شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱ جمادى الاول ۱۴۲۹
Sat, May 17, 2008
رودررو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
حقوقى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
گفت وگو با دكتر مهدى گلشنى، رئيس پژوهشگاه
« علوم انسانى و مطالعات فرهنگى »
نقد و نظر
حسن بلخارى در همايش «پيامبر اسلام(ص) عرفان و معنويت نو»:
گفت وگو با دكتر مهدى گلشنى، رئيس پژوهشگاه
« علوم انسانى و مطالعات فرهنگى »
فلسفى پيش از تجربى
364611.jpg
عليرضا سميعى ‎/ بخش دوم

«پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، بى شك در ميان نهادهاى پژوهشى علوم انسانى جايگاهى غيرقابل انكار دارد. حتى مى توان گفت كه فعاليت هاى اميدواركننده اى در آن روى مى دهد و به علاوه اساتيد و پژوهشگران خوبى را در خود جاى داده است. با اين همه يك ضعف فراگير در نهادهاى پژوهشى كشور هست كه «پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى» نيز از آن مستثنى نيست. ما به «بحران تفكر» دچاريم و در موقعيت فعلى به «توليد فكر» نياز داريم اما در پژوهشگاه هاى كشور كمتر چنين واقعه اى روى مى دهد. اين دغدغه ها ما را بر آن داشت تا با دكتر مهدى گلشنى رئيس اين پژوهشگاه گفت وگويى انجام دهيم. بخش نخست اين گفت وگو را ديروز خوانديد و اكنون بخش دوم آن پيش روى شماست.
پژوهشگاه شما چه تفاوتى با ساير پژوهشگاه ها و فرهنگستان ها دارد
كار فرهنگستان بحث در كليات كشور است. تعدادى طرح تحقيقاتى را نيز به گروه هايش مى سپارد تا انجام شود. نقش آنها بيشتر ارشادى است كه به گمان من وظيفه خود را چندان انجام نداده اند. ما اينجا مستقيماً درگير تحقيق هستيم. گذشته از اين نوع كار ما با ديگران تفاوت دارد. مثلاً رشته هايى كه در اينجا دنبال مى شود با آنچه در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه مورد تحقيق قرار مى گيرد، متفاوت است. اما آنچه بسيار مهم مى دانم و همواره يكى از آرزوهاى من محسوب مى شده، همكارى ميان پژوهشگاه ها و دانشگاه هاست. ما نبايد به يكديگر به چشم رقيب يا كسى كه جاى ما را تنگ مى كند، نگاه كنيم. در اينجا تلاش ما اين بود تا با ديگران گفت وگو و همكارى داشته باشيم. هم اكنون گروه هاى ما با مراكز علمى و پژوهشى همكارى دارند و ما از همكارى بيشتر استقبال مى كنيم.
يكى از مسائل مرتبط به اين موضوع انجام كارهاى موازى به دليل بى اطلاعى و عدم همكارى است. آيا تا به حال قدمى در مرتفع كردن آن برداشته ايد
متأسفانه نظر شما در مورد موازى كارى درست است. شايد به اين خاطر است كه هر مركزى تلاش مى كند، فقط خودش را نشان دهد. در خارج از ايران كار گروهى و حتى پروژه هايى با همكارى دانشگاه هاى بزرگ فراوان ديده مى شود. اخلاق انزواگرايانه رايج در ايران محققين و دانشمندان را نيز شامل مى شود. مى بايست اين مشكل را بزودى حل كنيم. زمانى كه به ديدن رئيس فرهنگستان علوم در چين رفته بودم، او يكى از امتيازات خود را توفيق در كارهاى گروهى مى دانست.
ممكن است نمودار سازمانى خود را به صورت خلاصه تشريح كنيد
در لايه اول شوراى پژوهشى قرار دارد كه هر پژوهشكده يا گروه تحقيقى يك نماينده در آن دارد. در اين شورا راجع به طرح هاى پژوهشى مباحث جدى صورت مى گيرد و تصميم سازى مى شود. سپس پژوهشكده ها هستند كه طرح هاى خود را براى تصويب به شوراى پژوهشى مى فرستند. گروه هاى تحقيقاتى نيز به همين منوال عمل مى نمايند. آنگاه پس از تصويب، پروژه به مرحله اجرا گذاشته مى شود.
گروه ها چه تفاوتى با پژوهشكده ها دارند
سرگروه ها مى توانند تبديل به پژوهشكده بشوند؛ مثلاً، گروه هاى علوم سياسى، گروه انديشه سياسى و گروه دين و سياست و فلسفه سياسى را تبديل به پژوهشكده كرديم. البته گاهى گروه ها بسيار فعال و اثرگذار عمل مى كنند حتى وقتى هنوز پژوهشكده نيستند.
از نظر شما كداميك از گروه ها يا پژوهشكده ها بهتر عمل كرده اند
پژوهشكده زبان شناسى، پژوهشكده ادبيات و علوم اجتماعى و پژوهشكده تاريخ على رغم نفرات كم، فعال و پركار هستند. گروه هاى تحقيقاتى انديشه سياسى و غرب شناسى نيز بسيار فعال بوده اند. گروه علم و دين نيز زيرنظر من مشغول به كار است.
جايگاه پژوهشگاه در عرصه بين المللى چگونه است
قبل از هرچيز بايد بگويم كه اساساً در بيشتر كشورهاى دنيا پژوهشگاه ها بسيار اثرگذار هستند. مثلاً در هندوستان پژوهشگاه ها از دانشگاه ها مهمتر هستند.
اما درباره شهرت پژوهشگاه ها در جهان بايد بگويم كه با محدوديت زبان روبه رو هستيم. يعنى تنها مخاطبان ما فارسى زبان ها هستند. براى ارتباط علمى با ساير كشورها بايد هزينه هايى را بپردازيم كه موقوف به كمك هاى مالى است. ما مجله اى به زبان عربى داريم كه در جهان اسلام شناخته شده است و از مصر و سودان مقالاتى براى چاپ در آن مى فرستند. اخيراً تلاش كرديم كه يك مجله به زبان انگليسى منتشر كنيم تا در محيط هاى انگليسى زبان شناخته شويم. اعتبارى كه هم اكنون داريم، مربوط به مقالات انگليسى اى است كه از طريق پژوهشگاه به خارج از ايران فرستاده ايم.
از مجلات خود بگوييد
يكى مجله فرهنگ است كه از پيش از حضور من به چاپ مى رسد.
هر شماره به يك موضوع تحقيقاتى اختصاص مى يابد. از جمله ادبيات، غرب شناسى، سياست دو ويژه نامه خواجه نصير و خيام نيز منتشر شده است. اين مجله هر سه ماه يك بار منتشر مى شود و نمى دانم به چه دليلى به جز بخش تاريخ اش شامل امتياز
«علمى ـ پژوهشى» بودن نشده است. ما هنوز بر سر اين بى عدالتى با وزارت علوم در حال چانه زنى هستيم. آنها معتقدند كه مجله بايد به صورت كاملاً تخصصى به يك رشته مثلاً فلسفه يا اقتصاد بپردازد. مجله ديگر «آفاق الحضارة الاسلاميه» است كه دو بار در سال منتشر مى شود و تا به حال ۲۵ شماره از آن بيرون آمده است. مجله ديگرى نيز مخصوص نقد داريم و به دنبال آن هستيم تا در آن كتاب هاى علوم انسانى را در همه حوزه ها از مديريت، اقتصاد و... مورد نقد قرار دهيم. اين مجله نيز هنوز مشمول امتياز علمى ـ پژوهشى نشده است. مجله ديگر مانامه علم و دين است كه در واقع به نشر اطلاعات ترويجى مى پردازد. همان طور كه قبلاً گفتم يك مجله انگليسى به نام آفاق تفكر و تمدن اسلامى را تصويب كرده ايم. بنا داريم در اين مجله نشان دهيم كه چگونه مى توان تمدن اسلامى را احيا كرد. مجلات انگليسى تا به حال در ايران موفق نبوده اند، زيرا مورد حمايت دانشمندان انگليسى واقع نشدند. دانشمندان ما ترجيح مى دهند مقالات خود را به خارج از ايران بفرستند. بايد هشدار دهم كه در صورت ادامه اين وضعيت همواره نوآورى هاى ما به بيرون از ايران منتقل مى شوند.
سياست نشر كتاب در پژوهشگاه بر چه اساسى استوار است
ما هر كتاب ارزشمندى را در حوزه علوم انسانى چاپ مى كنيم، حتى اگر پژوهشگاه مربوط به آن رشته را نداشته باشيم، به شرط آنكه احساس كنيم كه داراى نوآورى است يا دانشى را در حوزه خود اضافه مى كند. يك شوراى انتشارات داريم كه اساتيد برخى از دانشگاه ها در آن به كار بررسى كتاب ها مشغول هستند. بنابراين كتاب هايى چاپ مى شوند كه يا در مرزهاى دانش باشند يا فقدان آن احساس شود.
به نظر مى رسد فعاليت شما در حوزه نشر به تازگى بيشتر شده است
البته هميشه فعال بوده ايم، اما در چهار سال اخير سرعت بيشترى داشته ايم. چون گشايشى در بودجه به وجود آمد و انتشارات ما نيز فعال تر شد. از طرف ديگر دانشگاه هاى مختلف مراجعه كردند و حتى چاپخانه ها هم همكارى بيشترى نمودند. همه چيز دست به دست هم داد تا در چند سال اخير فعال تر باشيم.
نقد و نظر
حسن بلخارى در همايش «پيامبر اسلام(ص) عرفان و معنويت نو»:
اشتراك عرفان هاى مختلف به معناى ائتلاف آنها نيست
364662.jpg
حسن بلخارى قهى در مراسم اختتاميه همايش علمى «پيامبر اسلام(ص) عرفان و معنويت نو» كه ۲۳ ارديبهشت ماه در تالار علامه امينى دانشگاه تهران برگزار شد، با مطرح كردن سؤالى سخنان خود را آغاز كرد: آيا متدين و متشرع به يك مذهب، فى نفسه قادر به نقد ديگر اديان است يا خير، و اگر نقد كند آن نقد را مى توان علمى دانست به گزارش فارس، بلخارى در اين رابطه گفت:ما گاهى با نقد دين هاى ديگر، به اثبات دين خود مى پردازيم، در صورتى كه براى اثبات دين خود نياز به اين ها نيست. اين استاد دانشگاه ادامه داد: ما امروز دو نوع عرفان داريم؛ يك عرفان حاصل معرفت و شناخت است و يك عرفان حاصل پارسايى و زهد است. نتايج اين دو عرفان متفاوت است. عرفانى كه حاصل معرفت است توهم ايجاد نمى كند و منحرف نمى شود اما عرفانى كه حاصل زهد بدون معرفت است يقيناً منحرف مى شود. امروزه در غرب عرفان هاى انحرافى حاصل اعمالى است كه بدون معرفت هستند، مثل يوگا. يوگا در تفكر برخى جوانان ايرانى بيشتر انجام اعمال خاص ورزشى است اما كسانى كه انديشه هاى هندى را خوانده اند مى دانند كه در هند ۹ مكتب نظرى داريم كه ديدگاه شهودى را مطرح مى كنند و از اين ميان ۶ مكتب خدامحوراند و ۳ مكتب خدا را قبول ندارند. يكى از اين ۶ مكتب نظرى يوگا است.
وى افزود: ما در شرق چند مذهب اصلى داريم كه يكى اسلام است. تقريباً هيچ كشور شرقى را پيدا نمى كنيد كه در آن اسلام وجود نداشته باشد، بعد هندوئيسم، بوديسم، كنفوسيوئيسم، تائويسم و شينتو. ميان اين اديان و مذاهب اشتراكات زيادى است. من اشتراكات اين اديان را در چندين كتابم ذكر كرده ام. ابتدا يك محقق عالم كه مى خواهد درباره اديان تحقيق كند بايد مشتركات را بشناسد. اين اشتراكات دال بر اين نيست كه ما دين خود را كنار بگذاريم و سراغ آنها برويم چون نقاط افراق بسيارى وجود دارد. محققان و متفكران اديان، در نظام بندى و مطالعه تطبيقى بين مذاهب و مشارب فلسفى و عرفانى جهان شرق، به تمايزى ماهوى و مطلق بين اين مذاهب معتقد نيستند. وى افزود: اين پيوند و نزديكى از يك ديدگاه، محصول تأثير و تأثرات اين مذاهب بر يكديگر به دليل تقريب و تقرب جغرافيايى است و از ديدگاهى ديگر، نه تأثير و تأثر جغرافيايى كه بنا به توارد بنمايه اى واحد اين مذاهب و مشارب را به هم پيوند زده است. بلخارى در پايان گفت: آنچه كه مى شود در پيرامون بررسى تطبيقى عرفان ها گفت بسيار دامنه دار است و به اشتراكات بسيارى مى رسيم. اما اين اشتراكات نبايد به معنى ائتلاف اين اديان تلقى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |