|
آمريكا را متوقف كنيد
تراژدى جهانى در پى نبرد سوخت و غذا
|
|
|
رومانو پرودى نخست وزير سابق ايتاليا /منبع: واشنگتن تايمز پس از بحث و جنجال هاى فراوان درباره بحران انرژى و بحران مالى اينك در برابر درامى هولناك تر قرار گرفته ايم كه پيامدهاى زيادى براى بشريت دارد: بحران غذا. ميلياردها انسان بويژه در آفريقا، آسيا، آمريكاى مركزى و جنوبى قربانى افزايش تدريجى و ناپايدارى هاى محصولات كشاورزى مى شوند. گندم، سويا، برنج، ذرت، شير و گوشت. روزانه شورش هايى رخ مى دهد و گزارش ها حاكى از سركوب آنهاست. برخى از دولت ها مانند مصر وادار شده اند كه بخش زيادى از منابع حاصل از رشد آرام اقتصادى خود را صرف يارانه هاى نان كنند و برخى ديگر در شاخ آفريقا و جنوب صحراى آسيا و هائيتى هيچ راه چاره اى ندارند و با چشم انداز ناخوشايند يك قحطى تلخ مواجهند. در برشمردن عوامل افزايش بهاى محصولات كشاورزى مى توان به بهبود تغذيه در چين و هند و ساير كشورها اشاره كرد. دلايل ديگرى نيز وجود دارد كه نمى توان كار چندانى براى حل آنها كرد مانند بهاى فزاينده سوخت و كود لازم براى توليد و حمل ونقل مواد غذايى. اما يك تصميم سياسى صحيح مى تواند اوضاع را به سرعت بهبود بخشد و به تدريج زمين لازم براى توليد مواد غذايى و توليد سوخت هاى گياهى را فراهم آورد. از اين طريق مى توان وابستگى به گازوئيل و سوخت هاى ديزلى براى حمل ونقل را كاهش داده و از تأثيرات زيست محيطى توليد دى اكسيد كربن كاست. اين تنها روى كاغذ قابل پياده كردن است و در عمل نمى توان كارى از پيش برد. طبق آخرين نظرسنجى ها و برآوردها با استفاده از تله فناورى هاى كنونى توليد سوخت هاى گياهى، توازن انرژى جلوه اى مثبت نخواهد يافت. يك ارزيابى دقيق مستلزم بررسى مطلوب اوضاع است اما كارشناسان خبره اى هستند كه خاطرنشان مى كنند كه براى توليد سوخت هاى گياهى در آمريكا به ۳۰ درصد انرژى بيشتر از انرژى اى كه اين سوخت هاى گياهى توليد مى كنند نياز است. به طور كلى از لحاظ انرژى و زيست محيطى اين يك فاجعه عظيم است. اما فاجعه جدى تر زمانى پديد مى آيد كه غذا وارد نبرد با سوخت شده، آن هم در برهه اى كه هر دو كمياب هستند. اين يك تراژدى تلخ و واقعى است. براى درك بهتر و ساده تر اين مسئله به اين نمونه توجه كنيد. گندم لازم براى توليد سوخت گياهى و پر كردن باك يك دستگاه خودروى SUV با اتانول يك انسان را به مدت يك سال تغذيه خواهد كرد. در حال حاضر حدود ۲۰ درصد از زمين هاى زراعى آمريكا با هدف توليد انرژى (سوخت گياهى) زير كشت رفته است. به عبارت ديگر، زمين بزرگ تر از مساحت سوئيس تحت فشار لابى هاى قدرتمند كشاورزى و به دليل عدم آگاهى لابى هاى زيست محيطى از توليد مواد غذايى بازمانده است. به تبع آن، بهاى زمين و كود در سراسر دنيا بالا رفته و قيمت هاى مواد غذايى سير صعودى يافته است. اين مسئله تاكنون سبب بروز شورش هايى در مكزيكوسيتى، مصر، بنگال غربى، سنگال و موريتانى شده و در همين حال سازمان جهانى خواروبار و كشاورزى (FAO) گزارش داده است كه ۳۶ كشور نياز مبرم به گندم و برنج دارند. اين بدان معنى نيست كه ما بايد از انرژى جايگزين صرف نظر كنيم. شرايط و مسائلى وجود دارد كه با كشاورزى تباينى ندارد، مثلاً مى توان از زمين هايى كه براى توليد مواد غذايى كارايى ندارد براى سوخت استفاده كرد. علاوه بر اين، بايد از تحقيقات براى دستيابى به نسل دوم سوخت هاى گياهى، انتخاب گونه هاى جديد، افزايش بهره ورى و استفاده از زمين هاى حاشيه اى (كه زمين زراعى نيستند) حمايت كرد. دولت ها بايد از دادن يارانه به كشاورزان صرف نظر كنند تا آنها غذاى كمترى توليد نكنند و كشورهاى فقير مجبور شوند به منظور يافتن غذاى روزانه براى گرسنگان تلاش كنند. اين هدف را بايد در قالب تصميمات سياسى ريخت. اين تصميمات ابتدا بايد در جاهايى اجرا شود كه اوضاع وخيم تر است. ما بايد بلافاصله ۵۰۰ ميليون دلار پول موردنياز براى برنامه جهانى غذا و ۱/۵ ميليارد دلار پول درخواستى FAO را براى اين امر ضرورى تأمين كنيم. پيش از آنكه برخى كشورها مانع از صادرات مازاد مواد غذايى خود شوند (همان گونه كه تاكنون به اين كار دست زده اند) و بحران جارى به يك تراژدى جهانى مبدل شود بايد عوامل سياسى مؤثر در افزايش بهاى مواد غذايى را بيابيم. دو رخداد مهم بين المللى در آينده ـ اجلاس فائو در رم و اجلاس G8 در ژاپن ـ بايد زمينه بررسى و تصميم گيرى درباره يك سياست جديد را فراهم آورد؛ سياستى كه مضرات بحران جارى را رفع كند و منابع غذايى را در كشورهاى نيازمند توزيع كند. اينها تصميمات دردآورى نيستند اما گاهى اوقات بايد آنها را اتخاذ كرد تا آمريكا و اروپا توليد سوخت از منابع كشاورزى را متوقف كنند و بايد مشوق هايى به منظور تحقيق و مطالعه درباره توليد نسل جديد سوخت هاى گياهى اختصاص يابد. ديگر نبايد اجازه داد كه مردم آفريقا به راحتى از گرسنگى بميرند زيرا برخى مقامات آمريكا و اتحاديه اروپا تصور مى كنند كه آراى كشاورزان يا صاحبان زمين ها ارزشمندتر از بقاى ميليون ها زن و مرد ديگر است. درست كه سياست هاى امروز زمانى اتخاذ شد كه ما تصور مى كرديم در دنيايى با غناى غذايى و فقر انرژى زندگى مى كنيم اما اين نكته ديگر موضوعيت ندارد. اكنون زمان تغيير سياست هاى غذايى است زيرا اين نسخه بدتر از درد و رنجى است كه قرار بود آنها را شفا دهد. جهانى سازى نيازمند اتخاذ اين سياست هاى مطلوب و ملايم است و ايتاليا نيز مانند ساير كشورها نمى تواند از زير مسئوليت ها شانه خالى كند.
|