شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۲۲ صفر ۱۴۲۹
Sat, Mar 1, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
تأملى در فراز و نشيب مناسبات گروه دارندگان و جويندگان تكنولوژى اتمى
جنبش احياى حقوق هسته اى
350223.jpg
] محمد بخشنده ‎/ بخش پايانى]

از آن هنگام كه كشورهاى هسته اى اين فرآورده تكنولوژى را وارد حيطه نظامى كردند، براى كشور هاى صنعتى و قدرتمند مفهوم قدرت هسته اى صبغه امنيتى به خود گرفت. در طول بيش از نيم قرنى كه از ورود نيروى اتم به معادلات سياست جهانى مى گذرد همواره هاله اى از نگرش امنيتى بر تصميم بازيگران هسته اى حكمفرما بوده است.
اگر سال ۱۹۴۵ (زمان آزمايش هولناك آمريكا در بمباران ژاپن) را مبدأ به كارگيرى قدرت هسته اى به حساب آوريم، نيمه اول تاريخچه اين تكنولوژى در جنگ سرد سپرى شده است. به مدت ۳ دهه دو ابرقدرت از اين ابزار براى اثبات برترى سياسى خويش بهره جستند. خوف و هراسى كه افكار عمومى از اين دستاورد علم فيزيك بر دل دارد رسوبات همين دوران سى ساله جنگ سرد است كه در آن رقابت دو قطب قدرت جهانى بر محور زرادخانه هاى مرگبار سلاح هسته اى شان مى چرخيد.
مرحله دوم حيات هسته اى جهان از پايان جنگ سرد آغاز مى شود. وقتى كه پروژه هاى افسانه اى رقابت هسته اى در فضا به بن بست مى انجامد و سرمايه گذارى سرسام آور دو قدرت شرق و غرب در صرف بودجه اقتصادى براى جاه طلبى هاى هسته اى زير سؤال مى رود.
از اين مرحله است كه رويكرد تازه اى به استفاده از دانش هسته اى بشر در شكوفايى اقتصاد و چرخه صنعت شكل مى گيرد. اين تغيير نگاه درواقع برشى در تاريخ هسته اى ايجاد مى كند و با اين رويكرد نو، جهان هسته اى عملاً به دو نيمه كهنه و نو تقسيم مى شود.
مشخصه هاى اين نگاه جديد بيش از همه در دو نقطه متبلور مى شود، يكى اجلاس ها و همايش هايى كه در آن نمايندگان دولت ها به صورت واضح تعريف تازه از جهان هسته اى ارائه مى كنند و دوم طرح هاى ملى كشورها كه در آن جايگاه ويژه براى تأمين و توسعه انرژى هسته اى گشوده مى شود.
جذاب ترين بخش اين تغيير نگاه برقلم انديشمندان جارى مى شود كه در آن بنيادهاى تفكر انحصار هسته اى جهان در دست چند قدرت به چالش كشيده مى شود.
متفكران جهان جنوب در نوشته ها و نطق هاى خويش يك جنبش نقد عليه قانونمندى حاكم بر جهان هسته اى به راه مى اندازند به گونه اى كه در نظر افكار عمومى، نظام هسته اى جهان به نماد بى عدالتى و تبعيض تبديل مى شود.
جذاب ترين بخش جنبش نقد انديشمندان جنوب اين است كه آنها خواستار خارج شدن دانش و تكنولوژى هسته اى از قبضه ژنرال ها و ارتش هاى امپراتورى و قرارگرفتن آن در خدمت نظام هاى اقتصادى مى شوند. در واقع اين متفكران سخن خود را برپايه اين استدلال عقلى استوار مى كنند كه دانش هسته اى به عنوان دستاورد علمى بشر بايد به مسير اصلى و ذاتى خويش برگردد و زمان آن فرارسيده كه اين محصول علمى بشر پس از نيم قرن دستبرد سياستمداران ماجراجو، در خدمت توسعه و رفع نيازهاى اقتصادى و اجتماعى ملت ها قرار گيرد.
اين نظريه كه ابتدا در محافل فكرى جهان جنوب مطرح شد، آرام آرام مخاطبانى پرشور در جهان صنعتى پيدا كرد. پس از اين ادبيات سياسى و نگرش بر جامعه بين المللى نسبت به مؤلفه قدرت هسته اى به طور ريشه اى تغيير كرد. اكنون جهانى كه اتم را به عنوان منبع تهديد در مناسبات بازيگران بزرگ مى شناخت اين بار در تعريف جديد آن را موتور توسعه اقتصادى كشورهاى مصرفى مى پندارد.
به اين صورت در فاصله فروپاشى نظام جنگ سرد كه شالوده آن بر رقابت هسته اى استوار بود تا آغاز هزاره سوم، اتفاقات مهمى در دنياى هسته اى رخ مى دهد. در اين محدوده زمانى با تلاش مجموعه اى از كشورهاى موسوم به عدم تعهد كه امروز شمار آنها به ۱۱۴ كشور رسيده، پيمان ان پى تى، كه در ۳ دهه جنگ سرد به بايگانى رفته بود، احيا مى شود. سازمان آژانس اتمى كه پيش از اين نقش پشتيبان نظام ناعادلانه هسته اى را داشت، با تعريف جديد فصل نوينى از فعاليت خويش را آغاز مى كند. در اين بسيج عمومى كه به راه مى افتد تربيت نسل جديدى از دانشمندان و فيزيكدانان هسته اى، توسعه كانون هاى تحقيقات هسته اى و بالاخره ساخت نيروگاه ها و راكتورهاى هسته اى در سرلوحه برنامه هاى كشورهاى گوناگون قرار مى گيرد.
درحالى كه پيش از اين فقط ۵ عضو شوراى امنيت به همراه اسرائيل، هند و پاكستان اين تكنولوژى را در انحصار گرفته بودند، پس از اين فهرست ديگرى از قدرت ها پروژه هسته اى شدن را كليد مى زنند. ژاپن، آلمان، ايتاليا و استراليا از گروه كشورهاى صنعتى و برزيل، آرژانتين، كره شمالى و مصر از جمع كشورهاى در حال توسعه دورخيز خود را به سمت دستيابى به قله هاى اين فناورى آغاز مى كنند.
*نقطه اوج يك رويارويى
آمريكا در جايگاه نماد و حافظ نظام نابرابر هسته اى گذشته نشسته است و طبيعى است كه فلش پيكان همه نقدها و دادخواهى هاى هسته اى كشورها دامن او را بگيرد.
ناگوارترين عوارض جنبش هسته اى ملت ها براى طرف آمريكايى اين است كه اين كشورها مسيرهاى تعيين شده در حقوق بين الملل را براى دستيابى به تكنولوژى هسته اى برمى گزينند، ايستگاه و نقطه عزيمت اين ملت ها، پيمان ان پى تى است، يعنى پيمانى كه ساليان طولانى مفاد و موازين آن با قرائت يكجانبه و دلخواهانه باشگاه قدرت هاى اتمى مورد استفاده قرار مى گرفت.
به اين ترتيب است كه شهر وين و مقر آژانس انرژى اتمى كه پيش از اين به حيات خلوت باشگاه دارندگان تسليحات هسته اى شهره بود، به مركز دادخواهى و كانون مبارزه ملت ها براى احياى حقوق هسته اى شان تبديل مى شود. در آوردگاه وين، افكار عمومى جهان، مجادله اى را به تماشا مى نشينند كه ميان مبانى تفكر گروه دارندگان قدرت هسته اى به پرچمدارى آمريكا و طيف متقاضيان آن به پيشگامى ايران رخ مى دهد.
اين مجادله كه اين روزها نقطه اوج آن را شاهد هستيم از نقطه نظر تاريخى سمبليك ترين رويارويى ديپلماتيك كشورهاى جنوب و شمال است.
جبهه جنوب كه با پرچم نم (۱۱۴ كشور غيرمتعهد) در آوردگاه وين حاضر مى شود. با معيار قراردادن ان پى تى فهرست بلند خلف وعده ها، تخطى ها و تبعيض هاى قدرت هاى دارنده تسليحات هسته اى را مى گشايد، اعضاى اين جبهه آژانس را در برابر اين دو خواسته تاريخى قرار مى دهند كه اولاً براى اعاده حيثيت خويش بايد قوانين موجود در پيمان ان پى تى را نسبت به آحاد اعضاى آن عادلانه و مساوى اجرا كند ثانياً به تناسب تكاليفى كه بر دوش كشورهاى فعال در امر هسته اى جهت نظارت و پاسخگويى قرار داده، حقوق بديهى آنان براى برخوردارى از دانش و تكنولوژى هسته اى را به جا آورد.
اين مناقشه ۵ ساله كه ابتدا فقط دو طرف و دو حريف (آمريكا و ايران) داشت رفته رفته به كشمكشى جهانى تبديل شد، و جبهه غرب همه قواى سياسى و ديپلماتيك خويش را براى متوقف كردن آهنگ هسته اى شدن كشورهاى مستقل به كار بست.
در روزهاى آغازين اين مناقشه حتى خوشبين ترين كشورهاى غير متعهد نيز باور نداشتند كه بتوانند در نهاد محافظه كارى مانند آژانس اتمى، مطالبه هسته اى خويش را به كرسى اثبات بنشانند.
اما اولين علائم اميد در ارديبهشت امسال نمايان شد وقتى كه تلاش هاى گسترده آمريكا و گروه غرب براى گنجاندن ضوابطى كه كشورهاى در حال توسعه را از ورودبه ر باشگاه هسته اى منع مى كرد، بى ثمر ماند.
و بالاخره گزارش محمدالبرادعى از پرونده هسته اى ايران، جاى ترديد درباره كاميابى جنبش احياى حقوق هسته اى غير متعهد ها باقى نگذاشت.
*تناقضات رويكرد جديد واشنگتن
آمريكا ديپلماسى هسته اى خويش در دوران پس از فروپاشى اردوگاه حريف اش (شوروى) را بر اين پايه استوار كرد كه درهاى باشگاه هسته اى به روى همه متقاضيان بسته بماند. سران كاخ سفيد در نگرشى متفاوت با همه دولت ها مسئله هسته اى را در شمار موضوعات ممنوعه امنيتى قرار دادند. جكى ساندرز، نماينده آمريكا در اجلاسى كه براى بازنگرى در سند ان پى تى بر پا شد، اين تفكر را با صراحت به نمايش گذاشت درست هنگامى كه قريب به اتفاق كشورها با هدف بهره مندى از خوان تكنولوژى هسته اى راهى اجلاس وين شده بودند، ساندرز مخالفت تاريخى آمريكا با اجراى ماده چهارم ان پى تى را اعلام كرد (ماده اى كه آژانس اتمى و باشگاه قدرت هاى هسته اى را مكلف مى كند كه ابزار و لوازم دستيابى كشورها به انرژى مسالمت آميز هسته اى را فراهم كنند.)
اما اين ايده آمريكا در اجلاسى كه نمايندگان ۱۸۸ كشور جهان حاضر بودند پاسخ رد گرفت. مقاومت بى سابقه كشورها با ضوابط پيشنهادى كاخ سفيد براى آژانس اتفاقى بود كه دولتمردان ايالات متحده را به اين باور رساند كه اولاً راه آنها براى تهاجم به سمت كشورهايى مانند ايران از سمت وين (آژانس اتمى) مسدود شده است. ثانياً متوقف كردن آهنگ هسته اى شدن كشورهاى ديگر امرى محال است. ضمن آن كه اعضاى پنجگانه باشگاه هسته اى بويژه روسيه و چين ديگر حاضر به همراهى با انديشه تحريمى او عليه ملت هاى جنوب نيستند.
از پى اين اتفاقات است كه آمريكا و متحدان غربى اش، استراتژى هاى جديدى را در جهان هسته اى به نمايش مى گذارند.
اين تغيير اكنون به دو صورت نمايان شده است. ادبيات گزينشى در مخالفت با مطالبات هسته اى كشورهاى در حال توسعه و دوم شركت گسترده آمريكا و دو شريك هسته اى آن (انگليس و فرانسه) در مناقصه هاى هسته اى كشورهاى دوست.
اما نشانه هاى راهبرد دوم به صورت ملموس ترى امروز در بازار داغ دادو ستد هسته اى پديدار شده است. در اين مدت آمريكا و دو شريك هسته اى آن باشركت در چند مناقصه چندين پروژه هسته اى را در خاك دولت هاى دوست خويش كليد زده است. جالب اينجاست كه اغلب اين پروژه ها در حوزه خاورميانه و سرزمين هاى عرب پياده شده است چنان كه شهريور امسال آمريكا اولين توافقنامه هسته اى را با اردن بست تا اين كشور كوچك اما متحد رژيم صهيونيستى را به موهبت انرژى هسته اى بهره مند سازد.
به فاصله اندكى فرستادگان واشنگتن جنجالى ترين قرارداد هسته اى را در تابستان همين سال با هندى ها امضا كردند، براساس اين قرارداد آمريكا تصميم گرفت على رغم آن كه هندى ها هيچ گاه زير بار ان پى تى نرفته و در نظر آژانس اتمى عضوى كاملاً متمرد شناخته مى شوند، به ۳ دهه تحريم هسته اى اين كشور پايان دهد. پائيز امسال دولت بوش به دوست جديد خود نيكولاساركوزى چراغ سبز نشان داد كه مناقصه ساخت نيروگاه هاى هسته اى را در برخى كشورهاى حاشيه خليج فارس بويژه امارات در دست بگيرد، قراردادها و تشريفات اين كار اوايل زمستان امسال در سفر همزمان بوش و ساركوزى به آن سوى خليج فارس امضا شد.
هر دو رويكرد جديد آمريكا در زمينه هسته اى يعنى لحن گزينشى آن از مخالف به موافق ان پى تى و نيز تصميم اين كشور براى راه اندازى پروژه هسته اى كشورهاى منطقه، بيش از آن كه گوياى واقع گرايى اين كشور باشد، نمايانگر تناقضات سياست خارجى آن است، بر همين اساس وقتى فرستادگان آمريكا در دهلى، امان و ديگر پايتخت هاى عربى مهر موافقت خود را پاى پيمان هسته اى شدن اين كشورها نهادند نصيب بوش از بازتاب اين اتفاق موج نقد و حيرت بود كه محافل جهانى را دربرگرفت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |