جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۸۴ -
Fri, Mar 17, 2006
ورزش
۳۴۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
يادداشت
برخى پيش بينى ها درباره ورزش سال ۸۵
يادداشت
چرا حريف تداركاتى نداريم؟
چشمان بازِ بسته
در روزهاى نزديك به جام جهانى، خبرى از بازى تداركاتى تيم ملى نيست.
به بخش بازى هاى دوستانه تيم هاى ملى در وب سايت فيفا كه سر مى زنيم، سرخورده مى شويم. تقويم بازيهاى دوستانه را بالا و پايين مى كنيم. صفحات مختلف آن را رصد مى كنيم اما دريغ از يك نام ايران. در ميان رنگين كمان پرچم هاى كشورهاى مختلف هيچ نشانى از پرچم ايران نيست و همين براى خراب شدن روزمان و مشغول شدن فكرمان كافى است. ثمره مذاكرات مسؤولان فوتبال كشورهاى حاضر در جام جهانى، در اين تقويم ها ديده مى شود، اما هيچ نشانى از فعاليت فدراسيون پرمدعاى فوتبال ايران در ميان صفحات وب يافت نمى شود. فدراسيون فوتبال عربستان، همين همسايه جنوبى ما كه كيسه گل شدن هايش در جام هاى جهانى گذشته را مثل پتكى بر سرشان مى كوبيم و از اين اتفاقات شادمانيم، بيشترين سهام بازى هاى تداركاتى را به نام خود زده است، اما فدراسيون فوتبال ايران هنوز در هراس است كه خبر بازى تداركاتى احتمالى با غنا را در وب سايت اش بياورد. مبادا غنا هم بازى تداركاتى با ما را رد كند.ظاهراً ما احساس مى كنيم چون برزيل و آرژانتين هم بازى هاى تداركاتى زيادى ندارند، پس ما هم مى توانيم به سبك آنها منتظر ۲ هفته مانده به جام جهانى شويم و سوپر استارهايمان را با تمرينات ۲ هفته اى به ديدار غول هاى پرتغال و مكزيك بفرستيم..واقعاً بيش از حد خوش بين نيستيم؟ سقف فوتبال ما، پايين تر است از آنچه ادعا مى كنيم، باور كنيد! مى گوييم مهدوى كيا و كريمى - كه اكنون مصدوم است - و رضايى را داريم اما به اين نكته توجهى نمى كنيم كه اين بازيكنان مشت هاى نمونه خروار نيستند.مهدوى كيا و رضايى در تيم هايشان فيكس هستند، در تيم هايى كه ستاره اى ندارند و بهترين بازيكنانشان در ميان ۲۰۰ بازيكن برتر دنيا هم قرار نمى گيرند. با اين حال، حتى اگر با اغماض به حضور اين دو ستاره تيم مان دل خوش باشيم باز هم اميدوار نيستيم به واقع سطح ساير بازيكنان، نيز در اندازه هاى اين دو است.بدون شك مهدوى كيا و كريمى قابليت هاى ستاره شدن حتى در جام جهانى را نيز دارند - كما اينكه مهدوى كيا، ۸ سال پيش، با آن گل تماشايى، نامش را در تاريخ ثبت كرد - اما يك تيم فوتبال درون زمين، ۱۱ نفر است و طبيعتاً به ذخيره هاى هم سطحى نياز دارد.اما ما كدام ذخيره مطمئنى را براى مهدوى كيا و كريمى داريم. زانوى غم بغل كرده ايم كه نكند مصدوميت كريمى، باعث ضعف قوا و عدم آمادگى او در جام جهانى شود و اگر كريمى آماده نباشد، آن وقت جهنم هم براى ما محسوس تر مى شود.اصلاً از ذخيره ها بگذريم. چقدر به پست هاى دروازه بان، هافبك چپ و فورواردمان در جام جهانى اميد بسته ايم و از آنها انتظار درخشش داريم.
چقدر قد كوتاه كعبى در دفاع راست و اشتباهات گاه به گاه گل محمدى در دفاع وسط، تنمان را لرزانده است؟ چقدر ذخيره بودن زندى در لاترن، نگرانمان مى كند؟ پاس ندادن هاى نكونام به جبارى را چگونه هضم كنيم؟
چرا اينقدر خوش خيالانه _ و نه خوش بينانه _ به موفقيت در جام جهانى اميد بسته ايم آن هم با تمرين ۲هفته اى. آن هم با ستاره هاى آماتورى كه روى پاى رقيبشان تكل هاى وحشتناك مى روند. ستاره هايى كه قصد دارند صرفاً نامشان در ليست تيم ملى در جام جهانى باشد.اگر در جام جهانى پيشين تا حدى توانستيم آبرومندانه پيش برويم، دليلش بيش از هر چيز، به اردوهاى بلندمدت و فعاليت طولانى ايويچ در رفع نواقص دفاعى و تمرين هاى متنوع پرسينگ او بود.
اما حالا چه؟
نگاهى به رقباى هم سطح مان بيندازيم. عربستان از روز چهارشنبه ۱۵مارس تا ۳۱مى، ۸ديدار تداركاتى برگزار خواهد كرد. اما هنوز بازى تداركاتى ايران با غنا قطعى نشده است.عربستان، چند دوره پياپى است كه در جام هاى جهانى حضور دارد و بدون شك، صلاحيت آناليز مناسب ترى نسبت به ما كه در تمام عمر فوتبالمان فقط ۳بار آن هم به صورت مقطع به جام جهانى راه پيدا كرده ايم، دارد.آنها به خوبى دريافته اند كه تيمهايى در اين سطح، مجبورند و بايد با اردوهاى فراوان و ديدارهاى تداركاتى متنوع و زياد، مشكلاتشان را بپوشانند.تجربه شكست ۱-۸ در مقابل آلمان آنها را به اين صرافت انداخته كه با توشه پرترى به آلمان سفر كنند اما خواب خرگوشى ما، همچنان مستدام است.فدراسيون فوتبال ژاپن، نيز تاكنون برنامه ۵ ديدار تداركاتى را فيكس كرده است و همچنان مشغول برنامه ريزى براى افزايش اين تعداد است. كمى آن طرف تر هم اگر بخواهيم سركى بكشيم به مكزيك همگروه ايران برمى خوريم كه نامش ۶ بار در فيفا نايت ها ديده مى شود.ترينيداد و توباگو، ۵ بازى تداركاتى خواهدداشت و برانكو ايوانكوويچ مى گويد ساير تيمهاى حاضر در جام جهانى هم فقط ۲ بازى تداركاتى دارند.اما، ما همچنان نگرانيم كه مبادا تجربه تلخ عربستان در جام جهانى گذشته، اين بار براى ايران تكرار شود و فوتبال ما به مضحكه اى درميان توريست هاى حاضر در آلمان و تعقيب كنندگان جام جهانى فوتبال، تبديل شود. اين تيم ملى ماست و هيچ توجيهى را نيز نمى توانيم بپذيريم. خدا آن روز را نياورد كه...



۱-  اول گفتيم نوستر آداموس را خبر كنيم، اما موبايل استاد آنتن نمى داد. هى يكى پشت خط مى گفت مشترك مورد نظر در دسترس نيست... فقط يك بار خانمى گوشى را برداشت و گفت ايشان جلسه اند. جلسه؟ لابد آن بالا داشتند گوشش را مى كشيدند كه چرا قرن هاست ملت را گذاشته اى سر كار و اينها كى هستند كه هر اتفاقى مى افتد مى گويند نوستر آداموس پيش بينى كرده بود...
خلاصه، اين از اين. گفتيم برويم سراغ دم دستى ها. يكى مثل دكتر على اكبرى. اما ايشان هم رفته اند خارج و پاى تلويزيون مشغول انرژى دادن و طبابت و شفاى بيمارى به صورت عمده هستند و وقت نداشتند. پس ما مانديم و گوى بلورينى كه اميدواريم با صداقت كار كرده باشد.
۲-  آنچه خواهيد خواند، پيش بينى مهمترين اتفاقات ورزشى سال آينده است. لطفاً اگر سال تمام شد و هيچكدام از پيش بينى ها درست از آب درنيامد، نريزيد دم دفتر ايران جمعه و عليه ما شعار بدهيد. بالاخره ما يك ۵۰ درصدى روى حافظه ضعيف و گرفتارى شما حساب كرده  ايم!
۳-  ببخشيد از اين كه خبرسازان امسال و سال آينده،  مشابه هم هستند. بالاخره از اين دليل تكرارى گريزى نيست... شايد همين كه به جاى نگاه به گذشته، مثل كنفوسيوس به آينده خيره شديم، اوج ايده و نوآورى باشد!

مجيد رئوفى
برخى پيش بينى ها درباره ورزش سال ۸۵
آش قديمى در كاسه سنتى
251568.jpg
قهرمان ليگ برتر


پيش بينى قهرمان فصل بعد، كار سختى نيست. احتياجى هم نيست كه احساس «خود نوستراداموس پندارى» به انسان دست بدهد. يك پازل است كه اگر قطعاتش را درست كنار هم قرار دهى به نتيجه قطعى به راحتى دست پيدا مى كنى.
عطف به ماسبق، استقلال در اواخر فصل شروع به ريپ زنى مى كند و قلعه نويى دوباره از دست دادن فرصت ها را بهانه مى كند و استقلال از دور خارج مى شود. سايپا هم كه از همين حالا، نشان داده كه حتى اگر مربى اش دكتر باشد، نمى تواند در همه بازى ها، خط سير متعادلى طى كند. پرسپوليس هم كه تكليفش روشن است. پس مى ماند چه تيمى؟ تيمى كه خودش روزنامه و خبرگزارى دارد. مربى اش از يكى از كشورهاى همسايه است. بازيكن كليدى اش هم در فاصله ابوظبى تا دبى مشغول رتق و فتق امور است. حدس نزديد؟ خب، اما بگذاريد موضعمان را افشا كنيم: ما امسال دنبال يك تيم پرطرفداريم، حتى اگر پرسپوليسى باشيم. استقلال قهرمان!


دو سناريو

دو سناريو در ميان پيش بينى كنندگان اعظم مطرح است. يك سناريو سياه سياه، يكى سفيد سفيد. هيچ حالت خاكسترى هم وجود ندارد. يا بازيكنان و رؤسا مثل عربستان با سرى افكنده و دلى غمگين وارد فرودگاه مهرآباد مى شوند و با استقبال آنچنانى هواداران مواجه مى شوند يا آنگولا، را كيسه گل مى كنيم، مكزيك را با پنالتى دايى مى بريم و با درخشش ميرزاپور از پرتغال يك امتياز مى گيريم و در دور دوم با آرژانتين روبرو مى شويم. از اينجا به بعد را نيز اصلاً پيش بينى نمى كنيم. چون نمى خواهيم روزمان خراب شود. اميدواريم تمام شادى هاى شب قرعه كشى همچنان مستدام بماند. شاد بوديم كه به جاى آرژانتين و هلند با مكزيك و پرتغال روبرو شديم. اميدواريم شاد بمانيم. اين سرنوشت ما در جام جهانى است...آه!

برانكو مى ماند


خيلى ها معتقدند دليل ماندگارى طولانى مدت سرمربى تيم ملى برخلاف اسلافش در ايران، روحيه محافظه كارانه و اطاعت پذير اوست. اينكه او رضايت مى دهد دستيارانش برخلاف ميلش انتخاب شوند. بازيكنانى كه همكاران يا مديران (!) با آنها مشكل دارند، از گردونه انتخاب  ها خارج شوند _ نمونه اش جواد كاظميان كه با پوششى مغاير با عقايد دادكان رؤيت شده بود _ از كمبود بازى تداركاتى گلايه اى نكند. همواره از بازيكنانش حمايت كند حتى اگر همه متفق القول به ضعف آنها اعتراض كنند. با اين اوصاف به نظر مى رسد حتى با استعفاى دادكان نيز او همچنان در ايران ماندگار شود. خودش در يك گفت وگوى معروف گفته بود ۹۶ سال ديگر جا دارم در ايران مربيگرى كنم. به هر حال خيلى ها مى گويند ماندن او در ايران به نتايج جام جهانى بستگى دارد. اما ما فكر مى كنيم سرنوشت او خيلى هم به جام جهانى مرتبط نيست... او حتى اگر تيم ملى را از دست بدهد كلى باشگاه وجود دارد كه...


ديگه بسه


اين قدر عصبانى شد كه گفت تا چهل سالگى در تيم ملى بازى مى كنم. آدم، عصبانى مى شود ديگر. حتى اگر اين آدم، فوتباليستى با اراده پولادين به نام على دايى باشد. وقتى ببينى روزنامه نزديك به فدراسيون فوتبال موقعيت را براى ادامه انتقادات منتقدان فراهم مى كند و در حال جريان سازى براى حذف پرافتخارترين فوتباليست آسياست، آدم از كوره در مى رود و تن هواداران فوتبال را مى لرزاند. البته سوءتفاهمات كه برطرف شد. دايى هم كوتاه آمد و پذيرفت كه طبق قول قديمى اش. همان بعد از جام جهانى، چهار گوشه زمين سبز را ببوسد و براى هميشه از گلزنى خداحافظى كند. تا آن موقع اگر چند گل ديگر هم به اين ۱۰۹ گل افزوده شد كه چه بهتر. اگر نشد هم، اين ركورد همچنان دست نيافتنى به نظر مى رسد. يكى مى گفت تا نود سال بعد، ركورد دايى جابه جا نخواهد شد. همين براى خداحافظى انگيزه خوبى است. آقا بعداز اين همه سال رفت، ممنون!


قهرمان قهرمانان، حاج حسين


مگر همه چيز بايد مطابق سليقه تنوع طلب شما باشد؟
اصلاً همه انتخابها بايد تمام پيش بينى هاى شما را برهم بزند تا راضى شويد؟
همين تيم ملى. ناراحت بوديد كه چرا اين قدر راحت به جام جهانى رسيديم. دوست داريد كه حتماً به Play off برسيم و بعد در يك ديدار حماسى با گزارش جاودانه جواد خيابانى به جام جهانى برسيم تا به تان بچسبد؟ حالا هم كه رضازاده يكبار ديگر قهرمان قهرمانان شده. شروع كرده ايد به غر زدن. اصلاً اگر رضازاده نبود. به چه اميدى بازيهاى قهرمانى جهان دوحه را تماشا مى كرديد؟ اگر حميد سوريان در تمام عمر كشتى فرنگى ايران، يكبار مدال طلا بدست آورده، حسين رضازاده سالهاست كه براى شما، طلا شكار مى كند و تازه خيلى هم شاكى است كه چرا مسؤولان به او توجهى نمى كنند!
بنابراين سناريوى سال آينده را از همين حالا برايتان نوشته ايم. قهرمان قهرمانان حاج حسين رضازاده.


فيروز كريمى به حقش مى رسد


اگر عزيز اصلى و مهراب شاهرخى مى توانستند در فيلمفارسى هاى قديمى بازى كنند، اگر از زندگى عابدزاده با حضور خود او، فيلمى ساخته شد. اگر على انصاريان و فرزاد مجيدى و نيكبخت عليرغم گوشت تلخى مفرطشان در طنزهاى شبانه زير آسمان شهر بازى كردند. اگر عمر ستاره هاى طنز همچون مهران غفوريان و حسين رفيعى به پايان رسيده، فرصت براى ظهور يك چهره واقعاً با استعداد و هنرمند و طناز كاملاً فراهم است: فيروز كريمى سرمربى به مرخصى رفته راه آهن كه در سال جديد فرصت كافى دارد روى فضاى جديد كارى فكر كند.
با توجه به اينكه فوتبال نامرد است و فيروز خسته شده از بس روزنامه ها و نود مطالب و برنامه هايشان را با حضور او شيرين و دلچسب مى كنند، ممكن است به پيشنهادات متفاوت به او پاسخ مثبت بدهد.
آيا مثلاً اگر او در يك سريال تاريخى مثل امام على، نقشى مشابه «وليد» را برعهده بگيرد، تعجب مى كنيد؟


دادكان مى رود


بارها گفته پس از جام جهانى استعفا مى دهم. اين روزها كمى آرام تر شده، اوضاع چندان روبه راه نيست. تيم هاى ملى مختلف پيشنهادهاى ايران براى انجام بازى تداركاتى را به بايگانى ارجاع مى دهند. انتقادات رسانه ها همچنان برقرار است. هيچ فعاليتى هم در سطح تيم ملى، ديده نمى شود. كريمى هم كه مصدوم شده است.
ديگر مثل سابق از دايى هم دفاع نمى كند چه بسا تلويحاً اشاره مى كند كه او ديگر نمى تواند مثل گذشته ها براى تيم ملى مفيد باشد.
در اين شرايط، به نظر مى رسد مشغول برآورد فضا براى استعفا يا حضور مجدد در مهمترين فدراسيون ورزشى كشور است.
زمانى كه صفايى از فدراسيون رفت، او سرپرست شد. بارها تأكيد كرد كه چشمى به رياست فدراسيون فوتبال ندارد و محال است كانديدا شود. اما كانديدا شد، رأى آورد و سالها با پرچم ايران در استاديوم ها، دور افتخار زد. اما فشارهاى سازمان تربيت بدنى احتمالاً حاكى از اين است كه بعد از جام جهانى بايد به فكر يك سرپرست موقت و يك انتخابات سريع بود. شك داريد؟


پرونده مسكوت

پرونده مهم فوتبال ايران كه وسط راه معلوم نشد چه بلايى سرش آمد، در سال جديد نيز در همين مرحله تعليق فوتبال را بالا مى برد. با توجه به اينكه اساساً معلوم نشد چى شد كه ديوان عدالت ادارى پس از آن حكم اوليه تند و صريح، بررسى براى تجديدنظر را تا ماهها پس از ماجرا و در شرايطى كه هفته هاى پايانى ليگ ۸۴ در حال برقرارى است، به تعويق انداخته، به نظر مى رسد، دو طرف سكوت كنند و ماجرا بايگانى شود.
هرچه باشد ما هم ايرانى هستيم و كلاً با حافظه تاريخى نسبت خوبى نداريم. سال هم سال جام جهانى و هيجانات آلمان است و كى اصلاً حوصله دارد ياد مظلوميت نفت و تقلب راه آهن بيفتد؟ نكته بسيار مهم ديگر هم اين است كه خود راه آهن، با اتفاقات جديد در كادر فنى عزمش را گذاشته كه برگردد به ليگ دسته اول و نفت هم به در و ديوار مى زند براى صعود به ليگ برتر. مى گويند جوش زيادى نزن، خودش همه چيز درست مى شه!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |