سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۱ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 27, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
عصر يكشنبه رخ داد
• دو كارخانه توليد مواد شوينده
درشهرك صنعتى اراك در
انفجار پياپى نابود شدند
انتقام شبانه از شوهر
گروه حوادث ـ زن كينه جو كه پس از سال ها زندگى مشترك از بداخلاقى و تندخويى هاى شوهرش به ستوه آمده بود نيمه هاى شب همسرش را در خواب سوزاند.
به گزارش خبرنگار ما و براساس محتويات پرونده ساعت ۲ بامداد ۱۸ ارديبهشت سال گذشته پسر جوانى پيكر سوخته پدرش «رحيم» را به بخش اورژانس بيمارستانى در اسلامشهر رساند. مرد ميانسال بلافاصله به خاطر سوختگى شديد صورت و بدنش تحت مداوا قرار گرفت. اما از آنجا كه قادر به حرف زدن نبود، مسئولان بخش اورژانس، پليس را در جريان آسيب ديدگى مشكوك وى قرار دادند.
روز پس از اين حادثه برادر «رحيم» با مراجعه به دادسرا از همسر برادرش شكايت كرد. با طرح اين شكايت، زن ميانسال با دستور بازپرس پرونده بازداشت و تحت بازجويى قرار گرفت. اما او با بى گناه خواندن خود گفت: «نيمه هاى شب طبق معمول با شوهرم جر و بحث كرديم. من هم به خانه همسايه پناه بردم و نمى دانم او چرا و به چه دليل سوخته است. » بدين ترتيب زن همسايه به عنوان شاهد به دادسرا احضار شد و گفت: اين زوج در طول زندگى مشتركشان دائم با هم درگير هستند. آن شب هم زن هراسان در خانه ما را كوبيد و ناچار پناهش داديم. اما از ماجراى سوزاندن شوهرش چيزى نمى دانيم. در حالى كه چگونگى وقوع حادثه در هاله اى از ابهام قرار داشت، «رحيم» با بهبودى نسبى لب به سخن گشود و گفت: من و همسرم كه چند فرزند هم داريم به خاطر اختلاف هاى شديد از مدت ها قبل در دو اتاق جداگانه و دور از هم زندگى مى كنيم. نيمه هاى شب در خواب بودم كه ناگهان احساس كردم بدنم مى سوزد. اول فكر كردم لوله تركيده و آب جوش روى بدنم ريخته است. اما وقتى چشم باز كردم زنم را ديدم كه پس از پاشيدن روغن داغ هراسان از اتاق بيرون دويد. همان موقع با فرياد پسرم را بيدار كردم. او هم مرا به بيمارستان رساند. پسرم تنها شاهد من است كه مادرش را هم در حال فرار ديده است. با اظهارات اين مرد، پسر وى به دادگاه احضار شد. اما در اين باره ابراز بى اطلاعى كرد. او به اختلاف هاى ديرينه و ريشه دار پدر و مادرش اشاره كرد و گفت: «پدر و مادرم هميشه با هم لجبازى و جر و بحث مى كنند. مادرم زنى شكاك است پدرم هم تندخو و بداخلاق. درگيرى آنها گاهى آنقدر شدت پيدا مى كند كه از هم شكايت مى كنند. سال ۸۵ هم با شكايت مادرم در دادسرا و ارائه گواهى پزشكى قانونى، پدرم به ۳ ماه زندان و پرداخت ديه محكوم شد. اما در مورد شب حادثه به خاطر آنكه شهادت من باعث شديدتر شدن اختلافات آنان و اعضاى خانواده مى شود بهتر مى دانم سكوت كنم و چيزى نگويم. بدين ترتيب قاضى شعبه دوم دادگاه چهاردانگه با توجه به انكار صريح زن و نبودن دلايل و شواهد كافى حكم به برائت زن داد. اما با اعتراض مرد به حكم دادگاه پرونده در شعبه نهم دادگاه تجديد نظر استان تهران تحت رسيدگى قرار گرفت. قاضى سيد محمد دهنوى - رئيس دادگاه - و ۲ قاضى مستشار پس از بررسى نهايى پرونده وارد شور شده و زن را عامل سوزاندن شبانه شوهرش دانستند. بدين ترتيب زن كينه جو به ۶ ماه زندان و پرداخت ۱۸ درصد ديه كامل انسان و ارش ناشى از سوختگى به شوهرش محكوم شد.
اعتراف به جنايت ساحلى
367059.jpg
گروه حوادث- «هرشب به خوابم مى آمد، چهره اش يك لحظه از جلوى چشمانم كنار نمى رفت وجدانم در عذاب بود. بالاخره هم تصميم گرفتم به قتل اعتراف كنم.»
پسرى كه ادعا مى كند عصر روز جمعه سوم خرداد، پسر ۲۵ ساله اى را در ساحل درياى خزر به قتل رسانده صبح ديروز با مراجعه به شعبه اول بازپرسى دادسراى جنايى تهران به بازپرس شاملو گفت: «من ناخواسته پسر جوانى را كشته ام. اين كار هم اتفاقى رخ داد. حالا هم بشدت عذاب وجدان دارم.» بازپرس شاملو از مهدى ۲۲ ساله خواست تا ماجرا را به طور كامل شرح دهد.
متهم به قتل گفت: «اهل اصفهان هستم اما در تهران كار مى كنم. چهارشنبه شب به اصفهان برگشتم و عصر پنجشنبه به بابلسر رفتم. مى خواستم چند روزى كنار دريا استراحت و تفريح كنم. بعد از ظهر جمعه كنار ساحل نشسته بودم كه پسر جوانى به من نزديك شد و سر صحبت را باز كرد، اما چند دقيقه بعد سر موضوعى جرو بحث مان شد و بعد هم به من توهين كرد. سرانجام با هم درگير شديم اما با مداخله مردم آشتى كرديم.
دقايقى بعد براى شنا به دريا رفتم كه او هم دنبالم آمد. ناگهان متوجه شدم مى خواهد مرا در آب خفه كند. بنابراين با لگد ضربه اى به سينه اش زدم كه بى حال زير آب رفت و ديگر بالا نيامد. من هم به سرعت از آب بيرون آمدم. چند ساعتى در شهر قدم زدم و دوباره به ساحل آمدم.
با ديدن لباس ها و وسايلش مطمئن شدم او غرق شده است. همان شب به تهران برگشتم، اما وجدانم ناراحت بود. از آن موقع هم يك لحظه راحت نبوده ام. بازپرس شاملو پس از شنيدن اعتراف هاى پسر جوان براى بررسى صحت ادعاهاى وى با دادگسترى بابلسر تماس گرفت، اما مسئولان دادگسترى اعلام كردند از روز جمعه تاكنون جسدى در منطقه كشف نشده است. با اين حال احتمال اين كه آب جسد را به نقطه ديگرى برده باشد وجود دارد.بدين ترتيب بازپرس جنايى تهران متهم و پرونده اش را همراه كارآگاهان به دادسراى بابلسر- محل وقوع حادثه- فرستاد تا در اين باره تحقيق و تصميم گيرى شود.
عصر يكشنبه رخ داد
۲۵ كشته در انفجار مهيب
۲ كارخانه اراك
• دو كارخانه توليد مواد شوينده
درشهرك صنعتى اراك در
انفجار پياپى نابود شدند
367113.jpg
گروه حوادث- محمد غمخوار، خبرنگار اعزامى: شمار قربانيان حادثه انفجار دو كارخانه در شهرك صنعتى شهيد بابايى اراك در حالى به ۲۵ تن رسيده كه حال اغلب مصدومان نيز وخيم اعلام شده است.
«حسن آصفرى» فرماندار اراك در گفت وگو با خبرنگار اعزامى «ايران» به محل حادثه در اين باره گفت: آتش نشانان و امدادگران در محل حادثه ۲۰ جسد كشف كرده اند كه اجساد قربانيان به بهشت زهراى اراك منتقل شد. از صبح ديروز هم با حضور كارشناسان پزشكى قانونى و خانواده قربانيان عمليات شناسايى جان باختگان آغاز شد.وى ادامه داد: تا عصر دوشنبه هويت ۱۷ تن از قربانيان به نام هاى محمد بخشى، صادق برزگر، ابوالفضل اسفنديارى، محمود گلستانى، داوود كريمى، هادى قربانى زاده، مصطفى محمد قمى، غلامرضا رضايى منش، جمشيد مردانى، اميررضا قلعه نويى، مهدى كردعلى، مهدى ملكى، محمد اسفنديارى، امير هفته اى، محمد طاهرى ، ابراهيم دارابى و فريبرز هفته اى شناسايى و پيكرهاى آنها تحويل خانواده هايشان شد. هويت بقيه قربانيان نيز بزودى با انجام آزمايش «دى.ان.اى» مشخص خواهد شد.دكتر سرمديان رئيس بيمارستان وليعصر (عج) اراك نيز از مرگ پنج تن از مصدومان هنگام انتقال به بيمارستان هاى استان هاى ديگر خبر داد.
* انفجار
عقربه هاى ساعت سه و ۵۰ دقيقه عصر يكشنبه را نشان مى داد. كارگران بدون اطلاع از سرنوشت شومى كه در انتظارشان بود در كارخانه «كيميا گستر» مشغول كار بودند. ناگهان صداى انفجار مهيبى، سكوت كارخانه را شكست. سپس شعله هاى آتش كارخانه را فراگرفت. كارگران وحشتزده و هراسان به سوى كوه هاى اطراف دويدند. چند ثانيه بعد صداى دومين، سومين و سرانجام چهارمين انفجار پى در پى شنيده شد. شدت انفجار به حدى بود كه يكى از تانكرهاى حاوى مواد شيميايى به سوى كارخانه «كيمياگران امروز» كه مقابل محل آتش سوزى بود، پرتاب شد.چند تن از كارگرها كه در ميان شعله هاى آتش گرفتار شده بودند قبل از اين كه بتوانند خودشان را نجات دهند در ميان شعله هاى آتش سوختند.مدير يكى از كارخانه هاى اطراف با مشاهده اين صحنه بلافاصله با اورژانس و آتش نشانى تماس گرفت و تقاضاى كمك فورى كرد.در اين ميان كارگران مصدوم به سختى خود را از محل انفجار دور مى كردند . پس از ۲۰ دقيقه يك گروه از مأموران نيروى انتظامى خود را به محل حادثه رساندند. اهالى هم بلافاصله با وانت بارهاى شخصى، مصدومان را به بيمارستان هاى شهرهاى «شازند» و «اراك» منتقل كردند.پس از حدود ۳۰ دقيقه ده ها خودروى آتش نشانى و آمبولانس هاى اورژانس از شهرهاى اراك، شازند و ملاير به محل آتش سوزى رسيدند. همزمان با انتقال مجروحان كه سه زن نيز در ميان شان ديده مى شد، آتش نشان ها عمليات مهار آتش را آغاز كردند. سرانجام پس از ۱۵۰ دقيقه عمليات نفسگير شعله هاى آتش در دو كارخانه مهار شد و مأموران به لكه گيرى پرداختند.
* آماده باش كشورى
به گفته فرماندار اراك، به دليل شدت آتش سوزى، پس از هماهنگى هاى صورت گرفته با مسئولان وزارت كشور، علاوه بر بيمارستان هاى اراك ،چهار بيمارستان در استان هاى قم، اصفهان و تهران نيز به حالت آماده باش كامل درآمدند. پس از انتقال بيش از ۴۵ مجروح به بيمارستان وليعصر (عج) اراك تعدادى از آنها به صورت سرپايى مداوا و مرخص شدند.۱۹ تن از مصدومان با سوختگى بالاى ۸۰ درصد بلافاصله با آمبولانس به ساير استان ها منتقل شدند. ۲۰ مصدوم ديگر نيز در دو بيمارستان اراك بسترى شدند.
* اظهارات شاهدان
به گزارش خبرنگار ما، اغلب حادثه ديدگان دچار ۲۰ تا ۸۰ درصد سوختگى شده اند.يكى از كارگران كارخانه كه دچار سوختگى ۴۰ درصدى شده بود در بيمارستان به خبرنگار ما گفت: حدود ساعت چهار بعدازظهر يكشنبه مشغول كار در كارخانه بوديم. گروهى از كارگران در حال جوشكارى تانكر ۶۰ هزار ليترى بودند كه ناگهان انفجار مهيبى رخ داد. شوكه شده بودم. آتش همه جا را فرا گرفته بود. با شنيدن صداى دومين انفجار همراه ديگر كارگران فرار كرديم. زمانى كه به خودم آمدم متوجه شدم لباس هايم شعله ور است.يكى ديگر از كارگران كه دچار سوختگى سطحى شده بود نيز به خبرنگار ما گفت: من دچار سوختگى جزئى شده ام. پس از خاموش شدن شعله هاى آتش همراه مأموران آتش نشانى براى كمك به همكاران وارد كارخانه شدم. جسدهاى سوخته كارگران در نقاط مختلف روى زمين افتاده و قابل شناسايى نبود. يكى از كارگران با مشاهده شعله هاى آتش خود را به داخل حوضچه آب انداخته بود اما به دليل اين كه آب حوضچه هم به جوش آمده بود جان خود را از دست داد.بعضى جسدها نيز به دليل شدت انفجار متلاشى شده و تعدادى دست و پا هم در اطراف محل اصلى انفجار پيدا شد.
* تجمع مقابل بيمارستان
ساعتى پس از وقوع حادثه غم انگيز، خانواده هاى كارگران هراسان و مضطرب خود را به بيمارستان وليعصر (عج) اراك رساندند. دقايقى بعد خيابان مجاور بيمارستان مسدود شد.پس از ساعتى دلهره و نگرانى اسامى ۳۹ تن از مجروحان كه به بيمارستان هاى اراك، تهران، قم و اصفهان منتقل شده بودند از سوى يكى از مسئولين بيمارستان اعلام شد.با اعلام آخرين اسم صداى شيون و زارى افرادى كه گمشده آنها در اين ليست نبود بلند شد. به دليل وخامت حال بيماران اجازه ملاقات به خانواده ها داده نمى شد و آنها در حالى كه براى شفاى بيماران شان دعا مى خواندند چشم انتظار، پشت نرده هاى بيمارستان تا صبح بيدار ماندند، شايد خبر خوشى بشنوند.حدود ساعت ۱۲ شب عمليات انتقال بيماران به بيمارستان هاى همجوار پايان يافت. اين در حالى بود كه يكى از مصدومان به نام «غلامرضا رضايى منش» هم در ميانه راه جان باخته بود.
367062.jpg
* علت حادثه
با وجود اين كه «على آقازاده» فرماندار شازند علت حادثه را بى احتياطى كارگران هنگام جوشكارى يكى از مخازن حاوى مواد شيميايى اعلام كرده بود يك تيم ويژه از كارشناسان آتش نشانى از صبح ديروز بررسى هاى خود براى كشف علت اصلى انفجارها را آغاز كردند.به گفته فرماندار اراك انفجار به دليل جوشكارى يكى از مخازن، هم اكنون در حد يك احتمال اوليه است.
* برخورد با مقصران
يك مقام آگاه در دادگسترى اراك نيز به خبرنگار ما گفت: در صورتى كه مشخص شود اين حادثه مرگبار بر اثر سهل انگارى رخ داده است به طور قطع با عامل يا عاملان برخورد قاطع مى شود.
* تخريب ۸۰ درصد كارخانه
براساس برآوردهاى كارشناسان، حدود ۸۰ درصد كارخانه در اين حادثه تخريب شده است. شدت اين انفجارها در حدى بود كه از ۸ دستگاه خودرو كه در خيابان هاى اطراف كارخانه متوقف بودند تنها بدنه فلزى آنها باقى مانده است. شيشه ها و سقف برخى سوله هاى كارخانه هاى اطراف نيز در اثر انفجارها فرو ريخت.
گروگانگيرى خواستگار سمج
گروه حوادث ـ خواستگار سمج پس از ناكامى در ازدواج با زن مورد علاقه اش پسربچه او را ربود. به گزارش خبرنگار جنايى ما، ظهر شنبه زن جوانى مضطرب و هراسان به دادسراى جنايى تهران رفت و با تسليم شكايتى از ربوده شدن فرزند ۱۰ ساله اش خبر داد. وى كه ابتدا با پنهان كردن برخى اطلاعات نمى خواست تمام حقيقت را براى بازپرس پرونده بيان كند، گفت: «ديروز پسرم به مدرسه رفت اما ديگر به خانه برنگشت. همه جا به دنبالش گشتم اما از او خبرى نبود. تا اين كه همان شب، فرد ناشناسى به خانه ام تلفن كرد و گفت پسرم را ربوده است.»بازپرس پرونده كه پس از شنيدن اظهارات شاكى متوجه ضدونقيض گويى هايش شده بود از اوخواست براى نجات جان فرزندش حقايق را بيان كند.
زن جوان كه بشدت ناراحت بود و گريه مى كرد، گفت: «آقاى بازپرس! مرد ميانسالى كه خواستگارم است پسرم را ربوده است. او با اين كار مى خواهد مرا وادار كند تا به درخواست ازدواجش پاسخ مثبت دهم.»وى در ادامه گفت: «چند سال قبل شوهرم در حادثه اى فوت كرد و من و پسرم تنها مانديم. يك سال پس از مرگ همسرم مردان زيادى به خواستگارى ام آمدند. اما من كه تصميم به ازدواج نداشتم به همه جواب رد دادم تا اين كه چند ماه قبل مرد پولدارى به خواستگارى ام آمد. پس از اطلاع از شرايط زندگى او بلافاصله جواب رد دادم اما او با سماجت تمام سعى در جلب نظرم داشت.
در همان موقع نيزخواستگار ديگرى آمد. بنابراين به توصيه دوستان و فاميل ترجيح دادم براى رهايى از مشكلات زندگى به او جواب مثبت بدهم. فكر مى كردم با اين كار خواستگار قبلى دست از پيگيرى و مزاحمت بر مى دارد. غافل از اين كه او به محض اطلاع از تصميم من عصبانى شد و در پى انتقام برآمد و در نهايت نيز پسرم را در راه مدرسه ربود.در اين مدت يك بار با پسرم تلفنى صحبت كردم. حالش خوب بود و از خوش رفتارى مرد رباينده حرف مى زد. اما نگرانم و مى ترسم اتفاق بدى براى پسرم بيفتد. بنابراين تقاضاى كمك دارم. پس از شكايت زن جوان، به دستور بازپرس پرونده تحقيقات براى دستگيرى خواستگار سمج و رهايى پسربچه از مخفيگاه او از سوى كارآگاهان پليس تهران آغاز شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |