جمعه ۲۵ فروردين ۱۳۸۵ - ۱۵ ربيع الاول ۱۴۲۷
Fri, Apr 14, 2006
كودك و نوجوان (۱)
۳۴۴۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
منصور تقديم مى كند
موسيقى شناسى!
با چنگيز و سهيل وايساده بوديم سر كوچه و داشتيم براى آخر هفته تصميم مى گرفتيم چيكار كنيم كه ناگهان اين پسره تپل به يه طرز تأسفبارى از جلومون رد شد.
254259.jpg
چنگيز: اين چرا اين طورى بود؟ چرا اين قدر تكون مى خورد؟!
سهيل: فكر كنم باز هم داشت از ساندويچ هاى زاپاسش تغذيه مى كرد...
چنگيز: دانشمند، وقتى كسى چيزى مى خوره، دهنش تكون مى خوره. فوقش شكمش هم يه ذره بالا پايين بره، اما اين چرا همه جاش تكون مى خوره؟!
مى دونين، چنگيز خان چون رئيس چ.س.م.خ. هستن و حق پدرى به گردن من و خسرو و سهيل دارن، خيلى نگران تربيت و اخلاق ما هستن و هميشه مراقبن كه ما دست از پا خطا نكنيم و خداى نكرده با دوست هاى ناباب نگرديم و آخرش معتاد شيم بيفتيم توى جوب.
چنگيز: هى، تپل! چرا اون طورى راه مى رى؟!... تپل! مگه با تو نيستم!؟... اوهوى؟!!
فكر كنم باز خسرو با اين امير كوچول (جاسوئيچى) گشته كه اين قدر گستاخ شده. اصلاً در تاريخ «چ.س.م.خ» سابقه نداشته كه چنگيز خان كسى رو صدا كنه و اون به چنگيز خان محل نذاره. وامصيبتا! به خاطر همين من و سهيل سريع رفتيم دست و پاى خسرو رو گرفتيم و آورديمش در محضر رئيس بزرگ؛
چنگيز: مگه من تو رو صدا نمى كنم؟! چرا جواب نمى دى؟ ياغى شدى براى من؟ بزنم لهت كنم؟!
خسرو در اين لحظه دو تا گردالى سياه كه با سيم به هم وصل شده بودن، از توى گوشش درآورد و هاج و واج به ما نگاه كرد. بعدش گفت: چه تونه؟! چرا اين قدر داد و بيدا مى كنين؟
منصور: مگه نشنيدى چنگيز چى گفت؟ چرا وقتى صدات مى كنيم جواب نمى دى؟
خسرو: دماغ! مگه نمى بينى MP3 پلير تو گوشمه!؟ (در اين لحظه سهيل فكر كنم با صورت افتاد زمين!)
چنگيز: MP3 پلير؟! آخه تپل خان، تو اصلاً ميدونى MP3 چيه؟!
بعدش خسرو بهمون گفت كه يه مدته با يه آقايى به اسم آقا رجب آشنا شده كه تو كار موسيقى و آهنگ و اين حرفاست و همه خواننده هاى درست و حسابى، زير دست اون بزرگ شدن و حالا هم از صداى خسرو خوشش اومده و مى خواد اونو به عنوان استعداد تازه موسيقى پاپ، ببره اون بالا مالاها. خسرو هم تصميم گرفته يه مدت تحقيق كنه و ببينه از چه جور موسيقى خوشش مى آد تا آقا رجب براش رديف كنه. (خدايى از اين اخلاق خسرو خيلى خوشم مياد، هميشه قبل از اينكه بستنى بخوره، همه مزه هاى مختلفش رو تست مى كنه تا چيزى از دست نداده باشه. با اين تپلى ش، خيلى حاليش مى شه.)
<<<
۱ .آهنگ هاى باحال
اين جور آهنگ ها معمولاً باحال اند. خواننده مى ره توى باغ و دشت و دمن و در حالى كه داره از زيبايى هاى طبيعت لذت مى بره و نعمت هاى خدادادى را مشاهده مى كنه، آواز هم مى خونه. دور و برش هم گاهى اوقات چند نفرى هستن كه با شنيدن صداى خواننده به خودشون مى آن و مى فهمن عجب زندگى زيباست. در اين جور آهنگ ها همه شاد و خوشحال ان و تا مى تونن از همديگه تعريف مى كنن. كينه هاى گذشته رو مى ريزن دور و سعى مى كنن با هم مهربون باشن.
نمونه:
از اون بالا كفتر مى آيه
يك دانه تپل مى آيه
۲. آهنگ هاى اعتراضى
اين جور آهنگ ها رو معمولاً وقتى مى سازن كه خواننده و شاعرش احساس سوزش مشتركى در بعضى از نقاط بدن شون (مثل دماغ) داشته باشن. در اين جور آهنگ ها خواننده خيلى غمگينه و هى دلش مى خواد يه كارى كنه تا همه جا سرسبز و قشنگ بشه كه بعدش بره «آهنگ هاى باحال» بخونه، اما نمى تونه. به خاطر همين همه ش يا داد مى زنه يا مى ره به فقيرهاى سر چهارراه كمك مى كنه يا با كله مى پره تو شيشه. گاهى وقت ها هم كه ديگه اين احساس سوزش خيلى قوى مى شه مى ره يقه يكى رو مى گيره و با مشت و لگد مى افته به جونش.
نمونه:
254205.jpg
كلاس ملاسو بى خيال
ليسانس ميسانسو بى خيال
بيا اينجا تپل جونم
ما آس و پاسيم بى خيال
تبصره: به تازگى ها ساب  ژانرى (زير شاخه - مترجم!) در اين گونه آهنگ ها پيدا شده كه شاعرش ادب نداره! يعنى هرچى فحش هاى ناجور بلده مى ذاره تو شعرش و به اسم آهنگ هاى اعتراضى مى ده دست خواننده.
نمونه:
[...] [...] تپل [...]
[...] با [...] [...]
۳ .آهنگ هاى تنفرى:
اگه مى خواين آلبوم تون حسابى بفروشه و نيم ساعته بشين خواننده نسل جوون، حتماً بايد يكى، دو تا از اين آهنگ ها بذارين توى آلبوم تون. اين جور آهنگ ها الآن روى بورسه و همه باهاشون حال مى كنن. شاعر اين جور آهنگ ها همه ش از بى وفايى حرف مى زنه و مى گه كه دوره و زمونه چه قدر بى وفا شده و آدم ها چرا ديگه به احساسات همديگه (منظورش احساسات خودشه) احترام نمى ذارن. خواننده هم موقع خوندن اين آهنگ ها تنهايى توى غروب به سمت انتهاى جاده حركت مى كنه و در حالى كه از تنهايى خودش و شاعر گريه ش گرفته، آهنگ مى خونه. معمولاً وسط اين آهنگ ها اون آدمى كه بى معرفتى كرده و دل شاعر و خواننده رو شيكونده سعى مى كنه از دل شون دربياره، اما ديگه دير شده و كار از كار گذشته!
نمونه:
خيال نكن نباشى، بدون تو مى ميرم
گفته بودم تپلم، باز هم رژيم مى گيرم
۴. آهنگ هاى گل و بلبلى:
اين جور آهنگ ها شباهت هاى زيادى دارن به «آهنگ هاى باحال» و حتى تا همين يكى، دو سال پيش ساب ژانر اونا به حساب ميومدن، اما چون تعدادشون زياد شده خودشون شدن يه ژانر. در اين جور آهنگ ها خواننده و شاعر دو تايى با هم خوش حال اند. انگار كه بعد از خوندن «آهنگ هاى تنفرى»، طرف دلش به درد اومده و برگشته پيش شون و قول داده كه ديگه دل شون رو نشكونه.
نمونه:
گل اگه باشى سنبلى
پرنده باشى بلبلى
به چشم من هميشه
هر جورى باشى تپلى
۵ .آهنگ هاى رمانتيك:
اين جور آهنگ ها رو وقتى مى سازن كه خواننده و شاعر هنوز به مرحله آهنگ هاى تنفرى و گل وبلبلى نرسيدن و تازه اول راهن. معمولاً در اين آهنگ ها خواننده با طرف دو تايى زير بارون قدم مى زنن و از خدا به خاطر اينكه اون ها رو با هم آشنا كرده تشكر مى كنن. در اين جور آهنگ ها معمولاً به يه ماشين مدل بالا، چند تا رقيب بى ريخت، مقادير زيادى گل سرخ و دو تا عينك آفتابى نيازه.
نمونه:
دو تا تپل من و تو
زير بارون من و تو
۶ .آهنگ هاى ماشينى:
در اين جور آهنگ ها چندان شعر مهم نيست و اون چيزى كه مهمه نوع خونده شدن اون شعره. مثلاً خواننده براى خوندن از لوله پوليكا استفاده مى كنه تا مثلاً بگه افكت گذاشته روش. بعدش هم تا مى تونه يه تيكه از شعر رو هى تكرار مى كنه تا حال تون به هم بخوره. براى اين هم به اسم آهنگ هاى ماشينى معروف شده كه به قول رفقا، جون مى ده براى ضبط ماشين (سيستم ببندى، دوب دوب كنه!). البته اگه به مضمون شعرهاى اين آهنگ ها توجه كنين معمولاً تو مايه هاى آهنگ هاى تنفريه، اما چون در اين جور آهنگ ها فرم بر محتوا غلبه كرده، درست نيس اونا رو توى آهنگ هاى تنفرى دسته بندى كنيم.
نمونه:
حالم بده، حالم بده، حالم بده، حالم بده، حالم بده، حالم بده...
<<<
خسرو فعلاً يه مدته كه داره مى ره توى مراسم عروسى و جشن تولد، آهنگ هاى معروف رو بازخوانى مى كنه تا اگه به قول آقا رجب مردم از جنس صداش خوششون اومد، اولين كاستش رو بده بيرون!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |