سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۱ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 27, 2008
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
با شيرين پارسى، مدير نمونه كشاورزى
استان گيلان، برنجكار نمونه و كار آفرين
زمزمه
تازه ها
ايده
وان درمانى
با شيرين پارسى، مدير نمونه كشاورزى
استان گيلان، برنجكار نمونه و كار آفرين
برنج يعنى به رنج
366915.jpg
حسن فرامرزى
شيرين پارسى از مؤسسين انجمن مديران كارآفرين و عضو مجمع ملى كشاورزان خبره است. مدير نمونه كشاورزى استان گيلان (سال ۷۹)، برنجكار نمونه و منتخب جشنواره كارآفرينى گيلان (سال ۸۵) و منتخب جشنواره امير كبير (سال ۸۵). در اثناى انقلاب پايان نامه كارشناسى ارشد ادبيات فرانسه را نيمه تمام رها مى كند، با همسرش به ايران باز مى گردد و ترجيح مى دهد به جاى پشت ميز نشينى كنار شاليزار و شلتوك باشد. شيرين پارسى اينك به همراه همسر و فرزندانش ساكن روستاى شاندرمن از توابع تالش است. جالب اين جاست كه او شاليزار را عشق مى داند و برنج را رنج... و اين يعنى دو روى سكه زندگى.
* براى من جالب بود كه شما تحصيل ادبيات در فرانسه را رها مى كنيد و مى آييد شاندرمن، روستايى كه از كم ترين امكانات براى زندگى بى بهره است، چرا سمت كشاورزى رفتيد
به هر حال اين ها علاقه مندى هاى فردى است. پدر شوهر من جزو اولين فارغ التحصيلان دانشكده كشاورزى در منطقه تالش بود ولى سال ها بود كه به هر دليلى كشاورزى نمى كرد. نه من و نه همسرم علاقه مند نبوديم كار دولتى انجام بدهيم، مى خواستيم خودمان رئيس خودمان باشيم.
* چرا زبان فرانسه تدريس نكرديد
تدريس مى كردم، كارهاى ترجمه هم داشتم، همسرم هم در حوزه تخصصى شان همين طور، اما بيشتر علاقه مند بوديم به آنچه داشتيم و گوشه اى به صورت مخروبه ومتروكه درآمده بود بپردازيم.
*چه سالى كارتان را روى زمين ها شروع كرديد
ما سال ۵۹ به گيلان رفتيم و ساكن رشت شديم، به خاطر اين كه روستاى شاندرمن نه برق داشت، نه جاده... هيچ امكاناتى نبود، مجبور شديم هر روز بين رشت و شاندرمن (۵۵ كيلومتر) در حال رفت و آمد باشيم.
* من وقتى زندگينامه تان را مى خواندم احساس كردم اوايل كار شما بيشتر در خانه بوديد.
درست حدس زده ايد، بچه هاى من آن موقع كوچك بودند و طبيعتاً به مراقبت نياز داشتند.
* فكر مى كنم وقتى رفتيد شاندرمن با دو چالش اساسى روبه رو بوديد؛ اولى دانش كشاورزى كه طبيعتاً تخصص در اين زمينه نداشتيد و دومى، مقاومت هاى بومى.
دقيقاً! روستاييان نمى خواهند محيط شان با ورود غريبه ها دچار تغيير شود. به رغم اين كه پدر همسر من سال ها در اين منطقه كار كرده بود اما به هر حال ما از جاى ديگرى آمده بوديم و غريبه محسوب مى شديم. با همه اين مشكلات و بحث تخصص و ... ما هدف داشتيم. شما اگر هدف داشته باشيد دور را مى بينيد و افق هاى نزديك چندان به چشمتان نمى آيد. البته اين هنر شماست كه هنگام گذر صدمه نخوريد يا آسيب را به حداقل برسانيد. ما مى خواستيم به كسانى كه فكر مى كردند ما نمى توانيم ثابت كنيم كه مى توانيم.
* و نسل حاضر
به دنبال لقمه آماده اند. الان فارغ التحصيلان دانشگاه منتظرند كسى شغلى برايشان پيشنهاد كند. چرا چون خيلى زحمت كشيده اند، خيلى درس خوانده اند، خيلى عرق ريخته اند، خيلى، خيلى... در حالى كه دل كسى براى شما نمى سوزد، كسى كه دلش بايد به حالتان بسوزد خودتان هستيد. خيلى ساده است. براى اين كه زندگى بهترى داشته باشيد بايد تلاش كنيد، آن هم تلاش مستمر شبانه روزى.
در استانى كه من زندگى مى كنم از طرف وزارت كار به عنوان مدرس كارآفرينى در كلاس ها حاضر مى شوم و به مخاطبانم كه مى خواهند كارى را شروع كنند مى گويم اگر چه در اين سرزمين توانمندى هاى زيادى به هدر مى رود و فرصت هاى بسيارى مى سوزد اما با اين همه، چاره كار زانوى غم بغل كردن نيست، انسان هميشه براى بقا و رشد تلاش مى كند.
* تصويرى كه از زن ايرانى در رسانه هاى ما ارائه مى شود چقدر با واقعيت هايى كه شما ديده ايد يا سراغ داريد مطابقت دارد
به هر حال جامعه امروز شبكه بسيار گسترده اى از افراد با نگرش ها و انديشه هاى گوناگون است. من تصويرهايى را كه اشاره مى كنيد نفى نمى كنم اما مى گويم آيا اين تصوير تمام پتانسيل و داشته هاى ماست به نظر مى رسد تصاويرى كه ما از رسانه هاى جمعى بويژه تلويزيون دريافت مى كنيم بخشى از واقعيت است.
* در مسيرى كه در پيش گرفتيد چقدر با مانع رو به رو بوديد آيا طعم شكست را هم چشيده ايد
يادم مى آيد يك سال در منطقه ما خشكسالى عجيبى بود. بيش از نصف مزرعه ما خشك شد، محصولى هم كه برداشت كرديم قابل استفاده نبود. بعد از اين اتفاق نشستيم و فكر كرديم كه چرا اين اتفاق افتاد، همه جاى دنيا خشكسالى وجود دارد پس چطور آنها مى توانند مقابله كنند ما روى اين سؤال خيلى تأمل كرديم، از طرفى خيلى ها دوست داشتند ما خودمان راببازيم و از بين برويم، دايم توطئه مى كردند، اما ما همه اين حوادث را تاب آورديم و مديريت كرديم. ما در فرهنگ و جامعه خودمان نمونه هاى زيادى از تلاش و غلبه بر يأس و شكست را مى بينيم.
* عضو تشكل هاى غير دولتى هم هستيد
در حوزه هاى مرتبط با محيط زيست خيلى فعاليت مى كنم. عضو جمعيت زنان مبارزه با آلودگى محيط زيست گيلان هستم كه انجمن بسيار فعال محيط زيستى است. در حوزه بهداشت و سلامت و آموزش زنان هم همين طور، تصور مى كنم اولين الفباى جامعه، آموزش است.
* مهم ترين سرمايه تان
اعتماد به نفس و خودباروى! پير باشيد يا جوان، مرد باشيد يا زن، آنچه مهم است خودباورى است.
* موفقيت هايتان را مديون چه كسى هستيد
[با مكث] مديون
* به هيچ كس مديون نيستيد.
چرا ! زندگى رشته به هم پيوسته است. ما به نوعى به همه مديون هستيم، از اعضاى خانواده تا فرهنگى كه در آن باليده ايم و به اين جا رسيده ايم. اصلاً درست نيست شما بگوييد خودم، خودم، خودم .... پدر و مادر من انسان هاى بسيار تلاشگرى بودند و به ما ياد دادند هر روز نويد آغاز دوباره است. من در اين فضا و با اين باور بزرگ شدم.
* همسرتان
ما همراه هم هستيم براى اين كه بتوانيم زندگى را به پشت گرمى هم سرپا نگه داريم.
* تقسيم وظايف مزرعه چگونه است
هر كدام از ما وظايفى داريم و مشاركتى كار مى كنيم. همسرم در حال حاضر بيشتر به امور كارگران رسيدگى مى كند. پسر بزرگم مديريت تجهيزات فنى و مكانيزه را بر عهده دارد، پسر كوچكم به نوعى ديگر... بچه هاى من از كودكى سر مزرعه بودند و تابستان ها همپاى كارگران كار مى كردند. الان برنجكارى ما كاملاً مكانيزه است و اين را مديون تخصص بچه ها مى دانيم كه در مزرعه و زندگى به كار بسته اند.
* پس نشا كار هم داريد
بله، بيش از ده سال است كه نشاكار وارد كشور شده اما به خاطر عدم آموزش با اقبال كشاورزان مواجه نشده است.
* چقدر زمين داريد
ما حدود ۱۵ هكتار برنجكارى داريم و چند هكتار هم صنوبر كارى. وقتى كارمان را شروع كرديم فقط زمين داشتيم با يك موتور كهنه قديمى اما امروز به مدد مديريت تجهيزات فنى، تراكتور و انواع روتارى و نشاكار و ماشين آلات بسته بندى را به كار گرفته ايم. قبلاً در هر فصل كارى هر روز ۲۰ كارگر زن و ۱۰ كارگر مرد داشتيم اما الان با افزايش ضريب مكانيزاسيون نيروى انسانى را به حداقل رسانده ايم، به هر حال بايد هزينه هاى توليد را كاهش دهيم كه با قدرت خريد مصرف كننده هماهنگ باشد.
* چقدر برداشت مى كنيد
بستگى به بذر مورد استفاده دارد. سالى كه من برنج كار نمونه انتخاب شدم از ارقام پر محصول استفاده كرديم، برداشت ما بين هشت تا۱۰ تن در هكتار بود.
* الان چطور
ما دو سال پيش كه رقم پر محصول كار كرديم خريدار نداشت، كسى برنج پر محصول نمى خورد، بنابراين به رقم هاى كيفى رو آورديم.
* مشكلاتى كه در منطقه داريد
گاهى دام ها وارد مزرعه مى شوند و محصولات را تخريب مى كنند.
* نگهبان نداريد
اگر قرار باشد وجب به وجب نگهبان بگذاريم شما بايد برنج ۵ هزار تومانى بخوريد (مى خنديم) به هر حال بايد كج دار و مريز رفتار كرد.
* سياست هاى دولت در بخش كشاورزى
ما به عنوان توليد كننده غذاى مردم زحمت مى كشيم و انتظار داريم سياست گذارى ها در راستاى پشتيبانى باشد. در گذشته بسيارى از كشاورزان زمين هايشان را رها كردند چون تناسبى بين هزينه ها و درآمد وجود نداشت. در گفت وگوهاى عاميانه اين جا اشاره مى كنند كه دو محصول در گيلان مقابل هم هستند؛ برنج كه با رنج به دست مى آيد و ديگرى نارنج كه بدون رنج. برنج شما را پير مى كند از بس كه دردسر دارد.
* ما كيفى ترين برنج دنيا را توليد مى كنيم، با اين حال چرا كشاورز كارش را رها مى كند. چرا مسائل بسيارى وجود دارد.
وقتى پدرى مى ميرد و زمين بين هفت فرزندش تقسيم مى شود شما مى توانيد آن جا كشاورزى كنيد مى توانيد كشت مكانيزه داشته باشيد
* برنج ايرانى گران است.
[با لحن تند] برنج گران است
* برنج سفيد تراشيده قلمى
اگر ما يك مقدار برنج زردتر بخوريم كه با سبوس همراه است هم مشكلات تغذيه اى مان حل مى شود و هم ضايعات كارخانجات برنج كوبى مان كم.
* سال ۸۶چقدر برداشت كرديد
خيلى خوب بود، در هر هكتار حدود ۴ تن.
* اگر روزى مجبور شويد از طبيعت جدا شويد
اصلاً! با اين كه اهل تهران هستم اما به سختى به تهران مى آيم.
* زمين
اميد.
* ابر
رويا.
* شاليزار
عشق.
* شلتوك
آينده.
*زمين ترك خورده
ميل به آبادانى.
* شاندرمن
[مكث] نمى دونم.
* گيلان
خيلى دوست دارم و الان فكر مى كنم گيلانى ام. من زبان مردم تالش را كه با گيلكى فرق مى كند يادگرفتم و با زبان خود آنها صحبت مى كنم.
* عطر برنج
خيلى خوب است.
* برداشت
رفع خستگى.
* فرزند
فرزند مثل شلتوك است.
*كار آفرين
خود باورى و تلاش.
* كار آفرين زن
تلاش مضاعف.
زمزمه
ازدواج
مونا كربلايى
پروردگارم! از اين همه عشق كه در وجودم به وديعه گذاشتى سپاسگزارم.
از اين كه مرا با فردى آشنا كردى كه قادر خواهم بود،تا ابد به او عشق بورزم سپاسگزارم. زندگى مشتركمان را سرشار از صلح و آرامش كن. به دستانمان بركتى ده تا از نعمت هايت بهترين استفاده را ببريم.
به قلب مان توانايى دوست داشتن عطا كن تا در سختى ها يكديگر را تنها نگذاريم. لحظه لحظه زندگى مان را با نورت روشن كن تا هميشه راه درست را انتخاب كنيم. و به ما قدرتى ببخش كه قدر خوشبختى را بدانيم.
تازه ها
سرطان سينه
366906.jpg
زنان جوان در معرض خطر ابتلا به سرطان سينه قرار دارند. در حالى كه از حدود سن ۵۰ سالگى به بعد زنان بايد مراقبت هاى لازم را در خصوص اين بيمارى در نظر داشته باشند ولى در ايران به علت زمينه هاى ژنتيكى، تغذيه نامناسب، غذاهاى پرچرب، استرس، سن بالاى ازدواج و سن بالاى نخستين باردارى، زنان جوان تر نيز امكان ابتلا به اين بيمارى را دارند. دكتر موسوى متخصص زنان توصيه مى كند زنان به طور مستمر تحت معاينات دقيق پزشك قرار گيرند تا با تشخيص به موقع، در همان مراحل اوليه درمان شوند.
ايده
دوست يابى
نيره خاكبازان
كودكان بايد بتوانند پس از سه سالگى به مهارت دوست يابى دست يابند .توجه به نكات زير اين مهارت را در او تقويت مى كند.
كودكتان را تشويق كنيد رفتارى از خود نشان دهد كه دوست داشتنى شود.
هنگامى كه با شما صحبت مى كند با دقت به حرف هايش گوش دهيد و با اين كار اعتماد به نفس او را تقويت كنيد.
به او گذشت كردن نسبت به ديگران را آموزش دهيد.
از كودك بخواهيد با بچه هاى همسايگان يا دوستان و اقوام بازى كند. به كودك ياد دهيد كه با ديگران مهربان باشد و در بازى به آنها كلك نزند. براى او داستان تعريف كنيد و در اين داستان ها شخصيت هاى خوب و بد را توضيح دهيد.
وان درمانى
آرتريت درمانى
366924.jpg
نگار آرمان
مواد لازم:
۵۷ گرم روغن حامل مانند روغن بادام شيرين
۲۰ قطره بابونه رومى
۵ قطره فلفل سياه
طرز تهيه:
روغن ها را به خوبى با هم مخلوط كرده و در يك ظرف شيشه اى با رنگ تيره كه در آن به خوبى بسته شده و هوا از آن عبور نمى كند، نگهدارى كنيد. هنگام استفاده تنها كمى از آن را به محل مورد نظر ماليده و به آرامى ماساژ دهيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |