چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۸ جمادى الاول ۱۴۲۹
Wed, May 14, 2008
جوان
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
فرهنگ و پايدارى
دانشگاه
ماجرا
خانواده
چشم انداز
گزارش جوان از نگرش نسل امروز براى تغيير محيط پيرامونش
مثل ستاره
سه روز ديگر (۲۸ ارديبهشت) تولد حكيم عمر خيام است
چشم انداز
درس هايى از شازده كوچولو
364161.jpg
• تهمينه مهربانى

كتاب شازده كوچولوى سنت اگزوپرى حجيم نيست، اما همه مكان ها و زمان ها را در خود نهفته و در سياره اى كوچك، كل عالميان و آدميان را گرد هم آورده است. در ميان شخصيت هاى بسيار موجز، دقيق و گوياى اين كتاب، مرد ميخواره اى هست كه «مى مى نوشد تا فراموش كند كه مست است». به نظر مى رسد دنياى كنونى ما پر شده است از اين نوع افراد كه مى خوابند تا كارى نكنند كه خسته شوند و خوابشان بگيرد! قرص مى خورند كه بخوابند و مى خوابند كه كابوس ببينند، غر مى زنند تا يادشان نرود كه هنوز جزو آمار زنده ها هستند و تمام لحظات زندگى رابه «مردگى» سپرى مى كنند.
يك جور اداى زندگى را درآوردن، وقت كشى هاى خطرناك، مصرف بى حساب و كتاب، بى نظمى و تنبلى همراه با ادعاهاى بزرگ، توهم «كسى بودن» و «كسى شدن» بدون ضرورت تلاش و زحمت و قناعت، سرطانى است كه بخش زيادى از جامعه ما را گرفتار كرده است. اين كه انسان بخواهد ديده شود و به او توجه كنند، دست كم تا زمانى كه از نظر روحى به استغناى لازم براى احساس بى نيازى از محبت و لطف هر كسى غير ازخدا، نرسيده باشد، امرى طبيعى و در حد معقول آن، پذيرفتنى است، ولى اين كه انسان براى انجام هيچ كارى، اعم از امور روزمره تا كارهاى متوسط و بزرگ كمترين زحمتى به خود ندهد و از كوچك ترين هنر و مهارتى هم بى بهره باشد و توقع تحسين و تقدير و آفرين و پيشرفت مادى هم داشته باشد، به هيچ وجه با عقل جور درنمى آيد. طرفه آن كه در چنين شرايطى هستند كسانى كه انصافاً از استعداد و ذوق و هوش هم كمترين بهره اى نبرده اند و صرفاً براساس روابط ناسالم اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى، ظاهراً صاحب شأن و مقامى هم شده اند و البته اين شأن كه از جنس برف زمستانى است، با اولين آفتاب تموز صداقت و آگاهى، آب مى شود و روسياهى اش به زغال مى ماند، ولى تا آن آفتاب بيايد و بتابد، برف مذكور فرصت كافى دارد تا ارزش ها را در اذهان انسان هايى كه تجربه و آگاهى كافى ندارند، به ضدارزش هايى تبديل كند كه درمان آن وقت و انرژى و حسى را از بين مى برد كه بايد در جاهاى بهترى مصرف شود و معلوم نيست كه كار به سامان برسد. به قول سعدى عليه الرحمه: بناى ظلم چنين رفيع نبود، اندك اندك برآن افزودند تا چنين رفيع شد. (نقل به مضمون).
گزارش جوان از نگرش نسل امروز براى تغيير محيط پيرامونش
جوانى و سرپرسودا و انفعال !
364134.jpg
«بيشتر جوان هاى ايرانى در برابر محرك هاى بيرونى انفعالى هستند» پذيرفتن اين عبارت در نگاه نخست براى ما جوان هايى كه به نوعى كله داغ و سرپرسودايى داريم، چندان راحت نيست ولى اين عبارتى است كه برخى ها با صراحت آن را در ميزگردها، همايش هاى مختلف و يا تريبون هاى ديگر اعلام مى كنند.به اعتقاد آنان بى تفاوتى و انفعالى بودن برخى جوانان موجب شكل گيرى انواع و اقسام آسيب هاى اجتماعى شده است كه مقصر اصلى آن، خود جوان ها هستند. اما عده اى نيز ديدگاه كاملاً متفاوتى دارند، آنان مى گويند عصر تأثيرپذيرى جوان ها به سر آمده است و امروز اين جوانان هستند كه بر اطراف خود تأثير مى گذارند. در حقيقت بايد پرسيد نسل امروز چه برنامه ها و نگرش هايى را براى تغيير محيط پيرامون خود آغاز كرده است و آيا موفق خواهد شد تا اين نگاه غلط را اصلاح كند. در همايش ملى آسيب شناسى مسائل جوانان ميزگردى با عنوان «آسيب شناسى اجتماعى جوانان» تشكيل شد كه شركت كنندگان در اين ميزگرد به ارائه ديدگاه ها و نظرات خود در اين باره پرداختند. آنچه مى خوانيد گزيده اى از نظرات ارائه شده در اين ميزگرد است.
* جوان نرمال ، مشاركت فعال دارد
دكتر سهايى زاده استاد بخش جامعه شناسى دانشگاه شيراز با بيان اين كه هر جوانى داراى شش جنبه بهنجار شخصيتى است و بايد به اين جنبه ها به يك اندازه پرداخته شود، مى گويد: «اين شش جنبه عبارتند از جنبه بيولوژيك، روانى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى كه هر يك به نوعى تعيين كننده اند و ديگر جنبه ها را نيز تحت تأثير قرار مى دهند. بنابراين براى شكل گيرى يك شخصيت بهنجار در جوانان لازم است كه به هر يك از اين جنبه ها به يك اندازه پرداخته شود.
براى مثال اگر جوانى فقط درس بخواند و از نظر جسمى و روانى خود را تقويت نكند، از شخصيت نرمالى برخوردار نخواهد بود و به طور حتم دچار نقص رفتارى مى شود.» وى معتقد است كه جوانان بايد در هر زمينه اى صاحبنظر باشند. اين كه برخى افراد فقط به صرف دانشگاه رفتن، درس مى خوانند و بعد از ورود به دانشگاه هم سرشان در لاك خودشان است، چندان جالب نيست. دانشجو بايد نسبت به آنچه در اطرافش در جريان است، حساسيت نشان دهد و خنثى نباشد.در حقيقت جوانى نرمال است كه در همه فعاليت هاى اجتماعى، فرهنگى، سياسى، ورزشى، هنرى و مذهبى به يك اندازه مشاركت فعال به دور از هرگونه افراط و تفريط داشته باشد.
برخى صاحبنظران معتقدند كه جوانان امروزى در كشاكش ميان يك نيروى درونى و بيرونى قرار دارند، در حقيقت هر يك از اين نيروها با همه توان، جوان را به سمت خود مى كشند.
بنابراين اگر پتانسيل درونى جوانان كه شامل استعدادها و توانايى هاى ذاتى آنان است را ناديده بگيريم، جوان مقهور نيروهايى مى شود كه از بيرون او را تحت فشار قرار مى دهند.
* ابزار غرب؛ تبليغ با روى گشاده
دكتر مقدس، استاد بخش جامعه شناسى دانشگاه شيراز از نيروهاى بيرونى به عنوان عرصه هاى جهانى و از نيروهاى درونى نيز به عنوان عرصه هاى فردى، خانوادگى و محيطى ياد مى كند و معتقد است: «هم اكنون عرصه جهانى كه دنياى مجازى، فناورى اطلاعات، تكنولوژى و بازار اقتصادى را شامل مى شود با روى گشاده به استقبال جوانان ايرانى رفته است و سعى دارد با تزريق شيوه و سبك زندگى، ارائه الگو، تبليغات فرهنگى و اعتقادى آنان را به سوى خود جذب كند.همچنين در سويى ديگر عرصه هاى درونى از جمله عرصه نيازهاى جوان مثل مذهب، سياست، اشتغال، درآمد، مسكن و ازدواج قرار دارد كه جوانان را تحت تأثير قرار مى دهد. بنابراين اگر نيازهاى جوان در درون جامعه برآورده نشود، آنان به راحتى به سمت عرصه هاى بيرونى سوق پيدا مى كنند تا خلأ ايجاد شده را پركنند.»
البته دكتر مقدس تأكيد مى كند كه براى اين كه جوان بر سر دوراهى عرصه هاى بيرونى و درونى قرار نگيرد، بايد ميان اين دو عرصه هماهنگى و تعادل ايجاد شود، براى مثال اگر ما جوانان را به سمت ساده زيستى و قناعت تشويق كنيم اما جامعه جهانى هر روز مصرف گرايى را تبليغ و تشديد كند، جوان دچار نوعى سردرگمى و تعارض مى شود. بنابراين بهتر است ساده زيستى را براى جوانان براساس معيارهاى منطقى و اصولى بازتعريف و ارائه كنيم.وى اضافه مى كند: «بايد عرصه هايى كه از نظر روانى و فرهنگى جوانان را زير فشار قرار مى دهد و يا موجب تشديد تعارض و مقاومت هاى كج رفتارى در آنان مى شود، شناسايى و كانال ها، زنجيره ها و باندهاى ارتباطى را قطع كرد، چرا كه بيشتر بى تفاوتى هاى فرهنگى و سياسى در جوانان ناشى از فشارهاى تبليغاتى است.»
به گفته اين جامعه شناس هم اكنون برخى جوانان از عرصه خانوادگى و سنتى به علت تبليغ سبك زندگى مدرن فاصله گرفته اند و چگونگى ارضاى نيازهايشان از جمله اشتغال و ازدواج را خود تعيين مى كنند. در حقيقت امروز عرصه جهانى با تبليغ الگوهاى متعدد و متنوع، گزينه هاى فراوانى را براى انتخاب پيش روى جوانان قرار داده است.بنابراين لازم است در ارائه الگوهاى داخلى و بومى توجه بيشترى شود.
* جوان در برابر رسانه ها منفعل نيست
برخلاف عده اى كه مى گويند جوان امروز مقهور و محصور رسانه هاست و بايد در انتخاب رسانه اى او دقت شود، برخى ها نيز معتقدند كه عصر مغلوب بودن رسانه ها تمام شده است و امروز اين رسانه ها هستند كه در برابر انتخاب هاى متعدد افراد مغلوب شده اند.
دكتر محسنيان راد جامعه شناس با انتقاد از اين كه عصر مغلوب بودن رسانه ها تمام شده است، در اين باره مى گويد: «حدود ۱۲ سال پيش در كنفرانسى در سيدنى استراليا، يك مدرس ارتباطات سخنى گفت كه بسيار بردلم نشست، او معتقد بود «عصرى كه بايد سؤال كنيم رسانه ها با ما چه مى كنند، تمام شد، امروز بايد بپرسيم كه ما با رسانه ها چه مى كنيم!»
وى با تأكيد بر اين كه نبايد جوان را موجودى ناتوان در برابر رسانه ها دانست، توضيح مى دهد: «جوان موجودى فعال، پرانرژى و با استعداد است و خود تشخيص مى دهد كه با توجه به اعتقادات و نگرش هايش، چه چيزى خوب و چه چيزى بد است.بنابراين نبايد او را در برابر رسانه هاى غربى موجودى انفعالى دانست كه در برابر هر محركى سريع واكنش مثبت نشان مى دهد.»
در حقيقت به اعتقاد دكتر محسنيان راد دوره اى كه فقط رسانه ها خوراك جوانان را تأمين مى كردند به پايان رسيده است و اكنون بايد ياد بگيريم كه در برابر خوراك هر روزه رسانه ها چگونه رفتار كنيم.به اعتقاد برخى صاحب نظران در حال حاضر مهم ترين راه حل براى جلوگيرى از تهاجم فرهنگى، تأمين نيازهاى فرهنگى جوانان در داخل كشور است و تا زمانى كه اين نگاه در جامعه به وجود نيايد، هيچ مسئله اى درست نخواهد شد، پديده مد در اصل خوب و پسنديده است و حتى موجب تغييرات مثبتى در زندگى جوانان مى شود اما اين كه اين مد از طريق ماهواره ها و يا خارج از كشور تبليغ شود، اشتباه خواهد بود و بايد مبدأ آن داخلى و بومى باشد.
مثل ستاره
سه روز ديگر (۲۸ ارديبهشت) تولد حكيم عمر خيام است
منجم، رياضيدان، شاعر
با شخصيت لايه لايه اش
حكيم عمر خيام در ايران و بسيارى از كشورهاى جهان به عنوان سراينده رباعيات نغز شناخته شده است، در حالى كه مرتبت علمى او بويژه در علوم رياضى و نجوم، بسيار ارزنده و والاست، او به حق شخصيتى چند لايه دارد و از آنجا كه معاشران وى از طيف هاى گوناگون اجتماع بوده اند، شناخت خيام چندان آسان نيست. جالب اينجاست كه در مأخذى كه تا ۲۰۰ سال پس از درگذشت خيام تأليف شده، از او به عنوان يك شاعر ياد نشده است. قديمى ترين مأخذى كه در آن به خيام اشاره شده، چهار مقاله عروضى سمرقندى است كه در آن منحصراً درباره منجم بودن خيام سخن گفته شده و به اين كه خيام به برداشت هاى روز درباره علم نجوم كه شامل تعيين ساعات سعد و نحس براى پادشاهان بود، اعتقاد نداشت و مى گفت منجمى كه به اين كار مى پردازد يا بايد ديوانه باشد يا خوش شانس! در تذكره هاى مهمى چون لباب الالباب (قرن۷) نامى از خيام برده نشده و در تذكره دولتشاه سمرقندى (قرن۹) فقط اشاره كوتاهى به او شده است. در كتاب كشف الذنون حاج خليفه هم زير عنوان «زيج ملكشاهى» به نام خيام اشاره شده است، بنابراين مشاهده مى كنيم كه تا دو قرن پس از فوت خيام، هر جا كه به او اشاره شده، به عنوان فيلسوف، رياضيدان و منجم مطرح بوده است.
قديمى ترين مأخذى كه در آن شعرى از خيام نقل شده، هرچند بر بعد شاعرى او تكيه نشده، كتاب مرصادالعباد نجم رازى است كه در سال،۶۲۰ يعنى حدود ۱۰۰ سال بعد از درگذشت خيام نوشته شده و هدف هم اثبات دهرى بودن خيام به زعم آنان بوده است. بى ترديد معلومات و آگاهى شاعر در كنار زمينه هاى فرهنگى فردى و اجتماعى وى بر شعرش تأثير مى گذارد و از آنجا كه خيام مردى حكيم و دانشمند است، اندك رباعى هاى او از لحاظ مقبوليت و شهرت بيش از صدها رباعى شعراى ديگر، ماندگارى پيدا مى كند و لذا هر كس كه مى خواهد رباعى بخواند و بشنود، سراغ كسى جز خيام نمى رود، در حالى كه تاريخ ادبيات ايران سرشار است از رباعى هاى فراوانى كه حتى شعراى گرانسنگى چون مولانا سروده اند. همين امر، عمق انديشه هاى فلسفى و وسعت نظر خيام را كه متكى بر دانش عميق و گسترده او به علوم گوناگون، بويژه رياضى و نجوم است، نشان مى دهد. خيام هرگز ادعاى شاعرى نداشت و شاعر بودن در نگاه انديشمند او، وزن و پايه و مرتبتى نيز نداشت، زيرا شاعران در عهد او و بسيارى از دوران ها، شعر را وسيله كاسبى قرار داده بودند و در واقع جيره خوار سلاطين بوده اند، در حالى كه شأن و مرتبه دانشمند بلندپايه اى چون خيام، اساساً با چنين امورى در تضاد و تعارض آشكار است. خيام اين رباعى ها را در خلوت يا در محافل انس دوستان مى خوانده و قصد او «شاعر بودن» به معناى رايج نبوده، ليكن رباعيات او به دليل بديع بودن و عمق معنا و بلندى انديشه، به سرعت در ميان اقشار مختلف جامعه اعم از باسواد و بيسواد پخش شد و ذهن همه را به خود مشغول داشت. چنين به نظر مى رسد كه شعر گفتن، براى ذهن پرتلاش و نقاد خيام، در حكم نوعى استراحت بوده است.
جالب اينجاست كه خيام نزد رياضيدانان به علت ابتكارات بديعش در رياضى و جبر، فقط بدين صفت شناخته و نزد كسانى كه با شعر سر و كار دارند، شاعر شمرده مى شود. بديهى است كه انديشه خيام كه در شعر او متجلى است، هرگز كهنه نمى شود، اما علم وى به علت پيشرفت علوم، شايد كمتر مطرح شود وبه همين علت بعد شاعرى او بر ساير ابعاد علمى اش غلبه پيدا كرده است. خيام سؤالات هميشگى بشرى را در رباعيات خود مطرح ساخته است؛ اينكه ما از كجا آمده ايم و چرا و به كجا مى رويم و اختيار ما براى «چگونه بودنمان» تا چه پايه است و حيرت و عقل چه نقشى درحيات آدمى دارند، ارتباط ما با هستى چگونه تعريف مى شود و هزاران پرسش از اين دست، كهنگى نمى پذيرند و تا انسان وجود دارد، پيوسته اين پرسش ها مطرح خواهد بود.خيام، حكيمى ژرف انديش و عالمى جست وجوگر است و لذا برخورد او با هستى، برخوردى عقلايى است، اما مخاطبان وى كه غالباً توانايى و كفايت «عاقلانه انديشيدن» و «ژرف انديشى» را ندارند، ناتوانى خود را به رباعيات او نسبت مى دهند و بى آنكه براى يافتن پاسخ سؤالاتى كه خيام مطرح مى سازد، خود را به زحمت بيندازند، از اشعار وى نوعى «دم غنيمتى» و «بى خيالى» افيونى را نتيجه گيرى و خيال خودشان را راحت مى كنند، در حالى كه انديشه عارى از مسئوليت، علم و تعقل، نسبتى با خيام حكيم و فرزانه ندارد. خيام بسيار صريح و بى استعاره بر زشتى ها مى تازد، صراحتى كه به مذاق بسيارى خوش نيامده و با زدن اتهاماتى از قبيل «دهرى بودن» به خيال خود پرونده او را بسته اند، در حالى كه او همچنان استوار خواهد گفت كه: آنان كه محيط فضل و آداب شدند‎/ در جمع كمال، شمع اصحاب شدند‎/ ره زين شب تاريك نبردند برون‎/ گفتند فسانه اى ودر خواب شدند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |