينك دودى تا خوابگاه دختران و خواب سفيد توليد مى شود و حتى اگر فيلمى چون خواب سفيد ريسك داشته باشد، فيلم بعدى مطمئناً جبران ضرر ريسك قبلى را خواهد كرد.زير درخت هلو در ادامه همين روند فيلمسازى است. يك كمدى تازه كه به نوعى در امتداد موفقيت دختر شيرينى فروش آخرين كمدى پرفروش اين گروه ساخته شده و مثل هميشه در آن طهماسب و جبلى، فاطمه معتمدآريا را هم همراه خود دارند.اين بار اما داستان يك تفاوت كرده و آن هم قرار داشتن بار فيلم روى دوش جبلى و شهره لرستانى است و در واقع طهماسب و معتمدآريا در حاشيه قرار دارند. فيلم يك تفاوت ديگر هم با كارهاى پيشين دارد و آن يك نگاه مذهبى آرام در پس زمينه داستان است كه از اعتقادات سازندگانش مى آيد و به همين دليل هم گويا زير درخت هلو فيلم مورد علاقه سازندگانش هم هست.زير درخت هلو در كنار شام عروسى دو فيلم اصلى با تم كمدى در اكران نوروزى هستند و احتمالاً هردو فيلم فروش خوبى هم خواهند داشت.
ازدواج به سبك ايرانى
اگر به نمايش درآيد سومين فيلم كمدى اكران نوروز خواهد بود.فيلمى كه حسن فتحى آن را براى على معلم ساخته و دومين محصول دنياى تصوير پس از گاوخونى است. دوستى مى گفت توليدات دنياى تصوير يا ته روشنفكرى است يا ته عامه پسندى و حالا پس از فيلم روشنفكرانه گاوخونى، گويا نوبت همان فيلم عامه پسند است كه جبران خسارت هاى گاوخونى را هم در گيشه بكند.فيلم يك كمدى با شوخى هاى متعدد و با تكيه بر جاذبه هاى توريستى ايران با ستاره هاى فراوان است و جدا از اين ستاره ها _داريوش ارجمند، شيلا خداداد، فاطمه گودرزى، محمدرضا شريفى نيا، حسام نواب صفوى و لادن طباطبايى- سعيد كنگرانى هم در فيلم بازى كرده كه نخستين بازى اش پس از حدود بيست سال دورى از سينماى ايران به حساب مى آيد و بخشى از مشكلات فيلم در گرفتن پروانه نمايش هم به همين حضور برمى گردد.فيلم داستان يك جوان خارجى ا ست كه به دختر خانواده اى سنتى در ايران دل مى بندد و براى ازدواج با دختر بايد به خواسته هاى خانواده دختر تن بدهد.باقى داستان تقريباً مشخص است و احتياج زيادى به گفتن ندارد.اگر ازدواج به سبك ايرانى آنگونه كه قرار بود به نمايش درآيد احتمالاً از پرفروش هاى سال خواهد بود.
يك تكه نان
كمال تبريزى با ساخت فيلم يك تكه نان بعد از مارمولك روند الاكلنگى كارنامه خود را در ساخت فيلم هاى طنزآميز و جدى حفظ كرد.يك تكه نان برخلاف مارمولك اثرى در حوزه سينماى دينى طبقه بندى مى شود و از جمله فيلم هايى است كه به دنبال رويكرد به سينماى معناگرا ساخته شده است.حاصل تلاش هاى تبريزى در اين فيلم البته به اندازه مارمولك تأثيرگذار نيست اما در مجموع يك تكه نان فيلم خوش ساخت و جذابى است كه مخاطبش را درگير داستانش مى كند.يك تكه نان فيلمى بنا شده بر عنصر تعليق و غافلگيرى است.
مشكل فقط از آنجاست كه داستان فيلم دير شروع مى شود به طورى كه تا نيمه اول تمام صحبت ها و اطلاعاتى كه به تماشاگر منتقل مى شود مقدارى گفته مبهم درباره گذشته شخصيتى است كه تماشاگر نمى داند اصلاً آيا او شخصيت اول فيلم است يا نه.اين در حالى است كه اين اطلاعات در ادامه و با وقوع اتفاقات بعدى بيشتر تماشاگر را بهت زده مى كند.از نكات قابل توجه در فيلم مى  توان به بازى جذاب رضاكيانيان در نقش هاى مختلف و با گريم هاى گوناگون و سنگين ياد كرد كه به نوعى موتور حركت فيلم نيز هست.اين در كنار فيلمبردارى از نقاط قوت فيلم هستند.
يك تكه نان فيلمى معناگراست اما تمام تأثيرگذارى اين نوع فيلم ها در روايت غيرمستقيم مفاهيم غيرطبيعى و الهى است.يك تكه نان اما به شكلى بسيار رو و تا حدودى بدون ظرافت داستانش را تعريف مى كند. شايد اگر سازندگان فيلم كمى بيشتر به روى جزئيات آن فكر مى كردند يك تكه نان فيلم اثرگذارترى هم مى شد.
ارتباط برقرار كردن كارگردان سياه پوست با مخاطبان گسترده
نام تايلر پرى به فيلم ها اعتبار مى دهد
251454.jpg
افشين ابراهيمى
در عالم هنر وقتى هنرمندى به واسطه ارزش آثارش تحسين زيادى نصيب خود مى كند، نامش باعث اعتبار آثارش مى شود. در سينما رسم است كه وقتى كارگردانى به اين حد از اعتبار دست مى يابد، نامش در انتهاى اسم فيلم هايش هم مى آيد؛ مثل «كابوس قبل از كريسمسِ تيم برتن»، «خون آشامانِ جان كارپنتر» يا «كابوس جديدِ وس كريون». بخصوص اين اتفاق در مورد كسانى مى افتد كه در يك ژانر خاص تبديل به قطب مى شوند و اسمشان مى تواند معرف نوع و سطح فيلم باشد.
طى دو هفته اخير فيلمى عنوان پرفروش ترين در ايالات متحده را از آن خود كرده بود كه بعد از نام اصلى فيلم، «گرد هم آيى خانوادگيِ ماديا»، نام خالقش را هم به دنبال داشت: تايلر پرى. هر چند كه اين نام براى مخاطبان غيرآمريكايى ناآشنا است و اضافه شدنش به نام فيلم كمى عجيب به نظر مى آيد، اما تايلر پرى با تسخير رسانه هاى تئاتر و ويديوى ايالات متحده نام خود را به عنوان نماد يك ژانر جا انداخته است. اگر تمام آثار او را بخواهيم در يك جمله توصيف كنيم بايد بگوييم: «فيلم هاى سياه پوستى كه براى تمام مخاطبان (از هر رنگ و نژاد) جذاب هستند».
پرى در سال ۱۹۶۹ در ايالات فقير و سياه پوست نشين لوييزيانا متولد شد. او تحت تأثير برنامه تلويزيونى اوپرا وينفرى به اين نتيجه رسيد كه على رغم فقر و رنگ پوستش مى تواند به موفقيت هاى بزرگ برسد و بايد در اين راه تلاشش را بكند. به اين ترتيب از سن ۱۸ سالگى شروع به نمايشنامه نويسى كرد تا آنها را روى صحنه ببرد. هر چند كه معلوم شد رسيدن به اهداف بزرگ در عمل بسيار دشوار است، اما پشتكار او باعث شد كه تمام موانع را از پيش رو بردارد. پرى در سال ۱۹۹۲ شروع به نوشتن نمايشنامه اى كرد كه قالب آن نامه هايى خطاب به خودش بود. اين اثر در نهايت به شكل يك نمايش موزيكال به نام «مى دانم كه تغيير كرده ام» در آمد. نمايش نامه نويسِ اميدوار به زحمت توانست ۱۲۰۰۰ دلار سرمايه تهيه كند و با اين پول به آتلانتا برود تا نمايشش را در آنجا روى صحنه ببرد. اما تمام تلاش هاى او در آتلانتا منتهى به شكست شد و تا شش سال بعد هنوز هيچ كس حاضر به سرمايه گذارى جهت اجراى آن نبود. پرى در اين مدت انواع مشاغل عجيب و غريب را براى گذران زندگى تجربه كرد و حتى مدتى بى خانمان بود و در خيابان ها مى خوابيد. اما همانطور كه اوپرا وينفرى گفته بود، هر كسى با پشتكار مى تواند به موفقيت برسد و پرى هم بالاخره در سال ۱۹۹۸ توانست نخستين نمايشش را با موفقيت روى صحنه ببرد. نمايش دوم هم كه اقتباسى از كتاب اسقف تى دى جِيكز به نام «زن، تو رها گشته اى» بود، بلافاصله با موفقيت روبرو شد و طى پنج ماه بيش از ۵ ميليون دلار فروش بليت داشت.
به دنبال اين موفقيت، تايلر پرى يك گروه نمايشى تشكيل داد كه در سراسر ايالات متحده سفر كرده و آثار او را اجرا مى كنند. اكثر نمايش هاى او ضبط هم شده و به صورت دى وى دى پخش مى شوند كه در اين قالب هم استقبال زيادى از آنها شده است. درآمد حاصل از اجرا و پخش دى وى دى نمايش هاى او تا به حال بيش از ۷۵ ميليون دلار بوده است.
اين كارگردان موفق تئاتر از سال ۲۰۰۲ شروع به ساختن فيلم هاى ويديويى هم كرد كه نخستين آنها «گرد همايى خانوادگى ماديا» نام داشت. پرى در اين فيلم شخصيتى به نام ماديا خلق كرده بود (كه تلفظ سياه پوستى Mother Dear) است و نقش اين پيرزن سياه پوست را هم خودش ايفا مى كرد. فيلم ويديويى دوم او به نام «ماجراهاى يك زن سياه پوست ديوانه» هم در همين سال ساخته شده بود و در سال ۲۰۰۵ پخش سينمايى پيدا كرد. اين فيلم كه با بودجه اى كمتر از ۵ ميليون دلار ساخته شده بود، در نمايش سينمايى موفقيت فراوانى كسب كرد و نشان داد كه كمدى هاى تلخ تايلر پرى درباره سياه پوستان طبقه متوسط، براى تمام اقشار جامعه جذاب است و نه فقط براى قشر سياه پوست.
به اين ترتيب راه رشد پرى بازتر شد و توانست چند هفته قبل نسخه سينمايى نخستين فيلم ويديويى اش به نام «گرد  همايى خانوادگى ماديا» را هم به روى اكران ببرد. اين بار نه تنها نام تايلر پرى به عنوان جزئى از اسم فيلم آمد، بلكه اعتبار اين نام باعث شد، فيلم در همان هفته نخست نمايش اش در صدر جدول پرفروش ها قرار بگيرد. پرى در اين فيلم، نويسنده، كارگردان و تهيه كننده است و سه نقش (از جمله نقش خود ماديا) را هم ايفا كرده است. او حالا به عنوان يك هنرمند همه فن حريف تئاتر و سينما با مخاطبانى وسيع ارتباط برقرار مى كند و اسمش براى فيلم هايش اعتبار مى آورد. پرى بزودى نخستين رمانش را هم چاپ مى كند كه نامش هست: «يك زن سياه پوست را مجبور نكنيد گوشواره هايش را در بياورد: يادداشت هاى ماديا درباره عشق و زندگى».
اين پسر سياه پوست فقير كه روزى در خيابان هاى آتلانتا مى خوابيد، حالا عمارتى اشرافى در حومه اين شهر دارد و همانطور كه اوپرا گفته بود با تلاش و پشتكار زياد توانست به اوج موفقيت برسد.
خبرسازان
251574.jpg
مجيد مجيدى
مجيد مجيدى به دليل اهانت روزنامه دانماركى به مقدسات دينى مسلمانان از حضور در جشنواره نات دانمارك كناره گيرى كرد.او در نامه اش نوشته است: «دوست داشتم با نمايش بيد مجنون، عكس العمل هاى صميمانه و خالص مردم را در مواجهه با اثرى از يك فيلمساز مسلمان مشرق زمين مى ديدم.دوست داشتم در سايه معناهاى ذهنى جهانى شدن، واقعاً شاهد جهانى پر از تفاهم و صلح و برابرى و برادرى بوديم و همگان با صميميت و دوستى و مودت در كنار هم به صلح و صفا زندگى مى كردند.دوست داشتم ....اما افسوس! افسوس كه به تازگى در كشور شما، مطبوعه اى حدود و مفهوم آزادى بيان را با تعدى به حريم ها، مخدوش كرده و به باورها و اعتقادات جمع كثيرى از مردم جهان توهين شده است.» مجيدى در پايان نامه اش آورده است: «من يك فيلمساز ايرانى مسلمانم و بر پايه تعليمات پيامبر عزيز اسلام به حضور خدا در همه اركان زندگى ام ايمان دارم و با «باورهايم» زندگى مى كنم و نسبت به توهين به باورها و مقدسات هر دينى شديداً معترضم و بدينوسيله انصراف خود را از حضور در جشنواره «نات» اعلام مى دارم.»


مليحه نظرى
ماندگارترين عكسى كه از او در ذهن داريم پوستر خانه اى روى آب است.مليحه نظرى را مى گوييم.بازيگر سينما و تئاتر كه اول اين هفته در گذشت . نظرى كه آخرين فعاليت هنر ى اش بازى در فيلم «خانه اى روى آب» به كارگردانى «بهمن فرمان آرا» بود در سال ۱۳۱۰ در تهران متولد شد و فعاليتش را از سال ۱۳۴۱ با بازى در نمايش دربار سلطان عبدالحميد آغاز كرد و در ادامه در تئاتر هاى نصر و پارس در نمايش هايى چون دايى و اينا، دختر گم راه، سه فنجان چاى و اشباح حضور پيدا كرد.او در سال ۱۳۵۶ با بازى در نقش مادر فيلم در امتداد شب وارد سينما شد و با حضور در بيش از ۳۰ فيلم به بازيگرى خود ادامه داد.فيلم هاى كلاغ، سايه هاى بلند باد، ماديان، توهم، آن سوى مه، روزهاى انتظار، كانى مانگاه،  دوران سربى، آخرين پرواز، مرگ پلنگ، آواز تهران، جاى امن، مردم آفتابى، شاخ گاو، مادرم گيسو، درخت گلابى و بوى كافور، عطر ياس از جمله آثارى هستند كه مليحه نظرى در آنها به ايفاى نقش پرداخته است.پيكر نظرى روز دوشنبه در بهشت زهرا به خاك سپرده شد.


اكبر نبوى
اين هفته اعلام شد كه اكبر نبوى زندگى شهيد رئيس على دلوارى را به تصوير مى كشد.اين فيلم مستند با نام «آرش» ساخته خواهد شد و نگاهى دارد به مقاومت مردم دلوار، تنگستان و بوشهر در برابر استعمار سياه انگليس با محوريت رئيس على دلوارى.اين فيلم ۴۵ دقيقه اى خواهد بود.حرف هاى نبوى درباره اين مستند جالب است: «معتقدم مقاومت ميهنى را بايد در سده هاى گذشته كشور ديد و در قالب هاى مختلف درباره  آن حرف زد و در واقع اگر ديده نشود به بخشى از تاريخچه مبارزات ميهنى ظلم كرده ايم.۸ سال دفاع مقدس را در ادامه پايدارى ملى در برابر كشور بيگانه مى دانم كه در قرون گذشته انجام گرفته است.» نبوى طرح هاى بلندپروازانه ترى هم دارد: «ممكن است بعد از اين كار ۵۰۰ سال مقاومت مردم جنوب در برابر استعمار پرتغال، هلند، فرانسه، انگليس و آمريكا را به تصوير بكشم. بايد ببينم نتيجه پژوه ها در طول ساخت كار فعلى به كجا خواهد رسيد.تصوير بردارى اين مستند از ابتداى هفته گذشته آغاز شده است.


كامبوزيا پرتوى
جشنواره بين المللى ماردل پلاتا كه از ۱۸ اسفند ماه در كشور آرژانتين گشايش يافته نگاهى ويژه به سينماى آمريكاى لاتين و فيلم هاى مربوط به زنان دارد و «كافه ترانزيت» به كارگردانى كامبوزيا پرتوى به نمايندگى از سينماى ايران در اين جشنواره حضور دارد.اين همان جشنواره اى است كه چندسال قبل محمود كلارى براى فيلم ابر و آفتاب جايزه اصلى اش را دريافت كرد كه گران ترين جايزه جشنواره هاى جهانى است. جشنواره ماردل پلاتا يكى از مطرح ترين رويدادهاى سينمايى قاره آمريكا بوده و هر سال بيش از ۱۵۰ هزار نفر شركت كننده دارد.ماردل پلاتا از سال ۱۹۵۴ آغاز به كار كرده  است.دومين دوره آن پنج سال بعد برگزار شده و در سال ۱۹۹۶ پس از ۲۵ سال توقف مجدداً به شكل مستمر ادامه فعاليت داده است. بخش هاى دنياى كوتاه، زنان و فيلم، آثار داخلى، بخش انيميشن، نگاهى به دوره هاى قبلى فستيوال، فريم هاى مستند،  آمريكاى لاتين قرن ۲۱ و نقطه نظر امسال به طور مجزا در شاخه هاى رقابتى و غير رقابتى به نمايش فيلم مى پردازند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |