سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۱ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 27, 2008
كودك بادبادك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
كاردستى
از آسمان چه خبر - ۱
يك كلاغ چهل كلاغ
366969.jpg
غزاله مرعشى
تا به حال تلفن بازى كرده ايد در اين بازى، گروهى از بچه ها به صورت دايره دور هم مى نشينند. نفر اول يك كلمه يا يك جمله را در گوشى به نفر بغل دستى اش مى گويد. نفر دوم هم هر چه را كه شنيده است در گوشى به بغل دستى اش مى گويد و الى آخر. آخرين نفر هر چه را كه شنيده است با صداى بلند مى گويد و اين موجب مى شود همه بخندند، چون معمولاً آن جمله با جمله اى كه نفر اول گفته بوده، خيلى فرق دارد!
يك كلاغ چهل كلاغ هم تقريباً مثل همين بازى عمل مى كند. تنها تفاوتش اين است كه نتيجه آن اصلاً خنده دار نيست. همه چيز از يك غيبت كوچك يا سوءتفاهم ناچيز به وجود مى آيد ولى در زمانى كوتاه تبديل به يك شايعه بزرگ يا دروغ شاخدار مى شود!
انسان ها با صحبت كردن، افكار، ايده ها و تجربياتشان را با ديگران در ميان مى گذارند. حرف زدن درباره افراد ديگر هميشه هم بد نيست، مثلاً هيچ عيبى ندارد كه شما از فردى كه در جمع حضور ندارد به خوبى ياد كنيد يا اين كه چيزى بگوييد كه مى دانيد اگر آن فرد در جمع شما بود از شنيدنش ناراحت نمى شد.
ولى زمانى كه از بدى هاى كسى براى ديگران صحبت مى كنيد، داستان هايى را كه از درستى آنها چندان هم مطمئن نيستيد، به بقيه مى گوييد يا اسرارى را كه مى دانيد نبايد جايى مطرح كنيد ، براى بقيه دوستانتان فاش مى كنيد، بايد بدانيد كه شما اولين نفرى هستيد كه بازى زشت يك كلاغ چهل كلاغ را شروع كرده ايد.
مثلاً يك روز در زنگ تفريح يكى از بچه ها را مى بينيد كه به دفتر مدير مدرسه مى رود. از خودتان مى پرسيد كه چه اتفاقى ممكن است افتاده باشد. به حياط مدرسه مى رويد. به اولين چهره آشنايى كه مى رسيد مى گوييد: راستى، مى دونستى على حسابى تو دردسر افتاده الان تو دفتر آقاى مدير ديدمش. آقاى مدير هم خيلى عصبانى بود.
شما كه واقعاً نمى دانستيد على براى چه به دفتر آقاى مدير رفته است. ممكن است از نظر خودتان حرف چندان مهمى هم نزده باشيد ولى در عرض زمانى كوتاه همه همكلاسى هايتان درباره على و شيطنت احتمالى اش كه حسابى كفر آقاى مدير را درآورده است حرف مى زنند: «مى دونستى على يه كلاس اولى رو تو حياط هل داده » ، «خبر دارى كه على آدامسش رو روى صندلى آقاى معلم چسبونده بوده »، «شنيدى على تو امتحاناى هفته پيش تقلب كرده » و... زنگ تفريح تمام مى شود و على سركلاس نمى آيد. ديگر همه حسابى مشكوك شده اند! زنگ بعد على به كلاس مى آيد. همه با تعجب به او نگاه مى كنند و مى پرسند كه آقاى مدير چه تنبيهى برايش در نظر گرفته است! على هم كه حسابى گيج شده است مى گويد كه وقت دكتر داشته و مادرش از آقاى مدير خواهش كرده است كه اين دو ساعت او را با خود به مطب دكتر ببرد.
شايعه ها همين طور شكل مى گيرند. ابتدا كوچك و بى اهميت به نظر مى آيند ولى به تدريج بزرگ و بزرگتر مى شوند.
حتى اگر شما مطمئن باشيد كه على كار اشتباهى كرده و به همين علت به دفتر آقاى مدير رفته است، درست نيست كه آن را براى بقيه بچه ها بازگو كنيد. سعى كنيد هرگز چيزى كه موجب شرمندگى و خجالت زدگى كسى مى شود را براى ديگران تعريف نكنيد. از خودتان بپرسيد كه اگر اين ماجرا براى شما پيش مى آمد، دوست داشتيد كسى ماجرا را براى بقيه تعريف كند
گاهى اوقات بعضى از دوستانتان رازهايى را با شما در ميان مى گذارند و از شما مى خواهند كه به هيچ كس ديگرى در اين باره چيزى نگوييد. نگه داشتن راز كار بسيار سختى است. به محض اين كه رازى را شنيديد وسوسه مى شويد كه با بقيه دوستانتان درباره اطلاعات جديدى كه به دست آورده ايد حرف بزنيد! ولى حتى اگر به نظر شما هيچ علت منطقى وجود ندارد كه دوستتان بخواهد آن موضوع را مخفى كند، بازهم برملا كردن راز كار بسيار ناجوانمردانه اى است بخصوص اگر آغاز كننده يك كلاغ چهل كلاغ باشد.
چندان به گوش هايتان اعتماد نكنيد. بعضى وقت ها چيزى را مى شنويد و فكرتان مشغول مى شود و سعى مى كنيد شنيده ها را به گونه هاى مختلف تعبير و تفسير كنيد. در صورتى كه ممكن است چيزى كه شنيده ايد فقط بخشى از ماجرا باشد و كل قضيه با چيزى كه در فكر شماست بسيار فرق مى كند. پس بهتر است تا از چيزى كاملاً مطمئن نشديد، با ديگران درباره آن صحبت نكنيد.
بعضى وقت ها شايعه سازى و پشت سر ديگران حرف زدن خيلى جذاب و سرگرم كننده به نظر مى رسد! ولى بايد بدانيد كه همين دوستانتان كه با آنها دور هم جمع شده ايد و غيبت كس ديگرى را مى كنيد، بين افراد ديگر از شما بدگويى خواهند كرد. بهترين كار اين است كه با افرادى كه بزرگترين تفريحشان پشت سر ديگران حرف زدن است دوستى نكنيد. اگر شايعه اى در مورد كسى به گوشتان خورد سعى كنيد قوه تخيلتان به كار نيفتد! و ديگر آن ماجرا را براى دوستان ديگرتان تعريف نكنيد تا تابلوى يك كلاغ چهل كلاغ شدن را بگيريد. اگر كسى رازى به شما گفت سعى كنيد آن را جايى بازگو نكنيد و اگر رفتار زشتى از كسى ديديد با تعريف كردن آن براى ديگران آبروى آن فرد را نبريد. شما كه دوست نداريد كسى با خودتان اين كار را بكند !
كاردستى
فــضــــانــورد
366972.jpg
اشرف پورمند

وسايل لازم
تعدادى توپ تخم مرغى، سيم، مهره هاى دانه ريز، كش نازك، رنگ پوستر آكريلى، قلم مو، مهره هاى پلاستيكى شفاف، سيخ كباب چوبى، چسب چوب، تخته پلاستيكى در ابعاد ۱۷*۱۳ سانتى متر، دو تكه چوب ۲۲ سانتى مترى.
طرز ساخت
تمام توپ ها را به جز توپى كه براى تنه به كار مى بريد با استفاده از سيخ چوبى سوراخ كنيد، براى توپ تنه سه سوراخ لازم است. نقش صورت، بدن و كلاه فضانورد را نقاشى كنيد. تخته را رنگ بزنيد. اين تخته چيزى شبيه مخزن اكسيژن فضانورد است. دو توپ تخم مرغى بيضى شكل را به عنوان دستكش و دو توپ بيضى شكل ديگر را به جاى چكمه هاى فضايى عروسك رنگ كنيد. با كمى ابتكار عمل، با سيم سوزن بسازيد. زياد سخت نيست. سيم را پيچ بدهيد، نخ كشى را از داخلش رد كنيد و گره بزنيد. يك مهره و دانه ريز را از توى نخ رد كنيد و به ترتيب يك دستكش، دو مهره مربوط به دست و تنه و بعد دوباره دو مهره ديگر دست، دستكش دوم و سپس يك مهره دانه ريز را از نخ رد كنيد و دوباره گره بزنيد. براى چكمه ها، نخ كشى را از ميان يك مهره ريز يك چكمه و ۳ مهره رد كنيد و سوزن را از ميان يكى از سوراخ هاى توپ تنه به طرف بالا فشاردهيد و پس از آن به طرف پائين كشيده و از ميان سوراخ دوم بگذرانيد. در اين مرحله سه مهره پا يك چكمه و يك مهره را از ميان نخ رد كنيد و سپس گره بزنيد. يك تكه نخ كشى را از وسط سر رد كنيد و به حلقه پاها گره بزنيد و با چسب چوب تخته را به بدن بچسبانيد. تعدادى مهره شفاف داشتيد. آنها را از سيم نازك رد كنيد و شبيه شلنگ لباس فضانوردان به تخته اكسيژن بچسبانيد. قلاب هاى كوچكى با سيم درست كنيد و به دست ها و زانوها بچسبانيد، سپس چهار رشته نخ به طول
۷۵ سانتى متر به قلاب ها گره بزنيد و مثل عروسك هاى خيمه شب بازى به دو تكه چوب وصل كنيد.
اسپاركى
366930.jpg
بيتس و پى سز‎/ تهمينه مهربانى
مدرسه براى اسپاركى غيرقابل تحمل بود. در كلاس هشتم مردود شد. در درس فيزيك صفر گرفت. لاتين و جبر و انگليسى اش هم بد بود. در ورزش هم وضعش چنگى به دل نمى زد. تيم گلف مدرسه را اداره مى كرد، ولى در تنها مسابقه مهم فصل، فوراً بازنده شد. يك مسابقه ديگر را هم محض دلگرمى او برگزار كردند كه آن را هم باخت. اسپاركى در تمام دوره نوجوانى، آدم منزوى و ترسويى بود. واقعاً كسى از او بدش نمى آمد، اما هيچ كس به او اهميت نمى داد. يادش نمى آمد كه بيرون از مدرسه با يكى از همكلاسى هايش سلام و احوالپرسى كرده باشد. ابداً نمى شد فهميد كه اگر با كسى قرار ملاقات بگذارد، چه رفتارى خواهد داشت. از اين كه قبولش نداشته باشند و او را پس بزنند، وحشت داشت. او يك بازنده به تمام معنى بود و اين را هم خودش، هم همكلاسى هايش و هم، همه مردم مى دانستند.
او با اين باور بزرگ شد و زندگى كرد، اما خيلى زود به اين نتيجه رسيد كه اگر قرار است اوضاع رو به راه شود، بايد كارى كند وگرنه بايد خود را به همان خنگ بودنى كه ظاهراً به نظر مى رسيد، قانع مى كرد.
با اين حال يك چيز براى اسپاركى مهم بود و آن هم نقاشى بود. او به نقاشى هايش افتخار مى كرد، البته هيچ كس جز خودش قدر آنها را نمى دانست. در سال آخر دبيرستان چند كاريكاتور به ناشرين كتاب سال داد، ولى طرح هايش را پس فرستادند. به رغم اين شكست ها، اسپاركى به قدرى به توانايى خود اطمينان داشت كه تصميم گرفت يك هنرمند حرفه اى شود. بعد از تمام كردن دبيرستان، به استوديوى والت ديسنى نامه نوشت به او گفتند نمونه هايى از كارهايش را بفرستد و موضوعى را براى يك كارتون پيشنهاد كردند. اسپاركى آن كارتون را با صرف وقت و دقت زياد نقاشى كرد.
بالاخره از استوديوى والت ديسنى جواب آمد. بار ديگر تقاضاى او رد و او تبديل به بازنده تمام عيار شده بود. اسپاركى بالاخره تصميم گرفت زندگى خودش را به صورت كارتون دربياورد. او كودكى خود را توصيف كرد و شخصيت يك پسر كوچولوى هميشه بازنده را بازسازى كرد. شخصيت كارتونى او خيلى زود در همه دنيا مشهور شد. اسپاركى، پسركى كه هيچ وقت در درس موفق نمى شد و بارها و بارها كارهايش را رد كرده بودند، كسى جز چارلز شولتز نبود. او سرى كمدى احمق ها و شخصيت كارتونى چارلى براون را خلق كرد كه بادبادكش هيچ وقت پرواز نمى كرد و هيچ وقت نمى توانست توپ فوتبال را شوت كند.
از آسمان چه خبر - ۱
نزديكترين ماه نو
به زمين را هفته آينده ببينيد
366960.jpg
سيد محمد مهاجر
در طول اين شب ها و در اين موقع از سال، صورت فلكى «دب اكبر» يا همان ملاقه بزرگ را مى توان همزمان با غروب خورشيد و در بالاترين ارتفاع ممكن ديد. اگر واقعاً طالب لذت بردن از زيبايى هاى آسمان هستيد، پس از غروب خورشيد، سرى به پشت بام يا حياط منزلتان بزنيد، رو به شمال بايستيد و به آسمان نگاه كنيد. حالا پيدا كردن هفت ستاره نورانى كه در كنار هم شكل يك ملاقه بزرگ را تداعى مى كنند، در جايى بين افق شمالى و نقطه سرسو (نقطه بالاى سر شما) به راحتى آب خوردن است!
اگر ۹۰ درجه به سمت چپ بچرخيد، افق غربى رو به روى شما خواهد بود. در دقايق پس از غروب خورشيد، اگر سرتان را به اندازه حدوداً ۳۰ درجه بالاتر از افق غربى بگيريد، ستاره اى قرمز يا نارنجى رنگ مى بينيد كه يونانيان باستان به خاطر همين رنگ خاصش، آن را الهه جنگ و خونريزى مى دانستند! بله، درست متوجه شده ايد! اين جرم نارنجى رنگ آسمانى اساساً ستاره نيست، بلكه سياره همسايه ما يعنى مريخ است كه مدتى است صورت فلكى جوزا را ترك كرده و به سرطان (خرچنگ) وارد شده است. حركت پرشتاب مريخ در صفحه آسمان همچنان ادامه خواهد داشت تا آنجا كه در چند هفته آينده با صورت فلكى سرطان نيز وداع خواهد كرد و به صورت فلكى اسد (شير) وارد خواهد شد. با ورود مريخ به صورت فلكى اسد، تا چند هفته ديگر، اين همسايه صخره اى زمين با يك سياره غول پيكر گازى شكل ديگر از منظومه شمسى، يعنى «زحل» ملاقات خواهد كرد و اين دو در آسمان به كمترين فاصله از هم خواهند رسيد، اما اين نزديك شدن دو شىء آسمانى به هم كه در اصطلاح نجومى به آن «مقارنه» مى گويند، فقط يك نزديكى ظاهرى است، زيرا مريخ و زحل حتى در شرايط مقارنه هم صدها ميليون كيلومتر از هم فاصله دارند.
اما از ماه بشنويد كه سه شنبه هفته آينده يعنى ۱۴ خرداد، از بين زمين و خورشيد عبور خواهد كرد تا ماه جمادى الاول هم كم كم به پايان برسد و ماه جمادى الثانى شروع شود. اين پديده يعنى «تولد ماه نو» هم نوعى مقارنه است، چون در آن ماه و خورشيد از ديد ساكنان زمين به كمترين فاصله از هم مى رسند. مقارنه هاى ماه و خورشيد در ابتداى ماه هاى قمرى مى تواند به كسوف هم منجر شود. تولد ماه جمادى الثانى امسال يك خصوصيت ديگر هم دارد و آن اين كه ماه در لحظه تولد بسيار به زمين نزديك است، يعنى در فاصله اى حدود ۳۵۰ هزار كيلومتر از زمين قرار دارد. در كل سال ۲۰۰۸ ميلادى اين نزديك ترين ماه نويى است كه متولد مى شود، درحالى كه هلال ماه ذى الحجه امسال كه در آذرماه (دسامبر) متولد مى شود، در فاصله اى بيش از ۴۵۰ هزار كيلومتر از زمين واقع خواهد بود. فاصله كم ماه با زمين در شرايط مقارنه با خورشيد موجب مى شود كه جاذبه ماه و خورشيد هردو با هم و در يك جهت دست به دست هم بدهند و اقيانوس ها و درياهاى آزاد شديدترين جزر و مدها را تجربه كنند. در اين اوضاع و احوال موج هاى سهمگين و امواج سونامى مى توانند از هر زمان ديگرى مخرب تر باشند.
* عضو گروه نجوم دانشگاه صنعتى اميركبير


|   شناسنامه   |   آرشيو   |