چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۸ جمادى الاول ۱۴۲۹
Wed, May 14, 2008
فرهنگ وانديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
فرهنگ و پايدارى
دانشگاه
ماجرا
خانواده
گفت وگو با عبدالحسين خسرو پناه در باب انديشه استاد شهيد مطهرى
كتاب انديشه
گفت وگو با عبدالحسين خسرو پناه در باب انديشه استاد شهيد مطهرى
اصول فلسفه و روش مطهرى
عليرضا سميعى
364164.jpg
حدود ۳۰ سال از ترور استاد شهيد مطهرى مى گذرد. كسانى در سن من به كتاب هاى ايشان نگاه مى كنند و از خود مى پرسند آيا هنوز هم مى توانيم متون ايشان را بخوانيم و از آن در كاربست زندگى جديد استفاده نماييم. آيا ايشان يك شخصيت تاريخى بودند كه بايد هنگام مرور وقايع انقلاب در آثارشان نظر كرد يا مى توان آنها را هنوز كاربردى دانست
انديشه ها و آثار شهيد مطهرى به دو دسته گوهر و صدف قابل قسم است. مباحث گوهرى در حوزه دين شناسى قراردارند. چه، اصول اعتقادى فرازمانى هستند. طبعاً مطالعات و بررسى هاى ايشان هم فرازمانى و فراتاريخى بوده است. بخش حداكثرى نوشته هاى ايشان به اصولى ثابت و يا شبهاتى مربوط مى شود كه همواره باقى خواهند ماند نظير مباحثى كه «هيوم» در قرن هجدهم درمورد وجود خدا مطرح كرد، اما هنوز و هميشه براهين اثبات وجود خدا جارى خواهند بود يا رابطه ايران و اسلام كه هنوز حامل شبهات زيادى است و ايشان در كتاب «خدمات متقابل ايران و اسلام» به آن پاسخ گفتند. پاره اى از پرسش ها مربوط به نيازهاى مقطعى مى شوند. اين قضايا همچون صدف هستند و استفاده تاريخى دارند. به عنوان مثال مباحث آن بزرگوار در باب ماركسيسم امروزه بيشتر ارزش تاريخى دارد و براى اينكه بدانيم در آن زمان چه سؤالاتى و چگونه مطرح بوده به كار مى آيد. زيرا اكنون نئوماركسيست ها ديگر آن اصالت اجتماعى و صورتبندى خاص از سوسياليسم را نمى پسندند و تغيير كرده اند. اما دليل عمده فراتاريخى بودن شهيد مطهرى اين است كه ايشان با نثرى سليس و بيانى روشن به صورت منظم و دسته بندى شده مسائل را همچون يك فيلسوف مطرح مى نمود. مجموعه علماى بعد از انقلاب با وجود كار و تلاش بسيار هنوز آن جامعيت، عمق و روانى را به دست نياورده اند. اين سه خصوصيت وى را منحصر به فرد مى كرد. اما همه اينها بدان معنا نيست كه ما نيازى به «مطهرى»هاى تكامل يافته و به روز نداريم. اگر ايشان در قيد حيات بودند نيز امروز به مسائل نو مى پرداخت. مسائلى مانند زبان شناسى هاى جديد، هرمنوتيك، علم و دين، عقل و دين، علم دينى و... در زمان وى كسانى مانند اشلايرماخر و گادامر مطرح نبودند. با ظهور چنين مباحثى احساس خلأ به وجود مى آيد كه براى جبران آن بايدشخصيت هايى نظير ايشان در كار شوند. هر چند كه هم اكنون كسانى هستند.
ايشان چه شخصيت هايى هستند. ممكن است نام ببريد
آيات عظام جوادى آملى، مصباح يزدى و جعفر سبحانى و البته ديگران. ولى بايد ويژگى هاى شهيد مطهرى در افراد بيشتر باشد تا نيازهاى ما برآورده شود.
آن ويژگى هاى خاص چه بودند
او فيلسوف بود و دقت بالايى كه در تقرير مسائل داشت گاهى باعث شگفتى مى شد. وقتى مانيفست ماركس يا آثار هگل را مطالعه مى كنم متوجه دقت ايشان در زمانى كه اين مسائل را مطرح مى كردند مى شوم. جانب انصاف را همواره نگاه مى داشتند. هرگاه چيزى مثلاً از راسل (كه شكاك و ملحد است) نقل مى كردند كه به نظرشان درست مى آمد آن را تأييد مى نمودند. بعد از نقل درست و منصفانه آراى ديگران آن را با مبانى دينى و فلسفى مى سنجيدند و به شبهات پاسخ مى دادند. يكى از مهمترين امتيازات ايشان التقاطى نبودن بود. هرگز يك دين شناسى و اسلام شناسى التقاطى ارائه نكردند و جا دارد بگويم روش شناسى ايشان از دين پژوهى وى مهمتر است. زيرا پرسش هايى در عصر ما مطرح مى شود كه در گذشته نبود با روش شهيد مطهرى مى توان به آنها پاسخ داد.
كمى درمورد خصوصيت روش شناسى ايشان بگوييد.
از يك روش تركيبى عقلى- نقلى استفاده مى كردند. در عقل از براهين بديهى سود مى بردند تا مجهولات را به بديهيات بازگردانند و در نقل از روش تفسير موضوعى استفاده مى كردند.
بدون استفاده از نام تفسير موضوعى، از قواعد اصول فقه و مباحث ادبى به كشف مدلول هاى مطابقى و التزامى واضح و روشن مى پرداختند. با عرضه پرسش هاى جديد و نو به قرآن و روايات، مدلول هاى التزامى و پنهان را استخراج مى كردند و همواره تلاش داشتند گرفتار التقاط و تحميل پيش فرض هاى خود بر آيات نشوند. شهيد مطهرى اصرار داشت روش اجتهاد فقهى را در عرصه هاى مختلف فقهى و اخلاقى پياده كند. به همين منظور به دنبال نظام اقتصادى، سياسى و اجتماعى بود.
درباره ايشان با چه عنوانى بايد قضاوت كرد، به عنوان يك فيلسوف، يك محقق و يا يك روشنفكر
اينها مانع الجمع نيستند. فيلسوف نسبت به مسائل بنيادين، هستى شناختى، انسان شناختى و اجتماعى تفلسف مى ورزد. يعنى با روش عقلى محض آنها را تحليل مى كند. گرچه مطهرى خود را شارح مى خواند اما به گمان من فيلسوفانه با مسائل نو درگير مى شد. محقق با استفاده از معلومات گذشته به حل مجهولات مى پردازد. بعضى سؤال هاى پژوهشى مانند رابطه ايران و اسلام، نظام حقوقى زنان و استراتژى ائمه به روشنى بررسى شده اند. به گمان من امروزه روشنفكر كسى است كه دغدغه اصلى اش كشف علل انحطاط جامعه باشد. يك روشنفكر مسلمان طبيعتاً به دنبال فهم علل انحطاط مسلمين و حل رابطه دين با دنياى مدرن است. ايشان درمقدمه انسان و سرنوشت به موضوع انحطاط مى پردازد و بسيارى از مسائلى كه مطرح مى كند موضوعاتى مانند فمنيزم، علم مدرن و سكولاريزم را دربرمى گيرد. البته او يك روشنفكر دينى بود.
ايشان در زمينه هاى متعددى مانند تربيت، اقتصاد، عرفان، احياى فلسفه، كلام، انتقاد فلسفى و... فعال بودند. شما وى را در چه زمينه اى برجسته تر مى دانيد
تقريرات فلسفى ايشان به كار دانشجويان فلسفه مى خورد. اما يك دانشجوى علاقه مند به اسلام مى تواند با مطالعه كتاب هايش يك دوره كامل اسلام شناسى را بگذراند. از داستان راستان گرفته تا سيرى در نهج البلاغه.
چه موضوعاتى هست كه امروزه بتوان از نوشته هاى وى استخراج كرد و به عنوان يك پژوهش مستقل ادامه داد
يكى از مسائلى كه عمر ايشان به بسط آن كفاف نداد انحطاط مسلمين بود كه جا دارد به عنوان يك طرح كلان ادامه پيدا كند. موضوع بعدى، نظام اقتصادى اسلام است. ديگر اينكه ايشان به شدت نسبت به حقوق و مسائل زنان حساسيت داشتند و اگر زنده مى ماندند فعاليت بيشترى در اين زمينه مى كردند.
كمى درباره نوآورى هاى استاد بگوييد
يكى از نوآورى ها درگير كردن فلسفه اسلامى با مباحث جديد بود. فيلسوفان اغلب به مباحث انتزاعى مانند وجود، عليت، حدوث و قدم و... مى پردازند ولى ايشان از منظرى فلسفى با مسائل روزمره درگير شد. مثلاً بسيارى از شبهاتى كه «جان هيك» در «پلوراليزم» طرح مى كند پيشاپيش در مباحث شهيد مطهرى پاسخ داده شده بود. ديگر اينكه مى توان ايشان را مؤسس كلام جديد شمرد. هر چند «شبلى نومانى» را مؤسس كلام جديد مى دانند ولى در ايران مطهرى مبين كلام جديد است. موضوع علم دينى جزو دغدغه هاى وى بود. در جايى گفته بودند علم دينى علمى است كه براى جامعه دينى مفيد باشد. همچنين على رغم اينكه خود روحانى بودند، منتقد منصف حوزه محسوب مى شدند. حتى نقدهاى ايشان موجب بعضى بى مهرى ها شد. رعايت انصاف و ديدن محاسن حوزه در كنار نقد مصلحانه از ويژگى هاى شهيد مطهرى بود.
364125.jpg
فلاسفه به خاطر مراقبه بر امر تفكر عميق تر مى انديشند. ازآن طرف فقها به دليل ارتباط تنگاتنگ با توده مردم مسائل آنها را خوب لمس مى كنند. شهيد مطهرى هر دو شخصيت را يكجا داشت، آيا علت نوآورى ها نيز همين بود
استاد داراى منظومه فكرى بودند و از جامع نگرى بهره داشتند. حتى نسبت به روش تجربى خوش بين بودند با اينكه فلاسفه بيشتر به قياس علاقه مند هستند، اما وى سعى داشت به استقراء اعتبار ببخشد. موضوع مهمى كه نبايد از ياد برد گرايش تاريخى ايشان است. وى فقيه و فيلسوف بود اما اگر نگاه تاريخى به مسائل نداشت، بسيارى از نوآورى هايش زاده نمى شد.
به نظر شما شهرت شهيد مطهرى به خاطر اثرگذارى در مسائل پيش از انقلاب بود يا پس از انقلاب تأييد و ترويج شدند
شهيد مطهرى قبل از انقلاب تا سال۴۹ كه در حسينيه ارشاد فعاليت مى كرد بسيار مطرح شد. از ۴۹ تا ۵۲ حسينيه ارشاد با محوريت دكتر شريعتى اداره گشت اما همواره شخصيت هاى علمى با ايشان در ارتباط بودند. بعد از انقلاب هم فرمايشات امام بسيار اثر داشت. ولى همه اينها فقط علت حدوث مقبوليت ايشان بود. علت بقاى اين مقبوليت به كيفيت آثار بازمى گردد و اگر نه ۱۰ يا ۲۰ سال پيش مى بايست شمع شهرت وى فرو مى مرد. اما هنوز حتى به زبان هاى خارجه ترجمه مى شود. در مالزى، اندونزى، هندوستان و اخيراً در عراق كتاب هاى وى خوانده مى شود. زمانى، «پروفسور كولين» به من گفت: كتاب انسان و سرنوشت شهيد براى او جالب بوده است. پروفسور به مسائل جبر و اختيار علاقه مند بود و به همين مناسبت كتاب مطهرى را خوانده بود.
وقتى بعد از ترك حسينيه ارشاد به مسجد الجواد رفتند، مخاطبين ايشان در چه سطحى بودند
استقرار شهيد مطهرى در مسجد الجواد مقارن با اوج گيرى جو زمانه بود كه عليه وى ساخته شد. در آنجا مخاطب چندانى نداشتند و بعضى از گروه هاى روشنفكرى به ظاهر مذهبى او را به حاشيه راندند.
اين در محاق بودن تا چه زمانى به طول انجاميد تا يكى ـ دو سال قبل از انقلاب.
اخبار انديشه
آثار و افكار داستايوفسكى
364185.jpg
كتاب «آثار و افكار داستايوفسكى» تأليف دكتر كريم مجتهدى از سوى نشر هرمس منتشر شد.
به گزارش مهر، دكتر كريم مجتهدى، استاد فلسفه دانشگاه تهران، در اين اثر سعى نموده تأملات خود را درباب داستايوفسكى، رمان نويس مشهور روسى، به رشته تحرير درآورد. نگاه مؤلف در اين اثر از بن مايه هاى فلسفى برخوردار است.
در مقدمه كتاب آمده است: هيچ يك از نويسندگان به اندازه داستايوفسكى به سرنوشت قهرمان هاى خود نه الزاماً از نظرگاه نوعى كلام فلسفى بلكه به نحو ماورايى نگاه نكرده و ابعاد غيرمادى آنها را تا اين اندازه در نظر نداشته اند. خواننده در رمان هاى داستايوفسكى با نمونه هايى از حالات متقابل و متضاد انسان روبه رو مى شود كه حاكى از كوششى مستمر اعم از مؤثر و يا غير آن در جهت احراز شأن و منزلت از دست رفته اوست يا در هر صورت به نحوى براى تحقق بخشى آراى خود به آن متوسل شده است.
فئودور داستايوفسكى، در ۳۰ اكتبر ۱۸۲۱ به دنيا آمد و در ۹ فوريه ۱۸۸۱ درگذشت. ويژگى منحصر به فرد آثار وى روانكاوى و بررسى زواياى روانى شخصيت هاى داستان است. سوررئاليست ها مانيفست خود را بر اساس نوشته هاى داستايوفسكى ارائه كردند. اكثر داستان هاى وى همچون شخصيت خودش سرگذشت مردمى است، عصيان زده، بيمار و روان پريش. از آثارش مى توان به برادران كارامازوف، جنايت و مكافات، ابله، قمارباز، جن زدگان(تسخير شدگان) و خاطرات خانه مردگان اشاره كرد. دكتر كريم مجتهدى استاد فلسفه دانشگاه تهران است. اغلب آثار وى ذيل موضوعات فلسفى محض قرار دارد و اين نخستين بار است كه ايشان كتابى در حوزه ادبيات نيز منتشر كرده است.

«بوطيقا» براى چهارمين بار ترجمه شد
364128.jpg
«بوطيقا» اثر ارسطو، فيلسوف يونانى، با ترجمه هلن اوليايى نيا از سوى نشر فردا منتشر شد.
به گزارش مهر، «بوطيقا» اثر ارسطو، يكى از كهن ترين و مهم ترين رسالاتى است كه درباره شعر و انواع آن در روزگاران باستان نوشته شده و امروز به دست ما رسيده است. همچنين با توجه به ارتباط تنگاتنگ شعر و نمايش در يونان باستان، اين رساله به عنوان مرجعى مهم براى مطالعه در هنرهاى نمايشى مطرح است.
اين متن در طول ادوار تاريخى مورد توجه دانشمندان مختلف قرار گرفته و در دوره اسلامى نيز ترجمه هايى از آن صورت گرفته و شروحى بر آن نوشته شد. دشوارى نسبى متن رساله در برخى از مواضع باعث شده است تا ترجمه آن چندان آسان نباشد و به همين دليل، گاهى در يك زبان، چندين ترجمه از آن منتشر شده است چنان كه در زبان فارسى نيز شاهد چند ترجمه از آن بوده ايم. اين متن پيش از اين در سال ۱۳۳۷ از سوى دكتر فتح الله مجتبايى ترجمه شده بود. همچنين ترجمه ديگرى از دكتر عبدالحسين زرين كوب و همچنين ترجمه اى از سهيل افغان منتشر شده است. بعدها دكتر زرين كوب ، همان ترجمه را مورد بازبينى قرار داده و در سال ۱۳۶۹ با عنوان ارسطو و فن شعر در تهران منتشر كرد. مترجم در گفتار آغازين كتاب، يادآور شده است كه هدف اصلى وى از ترجمه دوباره اين رساله، ارائه متنى روان و قابل درك - بخصوص براى دانشجويان- بوده است و براى اين كار، ترجمه هاى انگليسى ديگرى را نيز مورد بررسى قرار داده است. در بخش پايانى چاپ حاضر، رساله اى با عنوان « تحليلى بر بوطيقا» به قلم فرانسيس فرگوسن درج شده است.
كتاب انديشه
حسين على (ع)
364170.jpg
* نويسنده : م . مؤيد
* ناشر : شركت چاپ و نشر بين الملل
حسين على عنوان كتابى است پيرامون حادثه كربلا و شخصيت اباعبدالله الحسين (ع) با تفاوت هايى آشكار در شيوه نگارش و پژوهش، نويسنده
(م - مؤيد) سبك نگارش متون كهن و كلاسيك ادبيات فارسى را برگزيده و قرائت آن حلاوت آثار ناصرخسرو و سعدى را در ذائقه مى نشاند و شيوه پژوهش نگارنده وسواس مورخين به نام را در خاطر مى آورد و در سطر سطر نوشته هايش از مسعودى، بلاذرى، ابن كثير، طبرى، ابن سعد، ابن اثير، خوارزمى و خيلى كسان ديگر مى توان ردى يافت و به وثوق نوشته ها و آورده هايش دل و جان سپرد. حسين على نقبى است به حقيقت وجود اميرالمؤمنين على (ع) از طريق فرزندش حسين بن على (ع) همان كه غيرت و مهابت پدر را در نيمروز عاشورا به رخ جهانيان كشيد.
مؤلف در تزئين محتواى كتاب، صفحاتى را به نقل و نثر بزرگانى همچون شادروان جلال الدين همايى، احمد امين و ... آراسته و لابه لاى مطالب را با قطعاتى زيبا از اشعار حماسى زينت بخشيده است.
على ايحال حسين على رمان گونه اى است متعهد به متون تاريخى كه خواننده را در عين آشنا كردن با ابعاد حماسى يكى از معصومين والا و دميدن روح غيرت و شهامت، در دريايى از لذات معنوى نيز فرو مى برد.
(م - مؤيد) را پيش از اين به عنوان شاعرى توانا مى شناختم و با طراحى حسين على بى شك او نام خود را در رديف نثرنويسان موفق به ثبت رسانيده و فخر ديگرى بر افتخاراتش افزوده است. اين مجموعه نفيس را شركت چاپ و نشر بين الملل وابسته به انتشارات اميركبير به زيور طبع آراسته و در ۶۱۰ صفحه قطع رقعى و با بهاى ۵۵۰۰ تومان در دسترس عموم قرار داده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |