سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۱ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 27, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
نگاه
رابطه نظاميان و سياست در لبنان
366909.jpg
محمد بخشنده
اگرچه سليمان سومين نظامى است بعد از فؤاد شهاب واميل لحود از ميان افسران لبنانى در كرسى رياست جمهورى مى نشيند اما به دليل شرايط حساس لبنان انتخاب اين ژنرال بيش از هر زمان نگاه كنجكاو ناظران را به رابطه ارتش و سياست دراين سرزمين معطوف كرده است. ارتش ۵۶ هزار نفرى لبنان اگرچه استعداد ارتش هاى بزرگ كشورهايى مانند پاكستان و تركيه را ندارد اما از جايگاه و اعتبار بالايى دراين كشور برخوردار است.
اين مسئله در عملكرد ارتش لبنان حائز اهميت است كه دراين مدت از مداخله در عرصه سياست امتناع ورزيده است و با آن كه هر كدام از جناح ها به نوعى تلاش كرده اند تا اين نظاميان جانب آنها را بگيرند اما ارتش همچنان مرز و فاصله خويش را با كشمكش هاى سياسى حفظ كرده است، تاحدى كه نقش نهاد نظامى در لبنان و حضور آن در بحران اخير اين كشور به عنوان سوپاپ اطمينانى براى جلوگيرى از كشيده شدن به جنگ داخلى مطرح شد.
بر اساس نقش سنتى و قانونى كه براى ارتش در بحران هاى داخلى لبنان تعريف شده ارتش در هر غائله و در هر منطقه آلوده سياسى كه وارد عمل مى شود امنيت را كنترل و قانون را برقرار و از اموال عمومى و شخصى محافظت مى كند. اين تجربه را ارتش تحت فرماندهى سليمان در بحران يك هفته اى بيروت با يارى حزب الله به انجام رساند.
همه ناظران عرب اقرار دارند كه ارتش لبنان در مقايسه با شرايط سخت و دشوار هجده سال گذشته اقدامات مهمى انجام داده است. درست است كه ارتش قواى نظامى بيش از شبه نظاميان در اختيار ندارد و بضاعت نظامى آن اجازه نمى دهد كه كارى بيشتر از حد توان خود براى مهار كشمكش ها انجام دهد ولى همين گام ارزشمند است كه وحدت خود را در اين شرايط سخت حفظ كرده است.
مشكلاتى كه دراين دو سال در ساختار امنيت داخلى لبنان بروز كرده است بيش از آن كه از ضعف نهاد ارتش ناشى شده باشد ريشه در نظام سياسى و اداره وضعيت نااميد كننده دولت در بيش از يك سال و نيم گذشته دارد كه كشور را به اين وضعيت رساند. ميشل سليمان در يكى از پيام هايش ريشه اين معضل را بازگو مى كند. با اشاره به كناره گيرى ارتش لبنان در جنگ داخلى ۱۹۷۵ لبنان بين مسيحيان از يك سو و مسلمانان و فلسطينى ها از سوى ديگر، مى گويد آن روز ارتش با اين كار تقسيم و چنددسته شده و به مراكز نظامى خود پناه برد و شبه نظاميان هر دو طرف درگير به افسران و نظاميان لبنانى اهانت كرده و آنها را به ذلت كشاندند و به سبب تقسيم شدن ارتش در آن زمان؛ وطن نيز تقسيم شد و از پيامدهاى آن، معضلات زيادى درست شد كه تاكنون حل نشده است. با اين تجربه تلخ است كه ژنرال ميشل سليمان فرمانده ارتش لبنان در پيام به افسران لبنانى آنها را به عبرت گرفتن از موضع ارتش اين كشور در جنگ داخلى ۱۹۷۵ و باقى ماندن در سنگرهاى خود و تقويت همبستگى و وحدت ارتش اين كشور فرامى خواند.
به هرحال دراين فضا بهترين تدبير اين بود كه نظاميان نقش فراجناحى ايفا كنند وبا بيرون ماندن از صحنه درگيريها اعتبار وسرمايه اعتماد عمومى خويش را ارزان در بازى هاى سياسى خرج نكنند.
مسئله ديگرى كه در ساختار رابطه نظاميان وسياسيون لبنان مهم است فرهنگ پرهيز از ميليتاريسم و نظامى گرى است. اين بر خلاف تصور بسيارى از افراد است كه در مرور تاريخ لبنان چنين مى پندارند كه اسلحه جزيى از فرهنگ لبنان است. گرچه لبنان در بيش ازنيم قرن حيات خويش دستخوش جنگ ونزاع هاى داخلى بوده است و حتى امروز براى زمامدارى سومين چهره نظامى آماده مى شود اما هيچ گاه به حاكميت فرهنگ نظامى گرى تن نداده است. از نتايج اين فرهنگ غير ميليتاريستى است كه افسران ارتش پس از ورود به دولت به معناى واقعى مشى غير نظامى پيش مى گيرند و امثال ميشل سليمان مانع از اختلاط مرز سياست و نظامى گرى مى شوند.
در فضاى به ظاهر آشفته لبنان امروز، همه نقش ها تعريف شده و حوزه هاى مختلف سياست و امنيت از هم تفكيك يافته است تفكيك ميان نقش نظاميان، رجال سياسى و شبه نظاميان.
مصداق بارز اين تفكيك نقش ها در حوادث اخير بيروت مشاهده شد.
شبه نظاميان مقاومت با ارتش همكارى نزديك داشتند و نواحى متصرف شده خود را در بيروت به نيروهاى مسلح لبنان تحويل دادند.
برهمين اساس بحران جدى دولت سنيوره از نقطه اى شروع شد كه سياستمداران ۱۴ مارس هوس دخالت در امور نظاميان را پيدا كردند. هر دو تصميمى كه سنيوره عليه مقاومت گرفت از چارچوب اختيارات ارتش بود و آشكار شد كه سياسيون از حدود خويش تعدى كرده و وارد قلمرو اختيارات نظاميان شده اند. اين مسئله در فضاى ملتهب بيروت در قالب اختلاف سنيوره و سليمان نمايان شد.
اقدام دولت دربركنارى وفيق شقير، رئيس امنيت فرودگاه بيروت كه موجب بروز بحران در آنجا شد اقدامى نبود كه رئيس ارتش از آن حمايت كرده باشد. در عين حال دولت كه شكست خود را در دستان مقاومت ديد، در فرمان اوليه خود براى بستن شبكه مخابراتى مستقل حزب الله با وارد عمل كردن ارتش در اين مناقشه، تعديل بخشيد.
با اين وجود ژنرال سليمان حتى در اين مبارزه سعى كرد بى طرفى ارتش حفظ شود و سربازانش تنها با شليك تير هوايى سعى كردند پارتيزان هاى دو طرف را از يكديگر جدا كنند و جانب هيچ طرفى را نگيرند.
البته ترديدى دراين نيست كه فرماندهى ارتش در اتخاذ چنين موضعى دو مسئله را (يكى شيرين و ديگرى تلخ) درنظر گرفت اول اين كه وى گزينه دولت و مخالفان آن براى رياست جمهورى آينده است و مأموريت رفع اختلافات دوطرف و حركت به سمت تشكيل كابينه جديد وحدت ملى را برعهده دارد. دوم به روشنى دريافت كه در اين غائله ترس از فروپاشى ارتش و امكان بروز جنگ داخلى وجود دارد.
نخستين مواجهه ميشل سليمان با بازيگران غربى
366933.jpg
هادى محمودى
يكى از نقاط اعتماد نيروهاى استقلال طلب به ژنرال سليمان عملكرد او در برابر طرف هايى بوده كه در اين مدت طرح بين المللى كردن بحران لبنان را دنبال كرده اند.
از جنگ ۳۳ روزه تاكنون اداره بخشى از امنيت مرزهاى لبنان در اختيار نيروهاى بين المللى موسوم به يونيفل قرار گرفته است. اعضاى شوراى امنيت سازمان ملل و در رأس آنها آمريكا و فرانسه به اتكاى قطعنامه ۱۷۰۱ كه به بهانه ترور حريرى تصويب شد دراين مدت تلاش زيادى كردند تا از چتر يونيفل براى حضور و تسلط بر عرصه نظامى و امنيتى لبنان بهره گيرند. تا حدى كه آنها از بيانيه هاى شوراى امنيت به عنوان اهرم فشار عليه نيروهاى مقاومت بهره جستند.
به باور بسيارى از ناظران طرح آمريكا براى لبنان اين بود كه يونيفل همان نقش ايساف يا نيروهاى ناتو در افغانستان را پيدا كند و كاخ سفيد بويژه پس از جنگ ۳۳ روزه طرح بين المللى كردن بحران لبنان را با قدرت دنبال كرد. اين حركت بيش از همه با واكنش نيروهاى مقاومت و شخص نصرالله روبه رو شد به گونه اى كه بخش غالب نطق هاى او دراين مدت افشاى اين پرده پنهان از طرح طرف هاى غربى بوده است.
اما در مرحله بعدى مهم ترين چهره لبنانى كه در برابر اين طرح مخالفت كرد ژنرال سليمان و فرماندهى ارتش بود. سليمان در بيانيه مهم خويش خواستار قرار گرفتن تحركات نيروهاى بين المللى تحت فرماندهى ارتش لبنان شد اين مسئله اى بود كه در سازمان ملل بحث و جنجال بسيار برانگيخت. نمايندگان اروپايى، آمريكايى و عربى، اين اعلاميه فرماندهى ارتش لبنان را با مأموريت نيروهاى بين المللى متناقض دانستند و تأكيد كردند كه اين مسئله افسران و نيروهاى يونيفل در جنوب لبنان را رودرروى هم قرار مى دهد.
ميشل سليمان در تصميم آن روز خويش به وضوح خواستار آن شده بود كه قواعد درگيرى در جنوب لبنان بايد تغيير يابد و بر اساس اين طرح نيروهاى بين المللى از تجاوزات اسرائيل به حريم هوايى لبنان ممانعت به عمل آورند.
اين نخستين رويارويى طرف هاى حاكم بر شوراى امنيت بويژه آمريكا با ژنرال لبنانى بود. اين تصميم كه عملا ً يونيفل را ميان انتخاب مقاومت در برابر اسرائيل و واگذارى امور به ارتش قرار مى داد به تغيير مشى آمريكا در برابر ارتش لبنان انجاميد و بعد از اين بود كه آنها موجى از تبليغات منفى عليه او به راه انداختند در اين جنگ روانى كه نخستين تلاش براى ترور شخصيت سليمان بود آنها مدعى شدند اظهارات فرماندهى ارتش لبنان در چارچوب تبليغاتى به منظور انتخاب به رياست جمهورى لبنان صورت گرفته است، در همين گيرودار آمريكايى ها نارضايتى خويش را از رابطه سليمان با مقاومت ابراز كردند. سخنگوى كاخ سفيد آن روز مدعى شد كه فرمانده ارتش لبنان با اين دستور العمل عليه يونيفل در حقيقت حزب الله را به عبور از قطعنامه ۱۷۰۱ تشويق كرده است و اضافه كردند كه با رضايت او نيروهاى مسلح با قرار گرفتن در برابر گشتى هاى نيروهاى يونيفل، آنها را به خروج از لبنان تهديد كردند حتى به همين سبب وابسته نظامى سفارت آمريكا در بيروت نيز از ناكامى نيروهاى يونيفل در برابر رزمندگانى كه به ادعاى سفارت از سوى حزب الله و ارتش حمايت مى شدند انتقاد كرد.
جالب اينجاست كه پس از اين، موضع فرانسه دومين بازيگر غربى در صحنه لبنان نيز تغيير كرد. سفير اين كشور در شوراى امنيت كه مدتى قبل خواهان انتخاب ميشل سليمان به عنوان رئيس جمهورى توافقى لبنان شده بود، بعد از اين پيشنهاد كرد كه براى حمايت از انتخاب سليمان به رياست جمهورى شروطى به او تحميل شود كه از جمله آنها، عزم ميشل سليمان به اجراى فورى قطعنامه هاى شوراى امنيت به ويژه قطعنامه هاى شماره ۱۵۵۹ و ۱۷۰۱ پس از انتخاب وى و نيز ارائه راه ها و وسيله اى به منظور خلع سلاح شبه نظاميان لبنانى و غيرلبنانى براساس قطعنامه ۱۵۵۹ است.
به هر حال ماجراى يونيفل از مهم ترين آزمون هاى سياسى رئيس جمهور كنونى و فرمانده ديروز ارتش لبنان بود اين قضيه اثبات كرد كه ميشل سليمان حاضر نيست ارتش لبنان و يويژه بخش اطلاعات آن در منطقه زير بليت نيروهاى بين المللى قرار گيرد. ميشل سليمان بعد از اين در ماجراى بحران نهرالبارد كه مى رفت تا به دومين ميدان نفوذ طرف هاى خارجى در صحنه لبنان تبديل شود كوشيد تا ارتش تصوير يك نيروى مستقل را برجاى گذارد. دراين بحران نيز با آن كه آمريكايى ها حتى با ارسال هواپيماهاى پر از ادوات نظامى و طرح اين مسئله كه اين بحران از مصاديق تروريسم است تلاش بسيار براى مداخله انجام دادند اما در نهايت با اراده خود ارتش لبنان و فرماندهى سليمان بود كه غائله فروكش كرد.
نگاه
مأموريت هاى ساكن جديد كاخ بعبدا
366921.jpg
س. حيدرپور
با رفتن ميشل سليمان به كاخ بعبدا اميدها به متحد كردن طرفهاى رقيب اين كشور و حل و فصل مناقشات جارى اين كشور افزايش يافته است. بى گمان نخستين مأموريت او تلاش براى پايان دادن به خصومت يا سوء ظن سياسى طولانى لبنان خواهد بود.
چنان كه قوانين داخلى لبنان تصريح مى كند منصب رياست جمهورى در اين كشور از شأن و اختيارات بالايى برخوردار است. از نگاه قانون اساسى لبنان، رئيس جمهور، رئيس كشور، نماد وحدت ملى است و وظيفه پاسدارى و احترام به قانون اساسى و حفظ استقلال، وحدت و حاكميت ارضى اين كشور را بر عهده دارد. بر اساس عرف معمول از زمان استقلال لبنان، رئيس جمهور در اين كشور از ميان «مسيحيان مارونى» انتخاب مى شود. وى رياست شوراى عالى دفاع و فرمانده عالى نيروهاى مسلح را بر عهده دارد و نيروهاى مسلح نيز زير نظر هيأت دولت انجام وظيفه مى كنند. از آنجا كه مدت رياست جمهورى لبنان شش سال است اين بهترين فرصت براى ايفاى وظايف مهمى است كه قانون براى او برشمرده است.
بر پايه آنچه قانون اساسى لبنان مشخص كرده است اغلب امور كليدى لبنان در حيطه وظايف رئيس جمهور قرار دارد كه از اين قبيل است: رئيس جمهور هر زمان كه بخواهد مى تواند رياست نشست هيأت وزيران را بر عهده داشته باشد بدون اين كه در رأى گيرى شركت كند. از ديگر اختيارات او مى توان به قدرت تفويض حكم نخست وزيرى - صدور دستور تشكيل كابينه و قبول استعفاى وزرا يا بركنارى آنها با توافق نخست وزير - صدور احكامى مبنى بر قبول كابينه يا مستعفى اعلام كردن آن - ارجاع لوايح رسيده از هيأت وزيران(كابينه) به پارلمان - دريافت و قبول استوار نامه سفرا - رياست مراسم رسمى و اعطاى نشان هاى دولتى
- صدور عفو ويژه و صدور عفو عمومى با مجوز قانون - ارسال نامه و پيام ها به پارلمان در صورت لزوم - درخواست بررسى موارد اضطرارى از شوراى وزيران - درخواست جلسه فوق العاده شوراى وزيران در صورت لزوم و با توافق نخست وزير، اشاره كرد.
به هر طريق در وضع فعلى همه به اين نتيجه رسيده اند كه براى تصدى چنين منصبى سليمان سزاوارترين كانديدا است. حتى كسى درميان ناظران عرب دراين باور ترديد ندارد كه ژنرال سليمان- كه روز چهارشنبه گذشته طرفهاى درگير لبنان درباره نامزدى او براى تصدى سمت رياست جمهورى به توافق رسيدند- شخصيتى وحدت بخش است. سليمان پنجاه و نه ساله از مسيحيان مارونى لبنان است كه با وجود مناقشات حاكم ميان جناح هاى رقيب اين كشور توانست ارتش را يكپارچه و متحد نگاه دارد. وى تصدى سمتى را برعهده گرفتته كه اميل لحود رئيس جمهورى پيشين لبنان آن را چند سال در اختيار داشت. ميشل سليمان در سال ۱۹۷۰ از دانشكده علوم نظامى فارغ التحصيل شد و داراى مدرك تحصيلى علوم سياسى و اجرايى از دانشگاه لبنان است.
وى به زبان هاى انگليسى، فرانسه و عربى مسلط است.همه جناح هاى سياسى رقيب لبنان فرمانده ديروز ارتش اين كشور را شخصيتى نسبتاً بى طرف مى دانند كه در مواقع بروز بحران سياسى توانسته است ارتش پنجاه و شش هزار نفرى اين كشور را محكم و به دور از اين بحران ها حفظ كند. سليمان كه از سال ۱۹۹۸ فرماندهى ارتش لبنان را به عهده داشت موفق شد ارتش را از اين درگيرى ها دور نگاه دارد و پس از پيروزى «حزب الله» بر شبه نظاميان طرفدار دولت هم نيروهايى را به منظور صلحبانى در بخش هايى از بيروت و حومه آن مستقر كرد.
در كارنامه سليمان چنان كه بارها گفته شده است توفيق او در جنگ نهرالبارد تصويرى بسيار درخشان از اين افسر ارشد ارائه كرد. البته پيش از اين نيز از مسائلى كه باعث شهرت سليمان شد، اقدام وى در پايان دادن به حضور نظامى بيست و نه ساله سوريه در لبنان در سال ۲۰۰۵ بود كه پس از مرگ رفيق حريرى نخست وزير لبنان صورت گرفت. بنابر اعلام پايگاه اينترنتى ارتش لبنان آن روز سليمان مسئوليت داشت با نيروهاى ارتش اسرائيل مقابله و از مقاومت لبنان تا آزادى جنوب اين كشور در سال ۲۰۰۰ حمايت كند.
براى شناخت انديشه هاى اين افسر لبنانى كافى است به بيانيه هاى او در زمان فرماندهى ارتش و نيز ايام خداحافظى اش نگاه شود.او نخستين هدف خويش دراين منصب را تلاشى براى دور كردن افسران از تأثيرپذيرى از مطالب رسانه هاى لبنانى وجناح هاى سياسى لبنان خوانده بود.سليمان براين باور است كه با وجود طوايف متنوع در لبنان نبايد اجازه داد اين نعمت به نقمت اختلاف براى لبنان و مردمش تبديل شود. سليمان در كنار اين هيچ گاه عشق و ارادت خويش به مقاومت را پنهان نكرده است، او از دوران مبارزه با رژيم صهيونيستى به عنوان فصل طلايى در حيات خويش ياد مى كند و همين مسئله نقطه پيوند او با حزب الله است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |